بهبهان شهر ما

در باره بهبهان

سالی که گذشت  

گذشت

سال نو آمد با همه امید به روزهای بهتر . شاید گرمترین و خشک ترین عید عمرمان را تجربه میکنیم اما گذری بر تاریخ این سرزمین از غریبه نبودن خشکسالی خبر میدهد.

سال پر بار و برکتی را از درگاه خدا آرزو کنیم همراه با صلح و امنیت و آرامش.

۰

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:20 توسط پیمان|

24 اسفند – چرا موحد؟

 

هیچ کس از خدمت آقا نا امید بر نمیگردد ! آقا حتی نیمه شب هم روی از کسی برنمیگرداند ! خانه آقا در بهارستان همیشه مملو از کسانی است که برای رفع مشکلی به تهران سفر کرده اند !

جملات فوق از زبان کسانی که میتوان آنها را طرفداران دو آتشه آقای موحد نامید در روزهای پیش از انتخابات سال گذشته فراوان شنیده میشد تا جائیکه بعضی به شوخی اضافه میکردند ، آقا شفا هم میدهد !!!!!!!!!

در این مطلب از تقلبهای واضح و پنهان انتخابات سال پیش حرفی به میان نخواهد آمد چرا که آن انتخابات با همه حواشی تایید شد و امروز آقای حاجی محمد موحد نماینده بهبهان محسوب میشود . از زاویه ای دیگر ماندگاری آقای موحد در عرصه سیاسی کشور را مورد بررسی قرار خواهم داد.

بر خلاف عده ای که نماینده مجلس را طبق اصول مسلم قانون اساسی نماینده تمام مردم ایران میدانند و شان نمایندگان را بالاتر از رسیدگی به امور محلی و به دنبال نان و آب روزمره مردم  بودن ، میدانند ، امروز وظیفه اصلی نمایندگان دقیقا رفع احتیاجات روزمره موکلان و پی گیری مسایل و مشکلات محلی میباشد . تغییر وظیفه اصلی نمایندگی و پایین آمدن شان آن به دلیل اصل شدن موضوعات محلی هم به دلیل نقص قوانین و هم نقص زنجیره قانونگذاری و پی گیری در کشور ماست ، همچنین نظام مند نبودن و متعادل نبودن تقسیم بودجه های عمرانی  در نقاط مختلف کشور نیز به این مسایل دامن میزند.

اما از بحث اصلی دور نشویم. آقای موحد به کرات در سخنان خود بر اولویت داشتن مسایل اقتصادی و رفع مشکلات مراجعان تاکید کرده است و مسایل سیاسی  و جناح بندی های سیاسی را اولویت کاری خود در مجلس نمیدانسته است . اما راز اینکه نامه های ارجاعی او به ادارات برای رفع مشکل مراجعان عموما با پاسخ مثبت روبرو میشود چیست ؟

حضور طولانی مدت آقای موحد در منصب نمایندگی مجلس و پیش از آن قوه قضاییه برای او فرصتی  بود تا اشخاصی را مورد حمایت خود قرار دهد و فرصت رشد در سازمانهای گوناگون را برای آنها فراهم کند. آنگونه که امروز مرسوم است میگویند آقای موحد به خوبی از عهده کادر سازی بر آمده و نیروهای مورد حمایت او امروز به عنوان مدیران ارشد اجرایی در بسیاری از وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی و نهادهای اقتصادی حضور دارند و به عنوان بازوهای اجرایی او محسوب میشوند. شبکه گسترده اجرایی و تصمیم گیری که از افراد حامی موحد در کلیه سازمانهای دولتی ایران به وجود آمده توان بالایی در اثر گذاری بر تصمیمات ملی را پیدا کرده است و در این راه منافع اقتصادی و سیاسی شبکه مذکور اولویت اصلی فعالیت آنان محسوب میشود . البته کار در جهت منافع مردمی و عمومی از سوی این شبکه به شدت محل تردید است اما آنچه مسلم است مراجعان به شخص آقای موحد که نامه های او را برای پی گیری امور شخصی خود دریافت میکنند به دلیل وجود شبکه بازوان اجرایی او در ادارات دولتی معمولا راضی از ادارات مذکور خارج خواهند شد . و اینچنین است که افسانه موحد در ذهن طرفداران او شکل گرفته و رمز موفقیت او را رقم زده است. البته این موفقیت در بسیاری جهات با لابی گری و چانه زنی و بعضا هم دور زدن قوانین همراه بوده است .

از جهت دیگر اگر حضور آقای موحد به عنوان کاندید نمایندگی شهر بهبهان   را مورد توجه قرار دهیم نکات قابل ذکری از نحوه تبلیغات او بدست خواهد آمد. حدود 6 ماه قبل از انتخابات آقای موحد با اسکان در منزل آقای   خ.پ در محله چمنک بهبهان عملا ستاد انتخاباتی خود را فعال نمود . دعوت از همه افراد متنفذ و تاثیر گذار در شهر و روستا برای حضور در ستاد مذکور و تلاش برای تاثیر بر افکار عمومی مردم بهبهان از جمله وظایف اصلی این ستاد بود . ( بانیان ستاد آقای موحد در تغییر افکار عمومی بخشی از مردم بهبهان

موفق بودند البته با توجه به جبهه شدیدا مخالف مردم بهبهان نسبت به حضور آقای موحد در بهبهان ) اگر رفتار کاندیداهای بهبهانی را با آقای موحد در این مورد مقایسه کنیم به اختلاف آنها پی خواهیم برد. کدام یک از کاندیداهای بهبهانی تا پیش از فعالیت رسمی تبلیغات انتخاباتی در بهبهان حاضر شدند و هدف تاثیر گذاری بر افکار عمومی را دنبال کردند. آقای فقهی زاده به عنوان کاندید اول بهبهانی ها  تا دو سه روز مانده به انتخابات کاملا ناشناخته بود . هرچند اقدامات فرصت سوز و هدفدار آقای شجاعپوریان در آن شکست بزرگ بسیار تعیین کننده بود اما رفتار کاندیداهای بهبهانی بخصوص در مواجه شدن با افکار عمومی روستاییان بسیار ضعیف و شکننده بود .

آقای موحد موفق شد به هدف خود برسد . البته در این نوشتار منظور از موفقیت از دیدگاه غربی آن است که هدف وسیله را توجیه میکند و اصالت نفع اصل اول همه فعالیتهای سیاسی و اقتصادی است. اگر بر اساس آموزه های دینی و مذهبی موفقیت را مورد توجه قرار دهیم شاید نتوان نام موفقیت را بر روش فعالیت آقای موحد نهاد.

نگاهی دوباره به تعداد آرای اعلام شده از سوی فرمانداری بهبهان در انتخابات مذکور جالب  خواهد بود .

آقای موحد حدود 31000رای که از این تعداد 5000رای آن در حوزه شهر بهبهان به نام او بوده است .

آقای ضرغامی حدود 21 هزار رای

آقای فقهی زاده 16000رای

آقای مدرس موسوی حدود 10 هزار رای

آقای ورزشی بیش از 5000 رای

...

...

مجموع رای سه کاندید بهبهانی در این انتخابات بیش از 31 هزار میشود که از رای آقای موحد اندکی بالاتر خواهد بود . در شهرهای سردشت و آقاجاری بیش از تعداد واجدان شرایط یعنی بیش از صد در صد در انتخابات شرکت کرده بودند ! و حدود 14000 رای در این دو حوزه تماما به نام آقای موحد بوده است !!!!

اگر بتوان از حضور ماشینهای پلاک ایران -49 در روز انتخابات با اغماض گذشت ( اغماض در برابر نقض صریح قانون انتخابات ) یا شناسنامه های تقلبی را نادیده گرفت ( همانگونه که نادیده گرفتند ) باز هم تعداد آرای آقای موحد از مجموع آرای کاندیداهای بهبهانی کمتر میشود  . ضمن اینکه عدم موفقیت کاندیداهای بهبهانی در جلب آرای روستاییان به دلیل نحوه رای دهی قومی این قشر پرجمعیت نیز خود محل تامل و بررسی خواهد بود .

و امروز یکسال از آن روزهای پر هیاهو گذشته است و مردم درگیر زندگی روزمره خود. سیاستمداران شهر ما نیز مشغول رتق و فتق امور شخصی خود میباشند تا شاید در انتخابات بعد و در فاصله یک هفته مانده به انتخابات نامهایی را به عنوان کاندید نمایندگی شهرمان بشنویم و بعد هم دوباره تکرار مکررات. راستی چرا هیچ یک از مدیران یا متنفذان بهبهان اعتقادی به کادر سازی نداشته اند ؟

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:52 توسط پیمان|

در سایت       آتیه بهبهان       آمده است :

چرادرسفر اخیرریاست محترم جمهوردریکی از کوچکترین شهرهای استان کلنگ تاسیس شرکت سیمان را به زمین میزنندولی نماینده آقای رئیس جمهور(دکترزاهدی )در جلسه شورای اداری شهرستان بهبهان مگویند توسعه سیمان بهبهان توجیه اقتصادی ندارد.

حال سوال اینجاست اگر در مجموعه مسوولان شهری بهبهان که در شورای اداری شهرستان با حضور وزیر علوم شرکت داشته اند اگر فردی بهبهانی و دلسوز وجود داشت نباید اعتراض شدیدی به گفته های وزیر میکرد یا جلسه را ترک میکرد ؟

آیا فرماندار یا امام جمعه یا نماینده شهرمان که همه غیر بومی هستند کوچکترین اعتراضی به این گفته وزیر علوم داشته اند؟

پیش از سفر رییس جمهور به استان کرمانشاه نمایندگان این استان در اعتراض به بی توجهی رییس جمهور به آنها سفر هیات دولت به کرمانشاه را تحریم کردند که این مساله باعث تعویق سفر هیات دولت به این استان شد . چرا در بهبهان حتی با فرض بومی بودن مسوولین هیچ اعتراضی نسبت به تحقیر های صورت گرفته از سوی دولت مرکزی نمیشود ؟

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 9:35 توسط پیمان|

آقای صدری پیشنهاد خوبی داده اند . بیاییم ببینیم در سالی که روزهای آخر آنرا سپری میکنیم سودمان بر زیانمان میچربد یا نه یا اینکه کدام حادثه را حادثه سال بنامیم .

انتخاب آقای موحد یا حوادث منصوریه یا مرگ مشکوک محمد جعفر گله دارزاده یا حواشی دفن پیکر مرحوم سید محمد سید- بیدبلند ۲ یا ....

هرچه پیش میرویم حوادث همه نا امید کننده است . اما رویداد پر اهمیت سال شهرمان را چگونه انتخاب کنیم از میان این همه رویداد تلخ. به نظر من همه این حوادث دست در دست هم دارند و نمیتوان یکی را بردیگری ارجح دانست . اگر انتخابات ما آنگونه میشود اگر در نحوه دفن بزرگان شهرمان اختلاف داریم یا اگر مداح محبوب شهرمان را آنچنان که میدانیم برسرش آوردند و هنوز دریغ از یک جواب قانع کننده یا اگر در منصوریه گروهی به خود جرات دمیدن بر شیپور نا امنی و هرج و مرج میدهند همه در یک چیز خلاصه میشود ما مردمان چون خواب زدگانی میمانیم که خماری خواب صیحگاهی را بر بیدار شدن و کار و تلاش برای بهبود امور خود ترجیح میدیهیم . و اینچنین همه حوادث یکساله شهرمان بوی یاس و نا امیدی میدهد. به امید اینکه سال آینده سالی بهتر و امیدوار کننده تر باشد .

اما گوشه ای از مطلب اخیر آقای بهمن پور در سایت آتیه بهبهان در ادامه درج میشود :

طرح ارزیابی عملکردیکساله عمومی درشهرمان بسیارعالی وقابل تقدیراست.اینکه نتیجه آن به شکلی درمعرض دید همشهریان قرار بگیردمیتواندازمهمترین رویدادهای سال88باشد.اصولا دردنیای پیشرفته دست اندر کاران ازاینگونه نظرسنجیهادربرنامه ریزیهای خودبهره فراوان میبرندامیدوارم همه دوستان این موضوع را جدی بگیرندوپاسخ قابل توجه بدهند.
اتفاقات سال87هرکدام به نوبه خودمهم وجای تامل اساسی دارند.
1- درگذشت ذاکر دلسوخته اهل بیت(ع)حاج محمدجعفرگله دارزاده وآن تشییع جنازه?کم نظیرعمق علاقه مردم بهبهان به خادمین دین مبین اسلام رانشان داد.مشکوک بودن این رخدادقلب مردم را بیشتر شکست وهنوز هم بی صبرانه منتظراعلام نظر قطعی این حادثه جانگداز هستند.پیشداوری درچنین اتفاقات مهمی کاررا برای مسوولین پیچیده تر میکند.قطعأاهل فن یک لحظه ازپیگیری این واقعه غافل نخواهندبودوما هم برای موفقیت آنها دعا میکنیم وامیدواریم این مرد بزرگ باشهدای کربلا محشورباشد.
2- انتخابات هرچنددرسال86برگزارشدونتیجه عملکرد16?ساله اصولگران واصلاح طلبان درمجلس بود وبنده درسایت مقاله نویسی تحت عنوان عوامل تاثیر گذاردرانتخابات بهبهان ازحاج زینلی تاحاج موحددلایل انتخاب افرادراتشریح نموده ام اما بلاخره چون این انتخاب به سرنوشت چهارساله ما مربوط میشودهرچه بیشتر اززوایای مختلف مورد ارزیابی قرار بگیردبهتر است.اما متاسفانه آستانه تحمل جناحهای فعال ما بسیارپایین است.هیچ کدام حاضر به قبول واقعیت نیستند.همه مامیدانیم موضع سیاسی همکارفعال ومتعهدمان آقای صادق آصفی چیست اماایشان بعداز انتخابات تحلیلی واقع بینانه دررابطه باانتخابات نمودونظرش این بود که نتیجه انتخابات را بپذیریم وبرای سازندگی شهرمان متحدشویم وازنماینده برای رفع مشکلات کمک بگیریم.اما دیدیم که ایشان را به انواع مختلف متهم نمودند
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 18:39 توسط پیمان|

به پیشواز 24 اسفند

 

گرایش عمومی مردم ایران به اصلاح طلبان امری تقریبا مشهود است که برای آن میتوان دلایل فراوانی ذکر کرد که ، البته ، موضوع این بحث نیست . اما اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست یا حتی اصول گرایی چیست و اصول گرا کیست ؟ آیا هر کس در اردو گاه اصول گرایان راه نداشته باشد ،  اصلاح طلب است یا بر عکس ؟ البته اینها نیز موضوع این بحث نیستند.

بر اساس آمار و ارقام استخراجی از چند انتخابات اخیر مردم بهبهان بدجوری به اصلاح طلبان گرایش دارند . اگر جغرافیای پیرامون خود را مرور کنیم می بینیم از کازرون گرفته تا نورآباد  ممسنی و همین طور که بیایم جلو به گچساران  و دهدشت  و امیدیه و ماهشهر و رامهرمز و خرمشهر و آبادان و ( اهواز ) و همین طور بریم تا شوشتر و دزفول و ... خرم آباد و بروجرد ( نفسم برید از بس شهر ها رو یک نفس شمردم ) همه یک جوری به اصلاح طلبان ارادت دارند . اما نمایندگان این شهر ها در مجلس در چند دوره اخیر از هر طیفی بوده اند ( منظور از طیف همان حزب و گروه است ) . اما برگردیم به همان بهبهان خودمان . در دوره چهارو و پنجم نماینده شهرمان اط گروههای منتسب به اصول گرایان بوده و دوره های  ششم و هفتم نماینده شهر ما از اصلاح طلبان فعال و خوشنام مجلس بوده است . در دوره هشتم هم آنقدر گرفتار انتخاب اصلح بین اصلاح طلبان شدیم که کلاغه اومد قالب پنیر را برد .......الان یک سالی میشه شهر ما نماینده نداره ، البته اسما داره ولی ایشان به جهت رتق و فتق امور خصوصی مردم و اربابان رجوع از سراسر کشور فرصتی برای توجه به منافع عمومی شهر بهبهان نداره . نمیدانم منافع عمومی شهر بهبهان منافع عمومی ایشان هم حساب میشه یا نه ؟ خلاصه کلام اینکه این سوالها بدجوری ذهن مرا به خود مشغول کرده آیا منافع حزبی را میتوان به منافع محلی پیوند زد ؟ آیا داشتن نماینده قدرتمند از هر طیفی که میخواد باشه  بهتر از  نداشتن نماینده از هر طیفی نیست !!!؟؟؟؟ آیا اصلاح طلبان ( به طور کلی ) آنقدر اصلاح طلبند که همه موازین جوامع دموکراتیک را پاس میدارند یا اصول گرایان ما آنقدر اصول ( این اصول را به واقع نمیدانم چیست و مرز آن از کجا تا کجاست ) را مقدس میشمارند که حتی در صورت تلاقی اصول با منافع شخصی خود به نفع اصول کنار میکشند ؟

این سوالها پاسخ روشن نخواهد داشت پس بیخود ادامه ندهم ، اما آنچه دوست دارم به پاسخ آن برسم این است که آیا منافع شهر بهبهان واجب تر است یا منافع حزبی .البته کاری به این حرفها ندارم که اگر فلان حزب در سطح کلان مملکت بر مصدر امور نشیند جزء جزء مملکت از برکات آن بهره مند خواهند شد ، تجربه شهر مفلوک ما نشان داده از صد سال پیش که توی این کشور مجلس به راه افتاد تا به امروز هر دولت و حزب و دسته  که بر مصدر امور نشسته جز تباه شدن بیش از پیش آنچه حق شهرمان میدانیم ندیده ایم پس آیا نباید یک کم فقط یک کم به این نکته توجه میکردیم که بابا ....... حزب بازی حد اقل توی شهر ما جواب نداده باید بدنبال یک راه دیگه برای بدست آوردن منافع شهرمان باشیم. ( خواهش میکنم مرا متهم به تمایلات دیکتاتوری و مخالفت با جریانات دموکراسی خواهی نکنید باور کنید داشتن یک دموکراسی آرمانی و ایده آل ، آرمان من هم هست اما در این بین بهبهان در حال فنا شدن است ) . آیا جز این است که هدف نهایی هر حزب باید تامین رفاه و رشد و توسعه و ... برای مردمان معتقد به آن حزب باشد . به نظر من باید  قبل از اینکه بهبهان را وارد بازیهای حزبی می کردیم ( البته ما چه کاره ایم که شهرمان را وارد کنیم یا خارج ) باید منافع و خطوط قرمز و اصول شهرمان را آنچنان تعریف میکردیم که هر حزبی موفقیت کارنامه خود را در دستیابی به این منافع  تعریف کند.

24 اسفند 86 یاد آور شکست هر دو گروه سیاسی فعال در شهر بهبهان است که نتوانستند بر سر منافع شهر بهبهان از منافع حزبی خود بگذرند.

نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 19:11 توسط پیمان|

بیدبلند 2 ، بهبهان و آقای شجاعپوریان . آقای بابلی نیا و من

 

آقای بابلی نیا در پاسخ به پست " منت گزاری های آقای دکتر" که در مورد نقش ایشان در احداث پالایشگاه بیدبلند 2 در محل فعلی است نظرات مبسوطی داده اند که در ادامه خواهد آمد. از دوستان و بازدید کنندگان محترم خواهشمندم با توجه به طولانی بودن این پست اندکی حوصله به خرج داده و کل مطالب را مطالعه فرمایند و از نظر مثبت یا منفی خود ما را بی نصیب نگذارند. ضمنا پاسخ من به نظرات ایشان در انتهای همین پست قرار دارد .

 

آقای بابلی نیا :

 

سلام بر جناب آقای پیمان خان

امیدوارم که ایام به کام باشد!!
مطلب شما را خواندم ولی هرچقدر اظهارات روزنامه همدلی در ابتدای مطلب را می خوانم نمیدانم کجای این مطلب منت گذاری بر مردم است!! من که چیزی جز ارائه یک گذارش کوتاه از روند تصمیم گیری در مورد ایجاد پالایشگاه در ان نمیبینم
چنانچه از خود مطلب هم مشخص است(در صورت کوتاهی نسل امروز و آینده بهبهان ما را نخواهد بخشید) ایشان انجام این کار را وظیفه خود میدانند چون مردم کسی را در مقابل کوتاهی در انجام وظیفه نمیبخشند.
اما پاسخ سوالاتان:
1-سوال اول
جهت اطلاع شما این پالایشگاه هنوز هیچ دفتر اداری و مرکزی ندارد و مراحل طراحی و تایید نقشه ها و مدارک آن و نیز امورات مربوط به سفارشات خرید, مناقصات مربوط به ساخت مخازن وسایر تجهیزات داخلی و . . . در ساختمانی در تهران انجام میگیرد که با توجه به لزومات انجام اینگونه کارها فعلا" غیر از این هم نمیتواند باشد
در آینده نیز همانند سایر پالایشگاههای موجود باید یک دفتر مرکزی در تهران جهت انجام امورات وزارت خانه ای و غیره داشته و سایر دفاتر هم در خود محل پالایشگاه میباشد امورات مربوط به بهداشت و درمان و مستغلات ومنازل هم عقل سلیم اقتصادی میگوید باید در میانکوه یا امیدیه باشد تا از صرف هزینه های تکراری جلوگیری گردد. پس قصاص قبل از جنایت نفرمایید
سوال دوم.2-
نميدانم پازنان بخشي از بهبهان هست يا نه( فكر هم نميكنم چنين باشد) بهر حال شما دوست عزيز كه اكنون تشان را هم از بهبهان جدا ميدانيد و منافع اقتصادي پالايشگاه را براي تشان –و نه بهبهان- ميدانيد ولي همانطور كه اذعان ميداريد منافع پازنان فعلا" بين اميديه و گچساران تقسيم ميشود پس فعلا" پالايشگاه را داشته باشيد تا بعد فكري به حال برگرداندن پازنان و آغاجاري( كه اين دومي ظاهرا" خيلي فكر شما را مشغول كرده ) به بهبهان بنماييم

-         سوال چهارم
باور كنيد نه نام پالايشگاه آنقدر مهم است ونه نامگذاري ان در اختيار دكتر كما اينكه اگر به نام ديگر پالايشگاهها توجه نماييد
(پالايشگاه خانگيران در منطقه خانگيران شهر سرخس پالايشگاه فجر جم در منطقه جم وريز شهر گنگان پالايشگاه پارسيان در منطقه پارسيان لارو لامرد و. . .) هيچكدام به نام شهر نبوده بلكه به نام منطقه محل احداث ميباشند
راستي مگر بيدبلند هم بخشي از بهبهان نيست؟
4-سوال سوم
و زيباترين سوال شما كه مرا شديدا" به اين فكر انداخت كه نكند شما از تئورسين هاي اصلي اقتصاد جهان هستيد كه جهان با چنين بحران عظيم اقتصادي روبرو شده است (چون اخيرا" بعضي دوستان در حال مديريت جهان ميباشند)
دوست عزيز جدا" انتظار داشتيد محل احداث پالايشگاه كجا باشد كه منافع ان بيشتر متوجه بهبهان باشد نه محل تولد دكتر!!؟؟
مطمئنم كه محوطه خالي بين بيمارستان شهيدزاده و ميدان شهدا را پيشنهاد نخواهيد داد چون مقررات ايمني حداقل فاصله مجاز احداث پالايشگاه تا شهر را معين ميكند نه دكتر شجاعپوريان
در ضمن بهتراست بدانيد كه صاحبان زمينهاي اشغال شده براي پالايشگاه نه تنها هيچگونه منافع اقتصادي نصيبشان نشد بلكه زمينهايشان به كمترين قيمتي در مقايصه با ساير پالايشگاههاي ايران از دستشان خارج گرديد.
ودر پايان. . .
نوشته ايد- و دكتري كه ديگر نيست!!!!- چه شده مگر زبانم لال اتفاقي افتاده است؟؟ يا اينكه لازمه بودن انسانها اينست كه حتما" نماينده مجلس باشند؟!!!! با اين حساب من و شما خيلي وقته كه نيستيم يعني از اولش اصلا" نبوديم شايد هم اشتباهي بوديم.

 

 

اما پاسخ من به نظرات این دوست گرامی :

 

1-     پالایشگاه هنوز دفتر و اداره مرکزی ندارد و دفاتر مرکزی آن در تهران مستقر میباشند ، این بیانات کاملا صحیح است اما آیا شماآگهی استخدام شرکت گاز که جهت اطلاع متقاضیان استخدام ،  محل احداث را شهرستان امیدیه ذکر کرده بودند ندیده اید ، آیا پالایشگاه قدیم بیدبلند در محدوده جغرافیایی شهرستان بهبهان قرار ندارد هر چند مطمئنم بر خلاف پازنان که تعلق آن به بهبهان را انکار میکنید این مورد را تایید میکنید ، پس اگر منافع آن پالایشگاه به مردم و ساکنان شهر بهبهان رسید منافع این یکی نیز خواهد رسید و چه جالب اینکه که شما ساخت منازل مسکونی و ادارات درمانی و خدماتی در میانکوه و امیدیه را براساس توجیهات اقتصادی تایید میکنید ( و در انتهای نظرات خود  مکان یابی غیر اقتصادی پالایشگاه  را به سخره میگیرید و من را تئوریسین اقتصادی و  از دوستان مدعیان رفع بحران اقتصلدی جهان میدانید !!!!!!!!!!!!!!)

2-     اگر اندکی با وسعت نظر به اتفاقات نفتی 60 -70 ساله اخیر در اطراف شهر بهبهان بنگریم حتما متوجه خواهیم شد که ابتدا در زمینهای تابعه شهر بهبهان تاسیسات نفتی ایجاد کردند و بعد با اسکان کارگران در نزدیکی تاسیسات نفتی ، شهر های نفتی پای به عرصه گذاشتند و در آخر برای هویت بخشی به این شهرهای جدید بخشهای وسیعی از مناطق جغرافیایی و منابع نفتی بهبهان را به نام آنها کردند ، پس نگرانی من بی دلیل نیست و بی توجهی شما به این مسایل جای سوال دارد . در مورد نام پالایشگاه که شما آنرا بی اهمیت دانسته اید ، براستی تعجب میکنم .آیا شما نام پالایشگاه های آبادان ، مسجد سلیمان ، تهران ، تبریز ، شیراز ، اصفهان ، ایلام ، کرمانشاه ، بندرعباس و ... را نشنیده اید که از پالایشگاههای جم و خانگیران و ... نام می برید . حتما میدانید که جم و حتی شهر سرخس تا پیش از این هویت شهری آنچنانی نداشته اند که بخواهند نام پالایشگاه را به نام خود این شهرها بخوانند و در واقع این شهرها با وجود پالایشگاه هویت یافته اند براستی شما بهبهان را در حدود جم و سرخس میدانید یا  قبول دارید حد اقل بهبهان از ایلام و مسجد سلیمان شهر مهمتری بوده است ؟ آقای بابلی نیای عزیز حتما میدانید که نام ، فقط چند حرف متصل به هم نیست که هیچ ارزشی نداشته باشد . نام ، یعنی تعلق و وابستگی ، نام یعنی فرهنگ و تاریخ و نام یعنی پرچم وجودی یک شخص ، یک شیء یا یک مکان . نام پالایشگاه و تعلق آن به بهبهان بسیار مهمتر از مکان پالایشگاه است.آیا آقای شجاعپوریان که امر خطیر جابجایی مکان احداث پالایشگاه را به انجام رساندند از تغییر نام آن عاجز بودند ( بعید میدانم )؟

3-     اما زیباترین بخش نظر شما :

حل بحران اقتصادی جهان را به همان مدعیان مدیریت جهان واگذار میکنم اما در مورد محل احداث پالایشگاه  مطمئنا خود را از دکترا در ادبیات عرب متخصص تر میدانم . پازنان منطقه ای نفتی است و تاسیسات نفتی فراوانی از ایستگاههای تقویت فشار تا پالایشگاههای و تاسیسات سرچاهی در آن قرار دارد. نیازی به تخصص اقتصادی نیست ، که ساخت پالایشگاه گاز در این منطقه را توجیه اقتصادی نماید چرا که تجمیع صنایع مرتبط در یک منطقه بسیاری از هزینه های مادی و حتی اجتماعی این طرح ها را کاهش خواهد داد ( البته خود شما هم در ابتدای بحث از اقتصادی بودن ساخت منازل مسکونی و تاسیسات خدماتی پالایشگاه در امیدیه با توجه به توجیه اقتصادی حمایت کرده بودید )

پازنان تا این لحظه بر اساس قانون تقسیمات کشوری تابع شهرستان بهبهان محسوب میشود و بازگرداندن منافع اقتصادی صنایع موجود در آن به نفع مردم بهبهان وظیفه همه مسوولان و تک تک مردم شهر بهبهان است . فاصله مرکز شهر بهبهان تا منطقه نفت خیز پازنان در صورت احداث جاده های دسترسی مناسب از 25 کلیومتر تجاوز نخواهد کرد ، پس نیازی به ساخت پالایشگاه در کنار بیمارستان شهیدزاده نیست و اگر کمی دقیق بنگریم بهبهان فقط خیابان عدالت نیست بلکه همه گستره جغرافیایی است که با همه خصومتها و تنگ نظری ها و تعدی ها هنوز هم شهرستان بهبهان خوانده میشود و پازنان هم بخشی از این محوطه جغرافیایی است .

در مورد مکان فعلی پالایشگاه که شما از ظلمی که به صاحبان زمینهای  آن روا شده سخن گفته اید میتوانست  با کاربری کشاورزی  باقی بماند و ظلمی هم بر کسی وارد نشود و مکان یابی پالایشگاه با در نظر گرفتن منافع کل شهرستان بهبهان نه فقط منطقه ای خاص انجام شود .

۴-     اما دکتری که دیگر نیست ( در مورد خودم باید بگویم که سالهاست که نیستم اما هیچ گاه اشتباهی نبوده ام و شما را نمیدانم) ( خدا نکند زبانتان لال شود البته اتفاق مهمی افتاده که توضیح داده خواهد شد )

اما دکتر شجاعپوریان که روزگاری نه چندان دور در قلب بسیاری از مردم بهبهان جای داشت ، اینک به دلیل عملکرد ناشیانه  و دور از تدبیر خود این پایگاه مستحکم ( قلب مردم ) را از دست داده پس دیگر نیست ( منظور این بود ) و امیدوارم حمایت شما از ایشان نیز به دلیل همزبانی و همتباری با ایشان نباشد بلکه به خاطر وجوه مثبت شخصیتی ایشان باشد . کاش آقای دکتر و هواخواهان دو آتشه ایشان اشتباهی اصلاح طلب نبوده باشند!!!!!!!!!!!!!!

دیگر عرضی نیست.

لینکهای مرتبط:

نفت جغرافیای ما را به تاراج برد و اینک تاریخ ما را نشانه رفته است .

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:43 توسط پیمان|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت