X
تبلیغات
بهبهان شهر ما
راستش اینکه توی یک برنامه تلویزیونی ابتدا در همه شهر های منتخب برنامه های از پیش تعیین شده را اجرا کنند و در آخر برنامه ای هم در شهر اهواز و در مرکز صدا و سیمای استان پخش کنند و توی همون برنامه از اینکه آخرین برنامه آنها در استان است بگویند دیگه تقصیر از من نیست که به یکباره بهبهان هم  در روز بعد از آخرین برنامه میزبان این گروه برنامه سازی میشود.

امید وارم هر چه بوده اشتباه از من  باشد که اعلام آخرین برنامه صبح آمد در استان خوزستان را شنیده و دیده ام . خیر است انشاالله.

از دوست بزرگوار آقای مهتابی عزیز که شرمنده همیشگی ایشان هستم تشکر فراوان دارم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 17:19 توسط پیمان |

 

1-طی دو هفته گذشته برنامه تلویزیونی صبح آمد که از شبکه 3 پخش میشود و به صورت زنده از شهر های مختلف کشور به اجرای برنامه میپردازد در استان خوزستان حضور داشت. به غیر از مرکز استان شهرهای رامهرمز ، ماهشهر ، ایذه ، شوشتر ، دزفول ، اندیمشک و شوش شهرهایی بودند که این برنامه تلویزیونی را میزبان بودند و طی دو ساعت  پخش این برنامه به بیان  تواندمندی ها ، جاذبه های گردشگری و معرفی هنرمندان و ورزشکاران این شهر ها اختصاص داشت.

اما این بار هم نامی از بهبهان به میان نیامد.

شاید اینکه یک برنامه تلویزیونی به  شهر ما اختصاص داشته باشد یا نداشته باشد چندان دارای اهمیت نباشد اما اگر از این جنبه به این قضیه نگاه کنیم که اهمیت یک شهر هم از نظر منابع و هم از نظر استعدادهای اقتصادی و فرهنگی و .... دلیل برنامه ریزی یک برنامه تلویزیونی در سطح ملی برای حضور در آن شهر است شاید بیشتر در مورد این قضایا حساسیت به خرج دهیم. واقعیت این است که بهبهان به دلیل رها شدن و عدم سرمایه گذاری های مناسب حال و روز خوشی ندارد و تقریبا از همه شهر های خوزستان که اتفاقا همگی آنها در سطح شهرهای محروم هستند عقب تر رفته است.

2- فصل ، فصل انتخابات است و گروههای سیاسی شهرمان چون دیگر شهرها مشغول برنامه های انتخاباتی خویشند . اما براستی چرا تا کنون هیچگاه این گروههای سیاسی که همه طیفی از چپ و راست و ملی و مذهبی  در میان آنها وجود دارند و برای همه اتفاقات بزرگ و کوچک سیاسی کشور بیانیه صادر میکنند به منافع شهر بهبهان حتی توجه هم نداشته اند . آیا هدف و غایت مقصد مورد نظر یک گروه سیاسی نباید تامین رفاه ، امنیت ، آسایش  و توسعه همه جانبه برای جامعه مرتبط با خود باشد ؟ ( چه حرفهای خنده داری )

3- تحقیر های صورت گرفته طی یکی دو سال اخیر که از شبکه های سراسری تلویزیونی هم شاهد آن بوده ایم سهم بهبهان از پخش های تلویزیونی بوده است . اوج این تحقیر ها تبدیل شهرستان بهبهان به شهرستان سردشت زیدون در یک برنامه تبلیغی شرکت گاز بود که نزدیک به ده روز در همه شبکه های تلویزیونی پخش شد . چرا فرمانداری بهبهان نسبت به این تحریف عیان که تقسیمات کشوری مصوب وزارت کشور را به سخره گرفته بود واکنش نشان نداد ؟

و اینکه برنامه تلویزیونی صبح آمد چرا بهبهان را به حساب نیاورد ؟

آیا اشکال از سیمای استانی خوزستان است  ؟

و البته چرا به جز بهبهان شهرهای آبادان و خرمشهر هم جایی در این برنامه نداشتند ؟آیا شهرهایی که جز نزول همه شاخص های توسعه در این چند سال نصیبی نداشته اند عمدا از پخش زنده این برنامه تلویزیونی کنار گذاشته شده اند ؟ بهبهان –آبادان – خرمشهر.  
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:37 توسط پیمان |

دوستی که مدت زیادی نیست ساکن شیراز شده تعریف میکنه :

همسایه بهبهانی من توی شیراز کمتر از 4 ساله که به شیراز اومده و ساکن شده،یک خانواده تحصیلکرده هم هستن و فارسی رو هم به شدت با لهجه بهبهانی صحبت می کنن یعنی خودشون رو اهوازی معرفی کردن ولی من به محض شنیدن لهجه با خوشحالی به سراغشون رفتم و گفتم بابا اهواز کجاست،ما هم بهبهانی هستیم(همسرم به حرمت من،گاهی خودش رو اصالتا بهبهانی معرفی می کنه در صورتیکه اصلا خوزستانی نیست)ولی روزی که از ایشون دعوت کردم که به انجمن بهبهانی های مقیم شیراز بیاد،علناَ گفت:من ارتباطی با بهبهان ندارم،میام اونجا،شما ها می خواید بهبهانی صحبت کنید و من متوجه نمیشم،شما مجبور میشید فارسی صحبت کنید اونوقت شما راحت نیستید!!!

البته همه ما به خصوص بهبهانی هایی که در بهبهان زندگی نمیکنند با این همشهریان جهش یافته برخورد داشته اند و هر یک تجارب تلخی از روبرو شدن با اینگونه افرادی که حقارت را به اوج رسانده اند دارند .

تجربه به مشکل برخوردن کار بهبهانیها در اداراتی که مدیر بهبهانی دارند هم که جای خود دارد.

براستی چرا بعضی ها اینچنین خود و بهبهان  را ریز میبینند که بعضا حتی دیده شده خود را منتسب به شهر های بی اصل و نسب و بسیار کوچکتر از بهبهان میکنند اما تاکید موکد دارند که بهبهانی نیستند؟

***منظور از شهرهای کوچک و بی اصل و نسب شهر هایی هستند که توی همین چند سال اخیر اسم شهر به آنها اطلاق شده است و از نظر تاریخ و جغرافیا و بقیه مسایل حتی به پای زیدون بهبهان هم نمیرسند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:57 توسط پیمان |

بعضی از دوستان ناراحت میشن که در این وبلاگ بارها عنوان شده چرا نام پالایشگاه در دست ساخت در شهرستان بهبهان - بیدبلند ۲  است ؟

خدمت این دوستان عرض میکنم نه ناراحت شوید و نه مرا محکوم به گیر کردن سوزن کنید . مطلبی که امروز در سایت نفت نیوز درج شده و خصوصیات این پالایشگاه را از زبان رییس آن شرح داده خود گویای همه چیز است. البته نه اینکه من عقده نام بهبهان را داشته باشم و گلایه و شکایتم بابت این باشد که چرا در این گزارش نامی از بهبهان نیامده  . نه . من اصلا میگم برای اینکه خدای نکرده شاید با احتمال یک درصد بعدها بهبهانیها ( هر چند این مساله را کاملا بعید میدانم ) برای استخدام بیکاران خود در این پالایشگاه حرص و جوش خوردند بدانند که این پالایشگاه ربطی به بهبهان نداره و این بهبهانی های عزیز در شرایط بومی گزینی این پالایشگاه جایی ندارند همین .

بخشهایی از مصاحبه رییس پالایشگاه گاز بهبهان ....ببخشید بیدبلند ۲

به گزارش نفت نيوز،مهندس منوچهر طاهري يادآور شد: با توجه به ويژگي هاي طرح ملي پالايشگاه بيد بلند2 كه با اعتبار دو ميليارد و 177 ميليون دلار در خوزستان در دست احداث است، مي توان سرمايه گذاري مربوط به اين طرح را با درآمدزايي سالانه يك ميليارد و 40 ميليون دلار و در مدت زمان نزديك به دو سال مستهلك كرد؛ از اين رو تامين به موقع منابع مالي مربوط به آن در دست يابي به هدف ياد شده تاثير بسزايي خواهد داشت.
طاهري با بيان اين كه پالايشگاه بيد بلند2 دريافت كننده روزانه 57 ميليون مترمكعب گاز ترش خواهد بود، اظهار داشت: با دريافت اين مقدار گاز و شيرين سازي روزانه 46 ميليون متر مكعب آن، علاوه بر تامين بخشي از مصارف خانگي، اتان مورد نياز صنايعي مانند پتروشيمي گچساران به ميزان 5/1 ميليون تن درسال را تامين خواهد كرد.
وي تصريح كرد: از اين مبلغ 500 ميليون يورو در بخش "الف" و 200 ميليون دلار در بخش "ب" هزينه خواهد شد.
وي با تاكيد براين كه طرح احداث پالايشگاه بيد بلند2 به وسيله مهندسان و پيمانكاران ايراني انجام مي شود، تصريح كرد: احداث اين پالايشگاه در دو بخش پالايشگاه (الف) و خطوط لوله و تاسيسات ذخيره سازي در بندر ماهشهر (ب) به وسيله كنسرسيوم هاي ايراني به شيوه "يي.پي.سي "انجام مي شود

 

متن کامل را در لینک زیر ببینید

بید بلند 2

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 11:54 توسط پیمان |

چشمها را باید شست

 

 در باب عدم تناسب تغییرات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی در بهبهان با سرعت تغییرات در نزدیک ترین شهرها سخن بسیار است . اما این قضیه از جهتی دیگر نیز قابل بررسی است .

بارها شنیده ایم و شاید گفته ایم که محیط بهبهان توانایی پرورش استعدادهای خود را ندارد یا بهبهان برای رشد و تعالی متفکران و نخبگان خود کو چک است . در حقیقت کسانی که میتوانند در صورت شکوفایی استعدادهایشان در این شهر خود موتور محرک و تغییر در این شهر باشند اسیر جو موجود این شهر میشوند و در آخر یا با شرایط موجود خو میگیرند و یا بار سفر میبندد و میروند و عجیب اینکه دیگر پشت سر خود را هم نگاه نمیکنند.

 بر اساس نظریه کرت لوین ( یکی از دانشمندان مدیریت ) مجموعه همه پدیده هایی که رفتار فرد را تعیین میکند فضای روانی و محیط روانی است که فرد در آن قرار دارد . فضای روانی شامل تمام واقعیتهایی است که شناخت آنها برای فهم رفتار فردی لازم است .

برای تغییر فضای روانی و گام اول ، تغییر هنجارهای گروهی است.

همه البته با شدت و ضعف متفاوت به شرایط نه چندان مساعد حاکم بر شهر خود باور داریم. هنجارهای تثبیت شده در باورهای عمومی مردمان شهر ما امروز ضعف خود را نمایان ساخته و نتیجه آن سکون و رکود حاکم بر شهرمان میباشد .

آیا تا کنون با خود اندیشیده ایم چرا هیچ فرد مطرح و شاخص در سطح ملی و بین المللی از بهبهان نداشته ایم . ( کسانی که اصالت بهبهانی دارند مد نظر نیست چرا که آنها رشد و پرورش خود را مدیون محیطهای دیگر  میدانند ).این در حالی است که سطح درک و فهم و شعور عمومی مردم بهبهان از سطح درک و شعور عمومی شهرهای برخوردار و توسعه یافته ایران و جهان نه تنها کمتر نیست که شاید میزان متوسط آن بالاتر هم باشد . آیا اگر فضای روانی بهبهان مساعد بود هم اکنون ما دهها شاعر ، نویسنده ، هنرپیشه ، مدیر ، مخترع و مبتکر ...........نامی و پر آوازه به جهان تقدیم نکرده بودیم ؟

تغییر در فضای روانی که خانم آیتی  در مطلبی مشابه پیش از این  از ضرورت تغییر در  الگوهای ذهنی گفته اند  شاید افقهای وسیع پیش رو را به ما بنمایاند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:58 توسط پیمان |

تقریبا قریب به اتفاق کسانی که چند سالی دور از بهبهان بوده اند در بدو ورود خود به این شهر جمله ای با مضمون مشترک
" "این شهر هیچ تغییری نکرده است " را برزبان می آورند . 
الوین تافلر در نظریه خود راجع به سازمانها تغییر را اصل مسلم برای بقای سازمان معرفی میکند و
هر سازمانی که نتواندخود را با تغییرات محیطی همراه سازد محکوم به فنا و نابودی میداند.
با نگاهی سطحی به روند تحولات محیطی ( بیرونی ) در محیط دور و نزدیک بهبهان متوجه میشویم که
 متاسفانه مردمان این شهر هیچ گاه به اصل تغییر توجه نکرده اند و تغییرات شگرف روی داده در دنیای اطراف آنها را متوجه سکون و عقب رفت شان نکرده است . به یمن پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات آسان شده امروز و رفت و آمدهای فراوان مردمان این شهر به دیگر شهر ها امروزه بخشی از مردم این شهر به فاصله عمیق محل زندگی خود با رشد و توسعه روز افزون دیگر نقاط پی برده اندو چون در مقام مقایسه جز سر افکندگی نصیبشان نمیشود به سرخوردگی رسیده اند . با نگاهی در آثار ادیبان منتقدی چون سید محمد سید و تقی آصفی و دیگر بزرگان این سرزمین در خواهیم یافت که این بزرگواران نیز از عمق بی خبری و بی خیالی مردمان شهر خود در رنج بوده اند و همه توش و توان خود را جهت توجه دادن ساکنان این سرزمین به حرکت و رهایی از سکون بکار برده اند. نخواستن و نتوانستن صفت مشخصه مردمان این سرزمین بوده و امید بستن به غریبه هایی که چند روزی را به حکم مقامات مرکزی زمام امورشان را بدست گرفته اند تنها کار مهم شان. اگر هم در همه این روزهای سیاه رفته براین قوم یکی از خودشان همت نموده در آبادانی این شهر ،با هزار طعنه و کنایه و تهمت و ناسزا او را از دیار خود رانده اند .
تا زمانی که تغییر را اصل مهم خود قرار ندهیم امیدی به بهبود نیست و نقطه شروع تغییر بازنگری در افکار و امیال و ارزشهایی است که نتیجه آنها وضعیت امروز ما بوده است.
امیدواریم روز بروز بر تعداد کسانی که تغییردر جهت بهبود ، شعار و هدف زندگی فردی و جمعی شان می باشد ، افزوده گردد.

پی نوشت: این تغییر هیچ ربطی به شعار انتخاباتی رییس جمهور آمریکا ندارد !

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:55 توسط پیمان |

در خبرها آمده است : قدمت بهبهان به 10 هزار سال می رسد سایت بهبهان وب

براستی باید ده هزار ساله شدن بهبهان را جشن گرفت ؟

خوشحالیم که قدمت آثار یافته شده در این منطقه پنج رقمی شده و زحمات آقای دولتی مختاران که همه زندگی خود را جهت روشن ساختن زوایای تاریک این شهر کهن صرف کرده هم جای تقدیر و تشکر دارد. ایشان نیز از جمله سرمایه های گرانقدر این شهر هستند که خالصانه متحمل زحمات فراوانی برای اعتلای نام بهبهان در صفحات تاریخ جهان شده اند.

اما سهراب میگوید : پشت سر نیست فضایی زنده .....پشت سر خستگی تاریخ است

خستگی تاریخ ده هزارساله به وضوخ در بند بند ساختمانهای این شهر پیر و سلول سلول مردمان قانعش خودنمایی میکند. همه خسته اند و خستگی تاریخ امان ما را بریده است. امروز ما‌ن فدا شده است شاید خود ما باور نکنیم که با آن همه قدمت و فراز و فرود تاریخی امروز هیچ نیستیم. گفتن این کلمات چه قدر سخت است برای کسی که همه شبان و روزان عمرش را با یاد شهر خوبش سپری کرده است.

ورودی یک شهر سی و  چند ساله در همین کشور به جای اینکه بنویسند به شهر فلان و فلان خوش آمدید دعای ورود به شهر را نوشته اند و نوشته اند خدایا این شهر را بهترین شهر زمین گردان و ساکنانش را به بهترین صورت ممکن......و الی آخر

آنها تاریخ ندارند اما امروزشان بسیار بهتر از شهر ده هزار ساله است .

به تاریخ ده هزار ساله شهرمان میبالیم اما نابودی امروز شهرمان را نیز جدی بگیریم.

+ نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 10:18 توسط پیمان |