|
بهبهان شهر ما
|
||
|
در باره بهبهان |
برای رفع تمام بی عدالتی هایی که به یک استان دور افتاده از مرکز صورت گرفته.

آن مرد با هیاتی از مهرورزان و عدالت گستران به سرزمین خوزستان آمد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آن مرد رفت .
با بیش از ۲۷۵ مصوبه برای رفع محرومیت از چهره استان .
خوزستان آباد تر از همیشه خواهد شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و خوش به حال مردمان آن روستایی که تا رییس جمهور پای در آن نگذاشت آب لوله کشی به خانه هایشان نیامده بود.
چه مملکتی که خوردن آب سالم هم در آن منوط به تشریف فرمایی رییس آن است .
اما بهبهان........
باز هم تحقیر شدیم . ۶۰ پیشنهاد از سوی مقامات شهرمان برای توسعه شهری در مسیر افول
چند تا تصویب شد . البته با خوش خیالی چند تا اجرا خواهد شد .
نه خوش خیالیم و نه سیاه نما
بهبهان را دوست داریم و فقط همین
در شمار پر تعداد مصوباتی که شاید هیچ وقت اجرایی نشوند دلمان خوش بود به اینکه ما را هم به حساب آورند .. فقط همین ! که این هم حاصل نگردید .
بهبهان جزیی از استان سیستان و بلوچستان است ! شاید
فکر کنم بس است دیگر
فقط همین!!!!!!!!!!!
در آستانه سفر هیات دولت به استان خوزستان به سر میبریم. این دومین سفر آقای احمدی نژاد به استان خوزستان در قالب سفرهای استانی است که احتمالا مثل گذشته ویژگیهای خاص خود را خواهد داشت.

ویژگیهایی چون تخصیص اعتبار و تصمیمهای مالی یا حضور در جمع مردم و سخنرانی و مراسم مشابه .هرچند در دور دوم سفرهای استانی دیگر از سفرهای شهر به شهر و سخنرانی عمومی خبری نخواهد بود و تصمیمات عموما در مرکز هر استان اتخاذ میشود و در این بین پیشنهاد فرما نداران و مسؤولان محلی هر منطقه جهت جذب اعتبارات و امتیازات خاص بررسی و تصمیم گیری خواهد شد. در این بین قدرت چانه زنی و ایجاد لابی های منطقه ای برای توجیه هیات دولت در تایید پیشنهادات امری محتوم و لازم است که سابقه شهر بهبهان در این زمینه کاملا منفی است .
اما حال که در آستانه سفر دوم هیات دولت به استان خوزستان قرار داریم خوب است نگاهی به سفر 14 دی سال 85 آقای احمدی نژاد به بهبهان و مصوبات آن سفر و دستاوردهای آن بیاندازیم. از دیدگاه رسمی و بر اساس سخنان فرماندار محترم شهرمان بیش از 60 در صد مصوبات سفر قبلی هیات دولت به بهبهان محقق شده و بقیه نیز در حال اجرا ست . اما اینکه اجرای این مصوبات در تغییر فضای اقتصادی و اجتماعی شهر بهبهان چه میزان موثر بوده بحثی است که باید از زاویه دیگر به آن نظر افکند.
تکمیل بیمارستان ولی عصر بهبهان هنوز وارد فاز اجرایی خود نشده است. فرودگاه بهبهان و مساله ساخت آن کماکان در مرحله پیشنهاد و حرف و سخن باقی مانده است. از 460 میلیارد تومان اعتبارات اشتغالزایی که در سخنرانی عمومی آقای احمدی نژاد به بهبهان عنوان شد خبری نیست ( یا اطلاع رسانی عمومی در این زمینه انجام نشده است ) . تعلق پالایشگاه گاز بیدبلند 2 به شهر بهبهان در هاله ای از ابهام است ( آگهی استخدامی شرکت گاز بر تعلق این پالایشگاه به خاک امیدیه حکایت دارد ) . در حقیقت مصوباتی که تا کنون اجرای آنها محقق نشده از جمله مصوبات زیربنایی هستند که اجرای آنها باعث تغییرات وسیعتری در فضای اقتصادی شهر بهبهان خواهد شد و آنها که اجرا شده اند بیشتر جنبه حاشیه ای داشته اند .
حال با توجه به این سابقه آیا باید به این سفر رییس جمهور خوش بین باشیم یا کماکان ( اگر متهم به سیاه نمایی نشویم ) نا امید؟
اما جنبه دیگر این بحث را اینگونه مطرح میکنم .
فرض کنید فرودگاه بهبهان ساخته شده و بیمارستان ولی عصرمان نیز تکمیل و تجهیز شود و پالایشگاه گازی نیز فاصله 15 کیلومتری شهر مان به نام دیگر شهرها احداث شود . آیا در شرایط امروزمان با توجه به رشد فزاینده و توسعه همه جانبه دیگر شهرها تغییری رخ خواهد داد؟
آیا کم هستند شهرهای کوچکی چون بهبهان که سالها پیش تر صاحب باند فرودگاه شده اند ولی امروز فرودگاه آنان که با تکیه بر هزینه های بیت المال ساخته شده امروز به متروکه ای می ماند ؟ چرا که توجیه اقتصادی نداشته است. آیا با وضع فعلی بهبهان ساخت فرودگاه توجیه اقتصادی دارد ؟ آیا به آمار مسافران ورودی به شهرمان در این زمینه توجه کرده ایم ؟ اینکه فرودگاه یکی از ابزارهای زیر ساختی توسعه است شکی نیست اما اگر هدف ما ساخت فرودگاه باشد و بس در رسیدن به این هدف شکست خواهیم خورد چرا که با فرض ساخت فرودگاه شاهد پرواز هیچ هواپیمایی در آن نخواهیم بود. باید اسباب بزرگی شهرمان را خواستار باشیم تا اجرای طرحهای توسعه چون ساخت فرودگاه با توجیه اقتصادی نیز همراه باشد . بهبهان باید جایگاه از دست رفته خود را بازیابد تا هم فرودگاهمان را مجهز و شایسته بسازند و هم توسعه شاخصهای پزشکی ( چون تکمیل بیمارستان ولی عصر ) بدون نیاز به لابی های آنچنانی توجیه پذیر باشد.
آیا ساخت پالایشگاه قدیمی بیدبلند در محدوده جغرافیایی شهر ما در طی 40 سال گذشته سودی به حال شهر ما داشته که امروز از ساخت همنام دوم آن خوشحال باشیم. تغییر نام این پالایشگاه از بید بلند 2 به پالایشگاه گاز بهبهان کمترین خواسته ما از هیات دولت میتواند باشد .
خلاصه سخن اینکه باید خواسته های مان را با توجه با سابقه تاریخی و مزیتهای غیر قابل انکار جغرافیایی و فرهنگی و علمی مطرح کنیم و خواستار تجدید در نوع نگاه هیات حاکمه به شهر بهبهان و بزرگ دانستن آن باشیم. دستیابی به جایگاه بزرگ گذشته که مرکزیت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی منطقه را در بر میگیرد هم ساخت فرودگاه را توجیه خواهد کرد و هم دلیلی خواهد بود بر جهش اقتصادی و علمی و فرهنگی کل منطقه .
در حقیقت توجیه این مساله برای دستگاههای تصمیم گیر که کلید رشد و توسعه شهرهای موجود در نقطه اتصال سه استان خوزستان و بوشهر و کهگیلویه در توسعه همه جانبه بهبهان است ،هموار کننده دستیابی به بسیاری از شاخصهای دیگر رشد و توسعه در شهر ما خواهد بود .
برای 22 آذر

میگویند در چنین روزی قباد ساسانی دستور ساخت یا به اعتقاد عده ای توسعه شهری میان راه شوش و استخر را داد که قباد گرد و قباد خوره و ارجان و ارگان و آریاگان نامیده شد.و البته بر اساس منابع غربی بر سر انتخاب نام این شهر اختلاف افتاد . چه اختلاف با مسمایی در نامگذاری شهرمان روی داده است . از همان زمان که نطفه این شهر بسته میشد سایه شوم اختلاف همراه آن زاده شد و همزاد آن شد . حتی در تعیین نام این شهر نیز میان تصمیم گیرندگان آن روزگار اختلاف بوده است.
از یکی دو سال پیش فکر برگزاری بزرگداشتی برای شهر تاریخی و باستانی بهبهان در ذهن تنی چند از علاقمندان این شهر پرورانده شد و جستجو برای تعیین روز منتسب به بهبهان در منابع و مراجع تاریخی آغاز شد . اولین روز پیشنهادی با توجه به مبنای محکم تر تاریخی ، روز 22 آذر بود . روزی که ارجان نام گذاری شد. اما ما به همزاد روز نامگذاری فکر نکرده بودیم. اختلاف
اختلافی که از همان زمان نامگذاری شهرمان با آن متولد شده بود امروز قدرتمند تر حضور خود را به نمایش میگذاشت.( اولین مخالفت از سوی دوستداران تاریخ و فرهنگ بهبهان اعلام وصول شد:
تاریخ بهبهان بسیار قدیمی تر از تاریخ 1500 ساله ایست که از زمان نامگذاری ارجان میگذرد .ما بیش از 6000 سال تاریخ اثبات شده داریم.)
اختلاف در تعیین روز بزرگداشت شهرمان اینچنین خود را عرضه کرد.
و سایه این اختلاف امروزه تمام شوون زندگی جمعی ما را فرا گرفته و هیچ نقطه روشنی که در غیاب این همزاد نا میمون بتوان بر آن تکیه کرد ، سراغ نداریم.
تا زمانی که یک روز چون 22 آذر حتی در میان تعداد اندک وب نویسان بهبهانی به عنوان جامعه ای که اندکی بیشتر از جامعه مرجع خود ( کل بهبهان ) با هم در تعاملند ،ارزش و اعتبار ندارد ، فکر حرکت در مسیر رشد خیالی خام خواهد بود.
22 آذر به خودی خود هیچ ارزشی ندارد اما یادآوری این روز و روزهای دیگری که احتمالا در تاریخ سرزمینمان میتوان سراغی از آن گرفت فقط به این دلیل است که بدانیم با نگاهی به گذشته خویش و تدبری در حال و امروزمان ، آینده ای روشنتر را برای خود متصور شویم.
متاسفانه حال ما ، ملغمه ای از گسست از گذشته و معلق ماندن میان رفتن و نرفتن به سوی آینده است . شاید اندک افرادی در شهر ما سودای گذار از این مرحله افول و سقوط همه ارزشهای تمدن در شهر مان را داشته باشند اما نبودن یک شور جمعی و حس رشد و ترقی در میان کلیت جامعه پای آنان را نیز بسته است. نه گذشته را داریم و نه آینده نوید بخش روزهای بهتری است .
شاید 22 آذر ، 22مرداد ، 4 آبان یا هر روز دیگری که در تاریخ این سرزمین روایتگر حادثه ای غمبار یا حماسه ای نوید بخش است بتواند ما را اندکی به اوضاع امروزمان حساس تر کند.
به همین دلیل 22 آذر را گرامی میداریم.
در زمینه اختلاف بر سر نامگذاری ارجان در سایت دکتر نوشیروان کیهانی زاده (ستون روزنامک روزنامه شرق د زمان چاپ این روزنامه و ستون تاریخ روزنامه اعتماد در حال حاضر مرجع نوشته ای ایشان است. )اینچنین مینویسد.
بهبهان و اختلاف نظر بر سر نامگذاری اين شهر
۱۲دسامبر سال 525 ميلادی در نشستی که در کاخ پادشاهی ايران در شهر تيسفون بر گزار شده بود تني چند از مقامهای کشوری و لشکری که تحت نفوذ افکار مزدک قرار داشتند با پيشنهاد بزرگ وزير قباد يکم شاه وقت ايران از دودمان ساسانيان به گذاردن نام قباد برشهر تازه ساز ميان شوش و استخر(شيراز) مخالفت کردند و گفتند که نبايد نام يک شاه زنده (در طول حيات او) بر يک شهر گذارده شود که تاريخ از اين عمل ، قضاوت تملق گويی خواهد کرد و قباد که خود او هم متمايل به انديشه های مزدک بود پذيرفت که نام ديگری بر شهر گذارده شود. پيشنهاد شد که نام شهر را «ارگان» بگذارند ....
متن کامل را در سایت دکتر کیهانی زاده بخوانید.
چند سال پیش هر گاه به بهبهان می آمدم و قصد رفتن به دره گرمابه ( که خیلی دوستش داشتم ) یا به اصرار خانواده حضور در بازار دیلم و گناوه میکردم در حدود ۱۰-۱۵ کیلومتری بهبهان به طرف زیدون مشاهده برپاشدن کارگاه خط لوله انتقال آب از سد کوثر به شهرهای حاشیه خلیج فارس چون آواری بر سرم خراب میشد. بارها به همراهانم در زمینه اثرات زیانبار این طرح بر اقتصاد و کشاورزی بهبهان هشدار داده بودم اما افسوس که در شهر ما کسی معنای هشدار را نمیفهمد.
سد کوثر در حدود ۳۶ کیلومتری شهر بهبهان در محل تنگ دوک بر روی رودخانه خیر آباد بنا شده است. محل احداث این سد که در تقسیم بندی های جغرافیایی ۲۰ -۳۰ سال اخیر در حوزه شهرستان گچساران قرار گرفته تا شهر گچساران حدود ۵۵ کیلومتر میباشد ( امان از تقسیم بندیهای جغرافیایی ......)
رودخانه خیرآباد در مسیر نه چندان طولانی خود تا خلیج فارس پهنه دشت بهبهان را آبیاری میکند و بعد از منطقه زیدون با پیوستن رودخانه زهره به آن با همین نام ( زهره) وارد شهر هندیجان شده و نهایتا به دریا میریزد.
یکی از اهداف ایجاد سد بر روی این رودخانه آبیاری اراضی پایین دست این رودخانه و رونق بخشیدن به بخش کشاورزی در حوزه شرق و جنوب شرق بهبهان که دارای زمینهای حاصلخیز اما تشنه ای میباشد بوده است .
بیشترین تاثیر گذاری حوزه آبریز این رودخانه محدوده شهرستان بهبهان و اندکی نیز هندیجان بوده است و تاثیر آن بر موجودیت شهرستان گچساران تقریبا هیچ بوده است اما بدلیل قرار گرفتن محل احداث سد در حوزه جغرافیایی گچساران به نام این شهر شناخته میشود ( درباره حوزه های نفتی بهبهان دقیقا عکس این مطلب عمل میشود )
*در اخبار و روایات اینگونه عنوان میشود که از محل سد کوثر گچساران خط لوله آبرسانی به شهرهای کرانه خلیج فارس ( از دیلم تا بندر لنگه ) به پایان رسید و از این پس مشکل آب آشامیدنی مردم این مناطق همچنین طرحهای صنعتی آن مرتفع شد.
*در این بین بهبهان ! اصلا وجود ندارد. در راه رضای خدا مقداری از آب این خط لوله نیز در لوله های آب بهبهان جریان می یابد و نماینده وقت بهبهان در مجلس آنرا از افتخارات خود میداند ( اساسا احداث این خط لوله بدون هیچ گونه امتیاز دهی به بهبهان و در حقیقت نادیده گرفتن بهبهان ننگی بود که باید آنرا در کارنامه نماینده پیشین شهرمان درج کنیم )
*با گذشت ۵ سال از افتتاح رسمی این سد و حدود ۲ سال از پایان گرفتن فاز اول تا فاز..... پروژه آبرسانی به شهرهای خلیج فارس بهبهان و اراضی کشاورزی آن با کمبود شدید آب روبرو شده اند.
*جریان آب در رودخانه خیرآباد چون آب باریکه ای می ماند که بود و نبود آن شاید تاثیری بر بستر خشک رودخانه نداشته باشد .
*بهبهان در جریان اجرای این پروژه مثل همیشه به هیچ انگاشته شد و اراضی مستعد بهبهان در انتظار احداث سیستمهای آبیاری پایین دست سد و تاسیس شرکتهای کشت و صنعت سوختند و ......
***گریه به حال خود تا کی ....امیدی هست ...نمیدانم
( نکته جالب جالب جالب: سال ۸۲ با افتتاح رسمی سد کوثر روزنامه ایران با تیتر سد کوثر بهبهان به بهره برداری رسید این خبر را به چاپ رساند. با انتشار این روزنامه سیل اعتراضات مردمی و غیر مردمی از سوی دوگنبدان نشینان به این روزنامه سرازیر شد و نماینده روزنامه ایران در دوگنبدان با ارسال اعتراضی شدیدالحن به دفتر روزنامه ایران ( در این روزنامه به چاپ رسید ) خواستار اصلاح این خبر شد و البته از سوی روزنامه ایران نیز این اقدام همراه با عذر خواهی انجام شد.مقایسه کنید حوزه های نفتی ما را که علنا و عملا به نام دوگنبدان و امیدیه کرده اند و میکنند . )

حوزه های نفت خیز شرکت نفت و گاز آغاجاری با رنگ قهوه ای مشخص شده است
نقشه شهرستان بهبهان و حوزه های نفتی که تا کنون در محدوده این شهرستان باقی مانده اند

هفته نامه مشعل نشریه رسمی وزارت نفت در شماره 19 آبان خود با رییس شرکت بهره برداری آغاجاری گفتگویی انجام داد و در حاشیه این گفتگو عکسی از حوزه جغرافیایی شهرستان امیدیه و حوزه های نفتی آن به چاپ رساند که در دل خود حرفها برای گفتن دارد.
در این عکس با چاپ درشت نام شهرستان امیدیه و الحاق منطقه آغاجاری به آن و ترسیم نقشه این شهرستان بسیار بیشتر از وسعت رسمی آن حوزه های نفتی پازنان و رگ سفید را نیز علاوه بر مناطق نفت خیز آغاجاری در حوزه شهرستان امیدیه قرار داد. اعتراض به این شیوه تعرض به تقسیمات جغرافیایی مصوب وزارت کشور را به عهده مسؤولان امر واگذار میکنیم با ذکر این نکته که چندی پیش نیز شرکت گاز در یک تیزر تلویزیونی به جای شهرستان بهبهان از عنوان مجهول شهرستان سردشت نام برده بود .
شاید بعضی دوستان و همشهریان عزیز ما با انتقاد از اینگونه پی گیری ها با ذکر این مطلب که نقشه های وزارت نفت از نظر وزارت کشور که عهده دار رسمی تقسیمات کشوری است ارزشی ندارد دامن زدن به این مسایل را توجیه ناپذیر بدانند. اما شاید بهتر باشد این دوستان عزیز اندکی عمیق تر به تاریخچه کشف نفت در منطقه ما توجه کنند تا به حقایق تاسف بار آن بیشتر پی ببرند.
تا نیم قرن پیش بسیاری از حوزه های نفتی آغاجاری و گچساران رسما در محدوده شهرستان بهبهان قرار داشت.
با استقلال کامل شهرستان گچساران پهنه وسیعی از محدوده جغرافیایی شهرستان بهبهان به همراه آثار با ارزش تاریخی و زیارتی چون بی بی حکیمه و آتشکده خیر آباد تقریبا مطابق نقشه های شرکت نفت به شهر تازه تاسیس گچساران الحاق شد.
شهرستان امیدیه در سال 1375 رسما به عنوان یک شهرستان مستقل شناخته شد و همزمان حوزه های بسیار با ارزش نفتی بهبهان به این شهر الحاق شد.
هم اکنون نیز شرکت نفت درصدد الحاق مناطقی چون آغاجاری و پازنان و رگ سفید به شهرستان امیدیه است که در تطبیق با تاریخ گذشته مان وزارت کشور نیز پس از چند سال اقدام به تایید نقشه های شرکت نفت خواهد نمود.
در اقدامی جدید شرکت نفت حوزه نفت خیز منصوریه را عامدانه منصور آباد نامگذاری کرده و با الحاق آن به شرکت نفت و گاز گچساران زمینه های جدایی رسمی آن از بهبهان را پی ریزی نموده است.
تجمیع مناطق نفت خیز در محدوده یک شهرستان ، بدون پراکندگی جغرافیایی در چند شهرستان بسیاری از مسایل حقوقی و سیاسی شرکت نفت را آسانتر خواهد کرد به همین دلیل سیاست شرکت نفت از آغاز جداسازی مناطق نفت خیز بهبهان از این شهر و الحاق آن به مناطق نفت خیز مربوط به خود بوده است و نتیجه نیز محصور تر شدن بهبهان در محدوده بسیار کوچک جغرافیایی و محروم شدن از منابع با ارزش نفتی بوده است .
قضاوت با خوانندگان محترم ...................................................................................................
در ادامه بحث نقش شهرداری در بستر سازی فرهنگی بهتر دیدم با مقایسه فعالیت شهرداری یکی از شهرهای کشورمان و نقش آن در بالا بردن شاخص های شهروندی ، فعالیت شهرداری شهرمان در این زمینه را به نقد بکشم. با این توضیح که قوانین و محدودیتها برای شهر مورد اشاره و شهر ما تقریبا برابر است و تفاوتها در فاکتورهای دیگریست که به تعدادی از آنها در ادامه اشاره خواهد شد.
شهر شاهین شهر در 30 کیلومتری شمال شهر اصفهان . سالهای میانی دهه 50 شمسی با گسترش فعالیت شرکتهای صنعتی در محدوده شمال شهر اصفهان ساخت شهری جدید با توجه به اصول جدید شهرسازی برای اسکان کارکنان خارجی شاغل در صنایع و همچنین کارکنان ایرانی آنها شروع شد. تا پیش از انقلاب اسلامی در سال 57 شاهین شهر شهرکی کوچک در حومه شهر اصفهان محسوب میشد . جنگ تحمیلی و هجوم مهاجران جنگی به این شهر برای اسکان چهره این شهر را به طور کلی متحول کرد و رشد سریع این شهر در سالهای اخیر که نشان از مهاجر پذیری زیاد آن دارد باعث شده از نقش آن در کنار اصفهان به مثابه نقش شهر کرج در کنار تهران نام برده شود. شاهین شهر ، شهر کثیر القومی است که از نقاط مختلف کشورمان برای کار و یا زندگی مهاجرانی به آن کوچ کرده اند ، هرچند جو غالب نشانه هایی از فرهنگ خوزستان را با خود دارد. فرهنگ حاکم بر این شهر آنچنان در حال شکل گیری و نشانه پذیری مخصوص خود میباشد که با توجه به مهاجر پذیری آن ، مهاجران با درک این شرایط فرهنگی قبل از سکونت در آن شرایط فکری و رفتاری خود را نزدیک به جو غالب در این شهر نموده و سپس ساکن آن میشوند. مقایسه کنید فرهنگ مغلوبه شهرمان را که مهاجران نه تنها جذب آن نمیشوند بلکه خود با فرهنگی که عموما خواستگاه روستایی دارد در حال غالب نمودن این فرهنگ در شهر بهبهان هستند.
اما شهرداری شاهین شهر با حدود 30 سال سابقه یکی از نو آور ترین و خلاق ترین شهرداری های کشور ما محسوب میشود .به ویژه در چند سال اخیر با توجه و تمرکز بر رشد شاخصهای شهر نشینی و فاکتورهای فرهنگی از طریق ایجاد بستر های مناسب چه از بعد سخت افزاری و چه از بعد نرم افزاری نقش انکار نا شدنی در تعالی نشانهای رشد و توسعه در این شهر داشته است.
به عنوان مثال در دو سه سال اخیر شهرداری شاهین شهر با ساخت تالار شیخ بهایی که بسیار مجلل و زیبا میباشد احساس شخصیت و برتری خاصی را برای شهر و شهروندان ساکن آن ایجاد کرده و با تشکیل کلاسهای فرهنگی و اجتماعی به رایگان یا با هزینه های نازل زمینه رشد فرهنگی و اجتماعی شهروندان را فراهم نموده است. در کنار تالار معظم شیخ بهایی ایجاد فرهنگسرای شهروند در این شهر بستری مناسب جهت انجام امور فرهنگی ایجاد کرده و در کل با تزریق روحیه رشد و نمو و عادت به داشتن بهترینها شخصیت و کلاس شهر و شهروندان را رو به بهبودی سوق داده است. شهروندان ساکن این شهر نیز با دیدن رشد و توسعه شهر خود که رفتارهای مدرن تر و تعالی یافته تری را طلب میکند سعی در تطبیق رفتارهای خود با مظاهر شهروندی خواهند داشت.
![]()
نقاط قوت شاهین شهر در مقایسه با بهبهان ، برخورداری از آب و هوای مناسب ، نزدیکی به تمدن بزرگ اصفهان ، قرار داشتن در مسیر شاهراه ارتباطی اصفهان – تهران و تمرکز صنایع متعددی در کنار آن میباشد.
اما بهبهان . ... شهر ما نیز در مقایسه با شهری چون شاهین شهر دارای نقاط قوت خاص خود میباشد که متاسفانه هیچ گاه بر آنها متمرکز نشده و در استفاده از آنها تلاش نکرده ایم.
نقاط قوتی چون ، احساس تعلق ساکنان به شهر خود ، قرار داشتن در مرکز تولید سرمایه ( منابع نفتی ) کشور، داشتن سابقه تمدن و مرکزیت در منطقه و دیگر پتانسیل ها که نیازی به ذکر آنها نیست.
شهرداری بهبهان با سابقه 80 سال سازماندهی نقطه روشنی در انجام امور فرهنگی نداشته و ندارد.
در تاریخ 80 ساله شهرداری شهرمان هیچ نشانه ای از ایجاد بستر های مناسب فرهنگی و تلاش در جهت بالا بردن فرهنگ مرتبط با آن بستر ها صورت نگرفته است. فعالیتها در شهرداری شهر ما هیچگاه جهت و سمت و سوی فرهنگی نداشته و در حالی که بسیاری از ساکنین شهر بهبهان خود دارای رشد و تعالی مثال زدنی فرهنگی هستند به دلیل نبود فضای مناسب که باید از سوی سازمانهای تصمیم گیر چون شهرداری ایجاد میشد از شرایط شهر نشینی خود در این شهر در عذابند.
وجود سازه های فرهنگی و البته مدرن در ایجاد روحیه شهروندی و تعالی آن نقش بسزایی دارد و این مساله تا کنون در شهرداری شهر بهبهان امری فراموش شده بوده است .
آیا داشتن مدیریت واحد برای گود برداری در سطح شهر که مستلزم تغییر قوانین است مهمتر است یا بهره بردن از تمام پتانسیل های موجود در راه بهبود مستمر شرایط شهر نشینی در شهر بهبهان.
|
|