|
بهبهان شهر ما
|
||
|
در باره بهبهان |
محرم به خصوص دهه اول آن در شهر ما مثل همه شهرهای ایران حال و هوای خاص خود را داشته و دارد. یادآوری حماسه حسین (ع) و ذکر احوالی که طی چند روز آغازین ماه محرم تا روز عاشورا در سال 61 هجری قمری بر خاندان امامت رفته با سابقه چند صد ساله در جای جای کشور ما و دیگر مناطق شیعه نشین جهان باعث ایجاد فرهنگ خاص این دهه در هر منطقه به فراخور خصوصیات فرهنگی آن منطقه شده است.
اما در بهبهان ما هم از گذشته های دور محرم نقشی پررنگ و تاثیر گذار در همه شاخصه های فرهنگی مان داشته است. محرم برای خود یک فرهنگ کامل است . ادبیات ، ریتم ، موسیقی ، تاتر ، لباس و پوشاک و فرم و نوع رفتار به خصوص خود را دارد که البته با فرهنگ مرجع خود ( فرهنگ هر منطقه ) تعامل و تبادل فراوانی دارد.
اما در شهرهای سنتی چون بهبهان میتوان به کار کردهای دیگری از محرم به غیر از ویژگیهای مذهبی آن اشاره داشت. در گذشته های نه چندان دور که ارتباط بین جوامع به لطف پیشرفت تکنولوژی های ارتباطی و همچنین آسان شدن رفت و آمدها اینچنین فراگیر نشده بود هر شهر محرم خود را بر اساس ویژگیهای فرهنگی خود برپا میداشت . در بهبهان نقش محله ها و تعصب محله ای در این بین بسیار پر رنگ بود. هر محله دارای شاخصها و نمادهای مخصوص به خود بود و جمعیت و تعداد بیشتر عزاداران هر محله یک اعتبار و ارزش محسوب میشد . هر محله مداح و نوحه خوان خاص خود را داشت و حتی سبک سینه زنی در هر محله با محله همجوار متفاوت بود . محرم و خصوصا روز عاشورا به عنوان نمایشگاه یا به قول امروزیها اکسپویی بود برای نمایاندن ویژگیهای محله ............
نظم دسته های عزاداری ، سازها و ادوات موسیقایی و شعر نوحه ها و همه و همه با وسواس خاصی انتخاب میشد تا مبادا در مقایسه با دیگر محلات اعتبار کمتری نصیب آن محله شود. محرم بهانه ای برای انسجام محله ای بود . در بین محلات بهبهان کاروان ظهر عاشورای محل کارسرا و جمعت و فراوانی محل شاه فضل و پهلوانان یا سبک سینه زنی محل بازار نو یا گود چهک همه نمادهایی از گذشته محرم شهر ماست .
در زمینه مداحی و سبک خاص مداحی شهر ما و حتی اشعار انتخابی مداحان توجه به تغییرات ناگزیر محیطی ضروری است.
امروزه در همه شهر ها جهت گیری سبک مراسم عزاداری به سمت سبکهای جدیدی است که در اصطلاح به مداحی پاپ شهره شده اند و شهر ما هم از این تغییرات در امان نخواهد بود. البته اینکه بر سبکهای قدیم پای بفشاریم و هر گونه تحول را نپذیریم هم چاره کار نیست اما با دیدی وسیع و روشن میتوان با اتکا به پشتوانه غنی تحول را به دلخواه خود انجام دهیم. میتوان از سبک سینه زنی منحصر به فرد سه سنگ که خاص منطقه ماست و از زمان قاجار تا کنون با اشعار میرزا شوقی بهبهانی در دستجات مختلف سینه زنی شهرمان اجرا میشود یادی کرد .
در آخر از زحمات دوست خوبمان امیر رضا مرتضوی که با زحمت فراوان گزارش مستمر و پیوسته ای از مراسم امسال محرم در بهبهان را در سایت مرجع مهندسی عمران بهبهان همراه با نوحه های مداحان بهبهانی قرار داده تشکر می نماییم .

14 دی سال 1385 ، ساعت حدود 2 بعد از ظهر در ورزشگاه پیر 22 بهمن بهبهان. چه جایگاه زیبایی برای استقرار رییس جمهورمان در این ورزشگاه تدارک دیده اند کاش طراحان آن را میشناختیم که آیا وطنی اند یا غیر وطنی( بهبهانی اند یا غریبه ) رییس جمهور ناهار را مهمان ما بهبهانی ها در باشگاه مارون بودن اند در اعماق وجودمان قند آب میکنند چرا که رییس جمهورمان را نمک گیر کرده ایم و البته این نمک تا چند لحظه بعد کار خود را میکند. استقبال با شکوهی است از یک تاز عرصه هسته ای ! چه خوب شعار میدهند عده ای که انرژی هسته ای حق مسلم ماست و اینگونه خود را متعلق به ایرانی میدانند که از حقوق مسلم خود دفاع میکنند.
اما نمک ناهار ما بهبهانی ها حسابی کار خودش را کرد . رییس جمهور با حضور در آن جایگاه زیبا و دیدن مناظر زیبای ورزشگاه مجهز شهرمان و هزاران مرد و زن مشتاق حسابی ما بهبهانی ها را خجالت داد.
چقدر از ما بهبهانی ها و سابقه تاریخی نداشته مان تعریف کرد . او از راز سرزمین بهبهان که پرورشگاه مردان بزرگی است سخن گفت و شاه بیت نمک گیری را در اینجا سرایید: 460000000تومان ( 46 به اضافه ده تا صفر تومان یا همان چهار صد و شصت میلیارد تومان خودمان ) برای رفع معضل بیکاری جوانان بهبهانی اختصاص داد. جناب رییس اشتباه نکرده بود ( آخه بعضی ها میگویند اشتباه در گفتار بوده و ریال را اشتباها تومان گفته اند ) ما هم ابتدا فکر میکردیم اشتباه بوده تا آخر شب ده تا بخش خبری رادیویی و تلویزیونی را گوش دادیم همه یک صدا از 460 میلیارد تومان میگفتند.
با یک حساب سر انگشتی حدود 50 هزار نفر از جوانان شهرمان را از مهلکه بیکاری نجات یافته میدیدیم. اصلا ما که اینقدر بیکار نداریم پس باید به فکر استخدام کارگران خارجی بیفتیم تا چرخهای صنعت شهرمان در اثر این مشکل کوچک از حرکت باز نمانند. اهواز مرکز استانمان از بخششهای این مرد میلیاردی حدود 200 میلیارد تومان نصیب برده بود و ما بیش از دو برابر آن . اولین کسی که در طول تاریخ حق ما را به ما برگرداند بدون شک رییس جمهور محبوبمان است. او از احداث سد و تکمیل بیمارستانهای نیمه تمام و پالایشگاهی که در شهر ما برای همسایگانمان میسازند هم گفت اما ما فعلا کاری به آنها نداریم . اون 46 با ده تا صفر را باید بچسبیم. گفته اند طرحهای زود بازده ، پس امیدواریم تا حد اکثر دو سال دیگر بیکاری در شهرمان نداشته باشیم. بهبهان را مرکز صنعتی و تولیدی بزرگی در کل خاور میانه تصور میکنیم .
و امروز دقیقا دو سال از تصویب آن مصوبه در حضور مردم بهبهان گذشته . هر چه این طرف و آن طرف شهرمان را بر انداز میکنیم از تحرک یافتن بخش تولید شهرمان خبری نیست . بیکاران ما هم که کم نشده اند . اصلا حالا تقصیر به گردن بانکهاست ، میگویند آنها در ارایه خدمات بانکی و مصوب هیات دولت قصور میکنند. یکی دیگه میگوید ما بهبهانی ها عرضه استفاده از این همه لطف را نداشته ایم و دیگری چقدر احساس غبن میکند از این همه بستر سازی که توسط مسوولان محلی بهبهان برای استفاده از این تسهیلات صورت گرفت اما متاسفانه در شهر ما بیکاری وجود نداشت تا از این همه لطف بهره برد.
اما رییس ماه گذشته برای بررسی سفر دور اول به استان ما آمد . خیلی از دست ما ناراحت بود که چرا در مصوبات سفر اول او اینهمه سستی داشته ایم . اینبار حتی گوشه چشمی هم به ما نشان نداد و اصلا در یک حرکت منسجم همراه با هیات همراه بهبهان را بی خیال شد .
حالا هم که قیمت نفت در حال سقوط آزاد به سر میبرد ما که نباید انتظار داشته باشیم دولت محترم آن همه پول بی زبان را برای رفع مشکلات کوچک شهر ما هزینه کند. اصلا ما بهبهانی ها که به پولداری شهره ایم ، خودمان تمام کسری بودجه دولت را تامین خواهیم کرد و منابع ارزشمند نفتی مان که البته حالا بی ارزش شده را در اختیار دولت محترم قرار میدهیم تا طرحهای عمرانی آن در دیگر بخشهای کشور عزیزمان تعطیل نشود . ما ملت سر فراز بهبهان بدین گونه 460 میلیارد تومان از حقوق مسلم خود را جهت تامین کسری بودجه احتمالی دولت در سال آینده به دولت محترم بخشیده و حتی جریمه تاخیر در پرداخت آن را هم در خواست نخواهیم کرد تا متهم به نزول خواری نشویم ( خدای ناکرده )
یادمان باشد که او منادی پیام کسی بود که جاری خونش تا به امروز از زیر بار ظلم نرفتن گفته و میگوید.
یادمان باشد حاج محمد جعفر آنقدر در بهبهان محبوب بود که بیسابقه ترین تشییع تاریخ شهرمان را برای او برگزار کردیم.
یادمان باشد مراجع رسمی در روشنگری این قضیه افکار عمومی را به هیچ انگاشتند.
یادش گرامی..................
بهبهان و ضرورت باز تعریف نقش آن در منطقه
در زمانهای مختلف و به بهانه های گوناگون که مسؤولان محترم شهر بهبهان از طرحهای توسعه در شهر بهبهان سخن میگویند شاهد مطرح شدن مسایلی هستیم که در جای خود جالب به نظر میرسند.
در یک مقطع زمانی فلان مسوول شهرمان از ارایه طرح احداث فرودگاه میگوید و مسوول محترم دیگر از تامین اعتبار برای تکمیل کشتارگاه صنعتی سخن میراند (مساله کشتارگاه بهبهان خیلی جالب توجه تر میشود وقتی بدانیم در وعده های انتخاباتی دو نماینده پیشین شهرمان جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده بود و امروز هم در بیانات نماینده محترم شهرمان بارها از آن یاد شده ) از احداث خط آهن به مقصد بهبهان میگویند و از تکمیل فلان طرح صنعتی و الی آخر ......
اصل کلام اینجاست که چرا از این همه طرح و پیشنهاد که در طی سالهای طولانی گذشته از زبان مسوولان مختلفی که هر یک چند صباحی متولی امور مردم بهبهان بوده اند ، جاری شده ، هیچ یک از مرحله حرف پای فراتر نگذاشته و وارد مراحل اجرایی نشده اند.
شاید دلیل این امر را سستی مسوولان و کم اهمیت بودن این امور در نظر مردم بدانیم و شاید دلایل دیگری بر این عقب ماندگی خود داشته باشیم ، اما یکی از دلایلی که بیش از همه میتوان در ایجاد این شرایط برای آن سهم قایل شد به تعریف نقش بهبهان در منطقه پیرامون خود ارتباط پیدا میکند.
بهبهان امروز شهری کوچک در منتهی الیه جنوب شرقی استان خوزستان میباشد که با ایجاد شهر های جدید در این منطقه از اهمیت پیشین آن به شدت کاسته شده است.
تعریف فوق واقعیتی عیان از امروز بهبهان میباشد که مطابق این تعریف بهبهان در هیچ یک از طرحهای توسعه ملی و منطقه ای جایی ندارد و به همین دلیل ایجاد زیرساختهای توسعه در این شهر کوچک ( مثل فرودگاه و راه آهن و جاده های ارتباطی مناسب و هتلها و ...) هیچ گونه توجیه اقتصادی که ندارد هیچ ! بلکه باعث اتلاف منابع و سرمایه های ملی نیز خواهد شد. و به همین دلیل وعده های مسوولان محترم شهرمان هیچگاه دارای پشتوانه فنی و اقتصادی برای توجه بیشتر به بهبهان نبوده و نخواهد بود .( شاید قدرت چانه زنی در مقاطعی برای برخی مناطق جغرافیایی امتیازات بزرگی را ارمغان داشته اما توجه به وضعیت امروز اینگونه طرحهای غیر کارشناسی خود بیان کننده بسیاری از مسایل خواهد بود )
اما چاره کار در چیست ؟ براستی اگر بهبهان تا به امروز توان ایستادن داشته جز به دلیل داشتن پتانسیل بسیار بالای آن جهت رشد و توسعه است و آیا با این پتانسیل وصف نا شدنی حق بهبهان در زمینه برخورداری از مواهب توسعه اینچنین است ؟
به عقیده اینجانب برای قرار گرفتن در مسیر توسعه باید خواستار باز تعریف نقش بهبهان در منطقه باشیم . به جای اینکه بر گرفتن امتیازاتی چون فرودگاه و یا تکمیل فلان بیمارستان اصرار ورزیم در حالی که اجرایی شدن آنها با شرایط موجود شهر ما تقریبا غیر ممکن است و حتی با فرض تصویب و ساخت آنها کاربردی کردن آنها دور از ذهن مینماید ، بهتر است مرکزیت بهبهان در منطقه ای با جمعیت بالغ بر 500 هزار نفر و تبدیل شهرمان به پایانه ای برای مقاصد اقتصادی و علمی و فرهنگی و گردشگری را فریاد بزنیم و بر این نکته اصرار ورزیم چرا که بهبهان تمامی شرایط لازم برای توسعه همه جانبه و پایدار را در خود دارد و توسعه بهبهان را مساوی محرومیت زدایی از کل منطقه اعلام کنیم. بهبهان در صورت تبدیل شدن به بازار اول اقتصادی منطقه و داشتن مراکز علمی درخور و توجه ویژه به توانمندی های خارق العاده گردشگری آن به جایگاه واقعی خود بر خواهد گشت و در آن صورت توجه به زیرساختهای توسعه چون ارتباطات ( جاده فرودگاه و راه آهن ) بهداشت و درمان و ..... برای چنین منطقه ای که نقش شاه کلید محرومیت زدایی در منطقه خود را دارد، امری لازم خواهد بود. به جای تمرکز بر تک پالسهایی که رنگ مدرن شدن و توسعه را در خود دارند آیا بهتر نیست جریانی پیوسته از توسعه را خواستار باشیم و همچنین آیا بهتر نیست مسوولان محترم شهرمان در وعده های خود بر حق بهبهان در تعریف جدیدی از جایگاه آن در منطقه پای فشارند ؟
|
|