تبليغاتX
بهبهان شهر ما
 
بهبهان شهر ما
 
 
در باره بهبهان
 

آرزویم برگ بیدی بود و آنرا باد برد  

         

 شادیم ، شورم ، نشاطم ، عشقم از بنیاد برد

 

از دلم پر زد رها شد ، خسته بود از من گریخت

 

دور شد از پیش چشمانم ، مرا از یاد برد

                                                     ( زنده یاد عبدالحسین عتیق )

 

 

مرداد داغ سال 87 دو داغ بزرگ بر دل بهبهان گذاشت . هنوز مرگ نابهنگام بلبل خوش آواز شهرمان را باور نداشتیم که دلسوخته ای دیگر و عاشقی دیگر و ملجا و پناهگاهی دیگر از خوبان شهرمان دارفانی را وداع گفت .

درگذشت شاعر توانمند و شهیر شهرمان استاد سید محمد سید را به خانواده محترم سید و مردم ادیب و با فرهنگ بهبهان تسلیت عرض میکنم و برای آن مرحوم مغفرت و رحمت الهی مسئلت می نمایم .

 

چه کسی گپ سید را ادامه خواهد داد؟؟؟؟؟
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 18:0  توسط پیمان  | 
در زمان انعقاد قرارداد پالایشگاه گاز بهبهان !!! از سوی مسوولان محلی بر بکارگیری نیروهای بهبهانی در زمان ساخت پروژه از سوی شرکتهای پیمانکار تاکید میشد اما اکنون و با اجرایی شدن مراحل ساخت این پالایشگاه و حضور پیمانکاران متعدد در سایت پروژه متاسفانه شاهد حضور چشمگیر نیروهای غیر بهبهانی در شرکتهای پیمانکاری هستیم که در این زمینه اداره کار بهبهان باید مدعی حقوق بهبهانی ها باشد و پیمانکاران را ملزم به استفاده از پرسنل بومی منطقه نماید.

 

تاکید بر تغییر نام پالایشگاه از نام مجعول و بدون مناسبت بید بلند ۲ به

پالایشگاه گاز بهبهان را سرلوحه خواسته های خود قرار دهیم . تنها با بنام

شدن این طرح صنعتی میتوان از سو استفاده های تمام نشدنی وزارت نفت

 در منطقه اندکی جلوگیری کرد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 14:40  توسط پیمان  | 

جشنهای نیمه شعبان امسال هم چون هر سال و البته شاید هم پر شور تر برگزار شد . نکته ای که ذهن مرا به خود مشغول کرده پررنگ بودن و خودجوش بودن حضور مردم در این جشنهاست. جشنهایی که مسلما دارای سابقه چندانی نیست و در بررسی تاریخچه آن شاید وجهه عمومی و مردمی آن به یک قرن نرسد و پر واضح است که در سالهای بعد از انقلاب بدلیل تاکید فراوان حکومت اسلامی بر جشنهای مذهبی فراگیر تر نیز شده است . نکته جالبی که در جشنهای نیمه شعبان به چشم میخورد و در دیگر اعیاد مذهبی ( به جز مراسم عزاداری محرم ) کمتر نمود پیدا میکند شور مردم در پذیرایی از دیگران با شیرینی و شربت و داشتن یک نوع احساس دوست داشتن در بین پذیرایی کنندگان و پذیرایی شوندگان است . آیا جنبه مذهبی و اعتقادی مردم ما باعث ایجاد چنین حس و حالی میشود یا مواردی چون ریا و چشم و هم چشمی و از هم مهمتر نیاز به دوست داشتن همنوع که در مردم ما به شدت کمرنگ شده و از این طریق میتوان آنرا ارضا کرد در این بین نقش ایفا میکنند . در حقیقت همه موارد فوق را میتوان در این قضایا دخیل دانست یعنی هم مذهب هم ریا و هم چشم و هم چشمی و احساس نیاز به دوست داشتن دیگران و موارد دیگر .

اما چرا مردم کشور ما در جشنهای ملی که سابقه چند هزار ساله دارند اینچنین برونگرا نیستند و اتفاقا برعکس هستند یعنی جشن و شادمانی خود را به داخل خانه های خود میبرند و از نمود آن در خیابانها و مکانهای عمومی ابا دارند ؟

پاسخ هر چه باشد در یک نکته اشتراک خواهد داشت و آن هم ترجیح حکومتهای مرکزی نسبت به نوع جشن میباشد . اگر حکومت مرکزی جشن ملی را ارجح بداند ، جشنهای ملی جنبه بیرونی پیدا میکند و اگر جشنهای مذهبی از نظر حکومت ارجح باشند ، این قبیل جشنها پر شور تر برگزار خواهند شد.

در هر حال هم جشنهای مذهبی و هم جشنهای ملی لازمه پیوند ملت ایران با گذشته و حال خود میباشد و بزرگداشت هر دو نوع جشن اهمیت خاص خود را داراست .

 

در عید نوروز امسال ( نوروز 87 ) در شهر خوب ما ، بهبهان ، یعنی چند روز پس از نا آرامی های انتخابات که نتیجه آن نوعی سرخوردگی برای همه همشهریان ما در بر داشت تعدادی از جوانان خوب شهرمان به مناسبت نوروز اقدام به برگزاری جشن سال نو و تحویل سال در مکانی عمومی ( خیابان ) نمودند و با شربت و شیرینی از رهگذران پذیرایی نمودند و بدین صورت و در اقدامی که اگر نتوان گفت در کشور ما بی نظیر اما مطمئنا کم نظیر ، یک جشن ملی را به صورت عمومی برگزار کردند .

 

مطمئنا جشنهای ملی و مذهبی نماد ملتی روشن و شاداب است و هر دو نوع جشن نیز  برای ایران ما لازم و ملزوم یکدیگرند.

 

اما در پایان لازم میدانم بخشی از مطلب سایت تابناک در مورد انتظار ( این روزها ورد زبان عده ای شده ) را ذکر کنم .


اكنون خاطره‌اي از استاد بزرگوارمان حضرت آيت‌الله حق‌شناس(ره) به يادم آمد؛ حوالي سال 1360 زماني موضوع مهدويت و انتظار ظهور حضرت حجت(عج) و گمانه‌زني براي زمان ظهور، دستاويزي براي برخي ـ دكان‌داران مورد اشاره ـ قرار گرفته بود و علواي شيفته ساده‌دل نيز بر آن دامن مي‌زدند و تحركاتي را ايجاد كرده بودند. آن بزرگوار پس از چندين بار تذكر و هشدار، سرانجام روزي در جلسه عمومي، آشكارا و با شدت تمام اين جريان را مورد انتقاد قرار داد و در برابر شگفتي برخي كه انتظار چنين سخني را از ايشان نداشتند، به اين مضمون فرمود: «دست از اين حرف‌ها برداريد، انتظار يعني چه؟ انتظار يعني معصيت نكردن، يعني خدمت مردم كردن، يعني آنچه امام زمان(عج) را خشنود مي‌كند انجام دادن و از آنچه آن حضرت را ناخشنود مي‌كند، پرهيز كردن، حالا اين‌كه آقا چه وقت خواهد آمد، چه اهميتي دارد؟ ايشان هر زمان كه صلاح باشد خواهند آمد، شما به وظيفه‌تان عمل كنيد. مثلا شما وقتي آقا تشريف بياورند چه‌كار مي‌خواهيد بكنيد كه الان نمي‌توانيد؟

برای دیدن متن کامل به ظاهرگرايي، تمركز بر زمان ظهور و هدف كردن ديدار حضرت سری بزنید .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:34  توسط پیمان  | 

 

میلاد مهدی موعود مبارک باد.

 

 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

 

 

                         دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 9:53  توسط پیمان  | 
در ارتباط با پست " گله دارزاده را جاودانی کنیم " در سایت بهبهان.اینفو

دو نفر از بازدیدکنندگان محترم سایت مطالبی را عنوان نمودند که مطالب عنوان شده آن دو نفر همراه با پاسخ اینجانب به صورت زیر میباشد.

 

در ارتباط با مطلب " گله دار زاده را جاودانی کنیم " دو نفر از بازدید کنندگان محترم سایت نظراتی را ایراد فرموده اند و در یک مورد نیز خواستار پاسخگویی به شبهات مطرح شده در صفحه اصلی سایت شده اند که در این زمینه وظیفه خود دیدم  در خواست این عزیزان را اجابت نموده و در حد دانش و آگاهی خود مطالب مطروحه توسط ایشان را پاسخ گویم .

 

حسین نوشته است که :

 

باسلام
و تسلیت به خانواده مرحوم گله در زاده
آقای گله دار زاده هم وقتی به شهر های دیگه
مثل گچساران میرفت(شرکت نفت) پول میگرفت
یه اشکالی که بر ایشان وارده اینه که:متاسفانه
ایشون غیر از مداحی اهل بیت (ع)چیزهای دیگه ایی هم داشته
چیز های خلاف شرع نبوده
اما یه مداح درست نیست که دیگه آواز بخونه و همزمان باهاش تنبک بزنن
شما هم حتما فیلماشو دیدید
منظورتون از گرد آوری آثار گله دار ترانه آوازهای ایشون که نیست
در ضمن کی گفته ایشون شهید شدند ((خدای نکرده بی ادبی به ایشون نشه ها)
اما باید ثابت بشه که ایشون اولا کشته شدند بعدش ثابت بشه که به خاطر چی بوده
اگه به خاطر خدا و در راه اسلام بوده آره شهیده!
البته در اینجا کاری به مقام ایشون نزد خداوند متعال ندارم
اما ظاهر امر چیز دیگه ایی است.
==================
در ضمن چرا ایشون رو در امامزاده حیدر دفن کردند
این یه بدعتیه!بله ایشون فرد مورد احترام و بزرگواری است
احسنت ! خدارحمتش کند
اما اگه بر این اساس باشه فردا باید مداحای دیگه رو هم اونجا دفن کنند
آدم خوب زیاد داریم.....
----------------------
در ضمن برای دفن ایشون باید مجوز داشته باشند از سازمان اوقاف
اما آیا این کار شد.
دفن ایشون یه بهربرداری سیاسی است ..نتیجه اش رو تو ماه محرم میبینید

با تشکر
منتظر جواب شما در صفحه اصلی سایتتون هستم

 

حسین عزیز ضمن تشکر از شما بابت اینکه مطلب نوشته شده در باره مرحوم گله دارزاده با دقت مطالعه نموده و نظرات مبسوطی را راجع به این مطلب ارایه داده اید.

 در زمینه اینکه فرموده اید آقای گله دارزاده وقتی به گچساران ( شرکت نفت ) میرفت پول میگرفت باید عرض کنم که حضور در مراسمی که از طرف یک سازمان دولتی و تجاری چون شرکت نفت جهت بزرگداشت حادثه کربلا برگذار میشود با حضور در یک هیات مذهبی که به صورت خود جوش و مردمی تشکیل میشود تفاوت فراوان دارد . اساس و پایه مراسم عزاداری در شرکت نفت پول و استخدام بهترینها ( در این مورد بهترین مداح منطقه ) و بهره برداری تبلیغاتی از آن جهت چاپ در بروشور ها و نشریات وابسته به آن سازمان است و در این زمینه تقریبا همه مجریان و خوانندگان و مداحان و حتی سخنوران و سخنرانان مذهبی معروف و مشهور کشور از این قضیه مستثنی نیستند و تقریبا همگی در مراسم های گوناگون که از طرف سازمانهای دولتی برگزار میشود با دریافت حق الزحمه شرکت میکنند . ( حتی امامان جماعت دوایر دولتی در برابر برگزاری نماز جماعت از ادارات مربوط حقوق دریافت میکنند.) حال آیا این مراسم با مراسمی که مردم یک منطقه بر اساس عشق و علاقه درونی خود برگزار میکنند و مداح مورد علاقه آنان بدون دریافت  ریالی برای عشق آنها میخواند تفاوت ندارد. یاد آوری این نکته را لازم میدانم که قریب به اتفاق مداحان معروف و شهره امروز کشورمان مداحان حرفه ای هستند یعنی گذران زندگی آنها از طریق درآمد آنها از مداحی است که در مورد مرحوم گله دارزاده قطعا چنین نیست.

در زمینه موسیقی و اینکه آن مرحوم به خواندن اشعاری غیر از مداحی همراه با آلات موسیقی می پرداخته نیز بحث فراوان است . همانگونه که خود اشاره کرده اید این کار، کار خلاف شرعی نبوده و در این زمینه نیز ایشان اشعار خلاف شان و دارای حرمت نمیخوانده است . در اکثر قریب به اتفاق روایاتی که از حضرت سکینه (ع) ، دختر امام حسین ، که در واقعه کربلا نیز حضور داشته به ما رسیده است بر حضور ادبا و شعرا و علما در منزل ایشان صحه میگذارد و  برخی روایات نیز از توجه این بانوی بزرگوار به موسیقی حکایت دارد. حال آیا صرف توجه به موسیقی از سوی مرحوم گله دارزاده کاری غیر مشروع و محکوم بوده است ( بعید میدانم ) آیا ندیده اید مداحی های خالی از هر شعر و شعور امروزی ( چون بوی سیب و .....) که با آلات موسیقی نواخته میشود و در مراسم عزاداری امام حسین نیز مردم با نوای آن سینه میزنند. اصلا مگر غیر از این است که نوحه های خوانده شده توسط اکثر مداحان ( به خصوص نوحه های حماسی ) در دستگاههای موسیقی ایرانی خوانده میشوند و آشنایی مداح با این دستگاههای موسیقایی جزء ابزار کار اوست .

در زمینه گردآوری آثار مرحوم گله دارزاده منظور همان نوحه ها و مداحی های آن بزرگوار بوده که با آنها شناخته میشده هرچند گرد آوری دیگر آثار وی نیز کار ناپسندی نیست .

در زمینه اینکه ایشان شهید هستند یا نه ما فقط القاب را به انسانها نسبت میدهیم و اجر هرکس با خداست ولی تا زمانی که قضیه مرگ ایشان در هاله ای از ابهام است و ضمنا تلاش های بی دریغ ایشان ( در حد توان ) برای اعتلای شهرشان نیز  قابل اغماض نیست از نظر ما ایشان شهید است حال شما میتوانید ایشان را شهید ندانید ، اما همانگونه که ذکر شد اجر هر شخص را خدا میدهد و بس و اینکه به ایشان اجر شهید تعلق گیرد یا نه بر همه ما مستور و پوشیده است.

اما اینکه ایشان را در امامزاده حیدر دفن کرده اند نیز مساله غریبی نیست چرا که دفن افراد در جوار امامزادگان امری معمول و مرسوم است و در صحن امامزاده حیدر نیز پیش از این شاهد دفن بزرگانی از شهر مان بوده ایم و مرحوم گله دارزاده نیز بزرگی از دیار ما بود و شاهد  این مساله هم  تشییع تاریخی و بی سابقه پیکر آن مرحوم بر دست مردم بهبهان میباشد . و اینکه فرموده اید فردا مداح های دیگر هم باید در آنجا دفن شوند اندکی بی انصافی است چرا که مرحوم گله دارزاده و سبک مداحی ایشان و وجهه و اخلاق والای ایشان که زبانزد اکثریت مردم بهبهان است و محبوبیت ایشان را هیچ کس توان انکار ندارد که بخواهیم همه مداحان شهر مان را در حد ایشان بدانیم ( ضمن اینکه احترام همه مداحان خوب شهر مان بر همه ما واجب است ) . چرا بخواهیم امری به این روشنی و شفافی را نادیده بگیریم و قدر و منزلت مرحوم گله دارزاده را نزد مردم بهبهان منکر شویم . ( اندکی انصاف)

دفن ایشون بهره برداری سیاسی بود یا نبود هم مساله ایست که جای بحث آنرا اینجا نمیدانم . اما به این نکته توجه کنید که ما در مملکتی زندگی میکنیم که حتی آب خوردن یک مورچه هم تعبیر سیاسی میشود  حال مرگ مشکوک یک فرد محبوب که جای خود دارد.

جهت اختصار کلام فقط میتوانم این را بگویم که اگر گله دارزاده مداحی رسانه ای بود شما هم امروز اینگونه تعبیر و تفسیر نمی کردید و همه جوانب زندگی و مرگ او را زیر سوال نمیبرد ید و .....

 

اما دوست دیگری به نام  مهدی مرقوم فرموده اند :

 

در مورد مرحوم گله دار زاده بدون این که بخواهیم بی احترامی کرده باشیم باید بگیم که اولا ایشون جز نوحه خونی چه خدمتی به فرهنگ بهبهان نموده اند ؟ تازه اگه نوحه خونی رو هنر بدونیم . که البته نیست . نوحه خونی و بساط اهل بیت جز دکانداری مشتی دین به دنیا فروش نیست . مگر ایشون پول نوحه خونی نمی گرفت ؟ نه ایشان سیاسی بود و نه مرگ ایشان سیاسی بود . اما ذهنیت ناساز و بی اندام و پارانوییک ما ایرانیان مرگ ایشان را سیاسی کرد و رسالت اصلاح ایران را بعد از مرگش بر دوش او نهاد که می خواست تحقق دهد . بابا ما تا کی باید در این وانفسای قحطی معرفت تاوان احساسات ناتراشیده ی خودمان را بدهیم و هر خس و خاشاکی را فورا امیرکبیر کنیم . از ماست که بر ماست .

 

 

دوست عزیز شما فرهنگ را چه میدانید ؟ آیا فرهنگ چیزی جز هنر و ادبیات و مراسم و مناسک و  هر آن چیزی است که در رفتار مردمان یک دیار تجلی یابد؟ شما چه بخواهید و چه نخواهید مراسم عزاداری دهه محرم بخشی از فرهنگ ماست و نوحه خوانی نیز بخشی از همین زیرمجموعه فرهنگی.مراسم عزاداری محرم در هر گوشه ای از مناطق شیعه نشین به سبک و سیاق خاصی برگزار میشود و تمام و کمال به فرهنگ مردم هر منطقه بر می گردد . بهبهان ما هم از این قضیه مستثنی نیست . سبک مداحی و سینه زنی و نوع اشعار انتخابی توسط مداحان همه به فرهنگ مردم ارجاع داده میشود و در این زمینه مرحوم گله دارزاده در منطقه بهبهان سر آمد دیگر مداحان بود یعنی در بحثی که رنگ و بوی تند فرهنگی دارد آن مرحوم سر آمد بودند و این قضیه قابل انکار نیست .ایشان در حفظ و اعتلای سبک نوحه خوانی بهبهانی ( که ما آنرا بخشی از فرهنگ شهرمان میدانیم و شما شاید ندانید ) سنگ تمام گذاشتند و این بالاترین خدمت ایشان بود . در مورد اینکه از دین و محرم و روضه خوانی و نوحه خوانی سوء استفاده های فراوانی به نام دین میشود شکی نیست اما آیا میتوان همه را به یک چشم دید ؟ اما اینکه نوحه خوانی را هنر بدانیم یا ندانیم من شخصا در این مورد تخصص ندارم و صد البته فرهنگ نیز تنها هنر نیست که اگر نوحه خوانی در محدوده آن قرار نگیرد از مرز فرهنگ نیز  بیرون نهاده شود .  اما در زمانه ای که سخیف ترین حرکات و مبتذل ترین مجالس در زمره هنر قرار میگیرند و اجرا کنندگان مراسم مزبور هنرمند خطاب میشوند چگونه میتوان مداحان ( به طور عام ) را هنرمند ندانست . اینکه ایشان سیاسی نبود را به طور قطع رد میکنم چرا که سخنان و رفتار و بیان و  حتی اشعار نوحه های ایشان همگی بیان کننده مشی سیاسی ایشان بود . اصلا مگر میشود در کشوری چون ایران زندگی کرد و سیاسی نبود و اما مرگ ایشان را کسی سیاسی نکرد بلکه همانگونه که خود ذکر کرده اید ذهنیت ناساز و ......  ما ایرانیان مرگ ایشان را سیاسی کرد که البته مختص بهبهان ما هم نیست .

در آن وانفسای قحطی معرفت امیر کبیر شما را کشتند و امروز گله ارزاده  ما را . گله دار زاده هر خس و خاشاکی نبود که شما او را اینگونه خطاب کرده اید . مطمئن باشید گله دار زاده از امیر کبیر شما برای بهبهان ما  ارزشمند تر بود . در حالی که از زمان همان امیر کبیر شما عملکرد مسوولان حکومتی باعث  نابودی بهبهان ما شده مرحوم گله دارزاده با مرگش زمینه انسجام هرچند کوتاه مدت مردم شهری که هریک چون جزیره ای جدا از هم هستند را باعث شد و این مساله برای ما از هزاران خدمتی که امیر کبیر شما موفق به انجام آن شد یا نشد ارزشمند تر است .

من نمیدانم کعبه و معبود شما کجاست . اگر اروپاست ( که امروز اکثر منتقدان رفتار فرهنگی مردم ایران به آن سو گرایش دارند ) نیز نشانه هایی از تشابه فرهنگی با آنچه امروز در بهبهان روی داده وجود دارد و البته شما آنرا احساسات نا تراشیده خوانده اید .

هر چند جایز نمیدانم اما مجبور به ذکر مثالی هستم. پرنسس دایانا همسر سابق ولیعهد انگلیس در حادثه مشکوک رانندگی کشته شد . پرنسس دایانا نه هنرمند بود و نه شخصیتی آنچنان تاثیر گذار . اما شهره به انجام اقدامات عام المنفعه در کنار مخالفت دربار انگلیس با ازدواج او با پرنس چارلز. با حمایت و غوغا سالاری رسانه های غربی به چهره ای محبوب تبدیل شد و مرگش هزاران شک و تردید را در فکر علاقه مندان او ایجاد کرد و همگان بی تردید دست دربار انگلیس را در پشت صحنه تصادف نشان میدادند. میلیونها نفر  تحت تاثیر  بلوای رسانه ای برای  او اشک ریختند و البته آنها چون ایرانی نبودند احساسات نا تراشیده نداشتند!!

اما گله دارزاده  شخصیتی رسانه ای نبود و اتفاقا مرگ او در بایکوت خبری  قرار گرفت اما احساسات پاک علاقه مندانش که اکثریت قاطع مردم بهبهان را شامل میشد از سوی شما احساسات نا تراشیده  عنوان شد. بیایید کمی منصفانه به قضایا نظاره کنیم . شاید مرام و مکتب و اندیشه های گله دارزاده با مرام و مکتب و اندیشه های ما ناسازگار باشد اما این دلیلی بر کوبیدن احساسات علاقه مندان به آن مرحوم و تاثیر وجودی او بر زندگی مردم بهبهان نیست .

در پایان از همه بازدید کنندگان محترم این پست  برای شادی روح آن مرحوم ذکر صلواتی  مسئلت دارم.

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:16  توسط پیمان  | 
امروز ۲۲مرداد مصادف با ۱۲ اوت میلادی است . بر اساس نوشته های یونانی در این روز مقاومت تاریخی سردار ایرانی "آریو برزن" در مقابل هجمه ویرانگر اسکندر در منطقه تنگ تکاب به وقوع پیوسته است .

چندی پیش با اعلام ( مطالعه نشده ) این روز از طرف شهرداری بهبهان به عنوان " روز بهبهان " مقرر شد جهت بزرگداشت هر آنچه بهبهان در طول تاریخ داشته یا امروز دارد جشنی برپا شود و طی مراسمی این روز بزرگ داشته شود . اعلام این روز به عنوان روز بهبهان موافقان و مخالفان بسیاری داشت و حتی در دبیرخانه ای که بدین منظور گشایش یافته بود مخالفان بسیاری حضور داشتند . اما با رای شورای فرهنگی شهر بهبهان در زمینه مخالفت با تعیین چنین روزی به عنوان روز بهبهان ناگهان همه حرف و حدیثهای پیرامون این مساله فروکش کرد انگار نه انگار .....

در این قضیه اما آنچه به فراموشی سپرده شد اصالت دفاع یک قهرمان ملی ایرانی در برابر هجوم سپاه بیگانه بود . مثل اینکه ما فقط میخواستیم از نام آریو برزن برای بهبهان استفاده کنیم . حال که نشد پس بی خیال آریو برزن .

جریان دفاع آریو برزن در منابع یونانی آمده و امروزه حتی عده ای حمله اسکندر به ایران را خیال پردازی یونانیها میدانند و آنرا دروغ بزرگ تاریخ میپندارند که البته در حال حاضر قصد این متن بررسی صحت و سقم این موضوع نیست اما آنچه مهم به نظر میرسد دفاع ملی است که همانگونه که در وبلاگ نور اندیش به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته در پیشینه تاریخی ایرانیان امری بسیار کمیاب و نادر میباشد و حال که غربیان برای ما قهرمان سازی کرده اند ( به زعم عده ای ) چرا ما خود این قهرمانان را باور نکنیم و بزرگشان نداریم .

آریو برزن متعلق به همه سرزمین ایران است و محدود کردن این شخصیت تاریخی به نام بهبهان چندان پسندیده نیست و باید برای بزرگداشت او در تدارک جشنی سراسری و ملی بود .

متاسفانه در بررسی خصوصیات و خلقیات ما ایرانیان این نتیجه بدست می آید که آن چیزی برای ما مهم است که برای دیگران مهم باشد . روشن تر بگویم تا زمانی که توجه غربیان به مساله آریو برزن جلب نشده و یکی دو مقاله در رد یا تایید این جریان در منابع غربی به چاپ نرسیده یا فیلمی از این جریان توسط آنها ساخته نشده و یا حرفی از زبان آنها نقل نشده آریو برزن برای ما ایرانیان معنا و مفهومی نخواهد داشت همانگونه که تا کنون نداشته است . ( با کمال تاسف )

به یک مصداق در این زمینه ( خصوصیات ما ایرانیان ) اشاره میکنم .

سالهای سال است که مناره ای در شهر خوی منسوب به مقبره شمس تبریزی موجود میباشد و این بنا برای خود مردم این شهر بنایی مقدس و قابل احترام است اما نا شناخته برای دیگر ایرانیان. با افزایش توجه غربیان به اشعار مولانا و انجام تبلیغات فراوان توسط ترکها در مورد این شاعر توانمند فارسی گوی مبنی بر ترک بودن وی و همچنین برگزاری پر زرق و برق مراسم مربوط به این شاعر شهیر در قونیه و سود آوری فراوان ترکها از طریق جلب توریستهای علاقه مند اندک اندک ما ایرانیان نیز به خود آمدیم حال که مولوی را از ما گرفتند و اینهمه توجه هم از جانب غربیان به این شخصیت تاریخی میشود چه بهتر که ما هم مراد مولانا یعنی شمس تبریزی را مرکز توجه خود قرار دهیم و اینگونه مناره منسوب به شمس در خوی مورد توجه قرار گرفت و حتی نزاع برای تعیین محل دفن شمس بین تبریز و خوی بالا گرفت و از این پس کنگره های شمس  شناسی و نوع معماری مناره شمس و سابقه تاریخی آن و قس علی هذا .......

 

مناره شمس تبريزي-خوي-عكس از آنوبانيني دات كام(مناره شمس تبريزي در خوي)

آیا اگر غربیان به مولوی علاقمند نمیشدند هیچگاه شمس تبریزی هم برای ما ارزشمند میشد .

داستان آریو برزن هم همینگونه است . البته با تاسف فراوان این را بیان میکنم که تا زمانی که غربیان به آریو برزن توجهی ندارند ما ایرانیان هم بی توجه به این شخصیت ارزشمند خواهیم بود . آریو برزن متعلق به بهبهان نیست که ما بهبهانی ها دغدغه او را داشته باشیم . آریو برزن شخصیتی ملی است که بزرگداشت او وظیفه همه ایرانیان میباشد و در این بین وظیفه ما بهبهانی ها بدلیل وقوع این حادثه تاریخی در نزدیکی شهرمان بسیار بیشتر و حایز اهمیت تر. در حقیقت ما به عنوان میزبان فعلی محل رویداد این واقعه تاریخی وظیفه داریم شرایط را برای حضور علاقمندان به تاریخ پر فراز و نشیب این مملکت در منطقه تنگ تکاب مهیا کنیم . همین . بس

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 4:17  توسط پیمان  | 
در حاشیه نمایشگاه مطبوعات که به مناسبت روز خبرنگار در شهر بهبهان برپا شده بود مسایل و مشکلات مربوط به این موضوع از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گرفت و در وبلاگ فریاد بهبهان  نيز اطلاعات و آمار كاربردي جالبي در اين زمينه درج شده است .



يكي از موارد عدم رشد مطبوعات در بهبهان سيستم توزيع نامناسبي است كه سالهاست مطبوعات و حتي خبر رساني و خبرنگاري اين حرفه را در چنبره خود گرفته كه در دلايل ذكر شده به عنوان موانع پيش رو ي مطبوعات در بهبهان كمتر به آن اشاره شده بود .
 
سيستم نامناسب توزيع نشريات در بهبهان
 


مطبوعات همانطور كه يك كالاي فرهنگي محسوب ميشود كالايي تجاري نيز ميباشد و براي كالاي تجاري نيز روشها و سيستمهاي توزيع مرتبا در حال تحول و نوشدن است . كالاي تجاري براي فروخته شدن نياز به ديده شدن دارد و براي ديده شدن ؛ فضاي مناسب و دسترسي آسان و احساس نياز از طرف مشتري به آن كالا شرط اساسي است . سالهاي سال است كه فروش مطبوعات در بهبهان در انحصار چند نفر خاص ميباشد كه نشريات مربوط را در فضايي كه به هيچ عنوان در ديد رهگذران نيست قرار ميدهند و در اين صورت نيز نبايد انتظار داشت بر تعداد متقاضيان نشريات چاپي در شهر بهبهان افزوده شود . از اينها گذشته هر نمايندگي فروش مطبوعات در بهبهان فقط نشرياتي كه نمايندگي آن را بر عهده دارد به فروش ميرساند كه اين نوع فروش و توزيع نيز مربوط به سيستمهاي فروش و عرضه چند دهه پيش ميباشد. همچنين اينكه براي تهيه يك روزنامه حتما بايد به مركز شهر آمد نيز يكي از معضلاتي است كه حتما بايد آنرا مد نظر قرار داد .

اميد كه با ريشه يابي موانع پيش روي رشد و توسعه كمي و كيفي مطبوعات به جايگاه واقعي خود در اين زمينه برسيم.


 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:57  توسط پیمان  | 
در ايران 9 پالايشگاه نفت و اگر فازهاي گازي عسلويه را كنار نهيم همين حدود پالايشگاه گاز و تعداد بيشتري واحدهاي پتروشيمي موجود است . همه پالايشگاههاي نفت ( پالايشگاه نفت آبادان ؛اصفهان؛تهران ....)و اكثر قريب به اتفاق پالايشگاههاي گاز (پالايشگاه گاز ايلام ؛ مسجد سليمان ؛ سرخس؛ و....) به نام شهر هاي محل احداث آنها هستند . چرا پالايشگاه گاز در حال ساخت بهبهان به نام پالايشگاه گاز بهبهان نباشد.
اهانت شركت گاز را ناديده نگيريم
 

از زمان شروع بحث ساخت پالايشگاه گاز بيدبلند 2 در سال 80 تا كنون همواره مسوولان محلي و ملي بر احداث اين پالايشگاه در بهبهان تاكيد كرده اند در همين رابطه گوشه اي از نقل قولهاي افراد مسوول را ذكر ميكنم .

1- آقاي احمدي نژاد ( رييس جمهور ) در سفر ديماه 85 به بهبهان بر ساخت اين پالايشگاه به عنوان يكي از طرحهاي دولت براي منطقه بهبهان نام برد .
2- آقاي شجاعپوريان نماينده وقت بهبهان كه هزينه زيادي براي ثبت اين طرح در منطقه آب كنار متحمل شد بارها از انتخاب بهبهان براي ساخت اين پالايشگاه به عنوان يكي از افتخارات خود نام برده است . ايشان در آخرين روزهاي حضور خود در مجلس هفتم در انتقاد به عملكر رييس جمهور اينچنين ايراد سخن نمود:اين جانب رسما اعلام مي کنم هيچ کدام از وعده هاي رييس جمهور در جمع موکلانم در شهرستان باستاني و انقلابي بهبهان، از جمله آغاز عمليات اجرايي پالايشگاه بيدبلند2، ساخت سد، بيمارستان، ورزشگاه، فاز دوم شهرک صنعتي و فرودگاه هنوز کليد نخورده اند .

3- فرماندار شهرستان بهبهان در جلسه شوراي اداري، ايجاد اشتغال، مسكن، كشاورزي و پالايشگاه بيدبلند 2 را از اولويت هاي مهم خود در سال 85 دانست.

4- مراسم كلنگ زني رسمي براي ساخت پالايشگاه بيدبلند 2 در سال 1386 در حضور مسوولان شهر بهبهان انجام شد .

حال با كنار هم نهادن موارد فوق بر تعلق تام اين پالايشگاه به بهبهان پي خواهيم برد؛ اما متاسفانه وزارت نفت و اينبار شركت گاز در ادامه روندي كه در طول ساليان گذشته نيز شاهد آن بوده ايم نه تنها بهبهان را ناديده گرفته اند بلكه تمامي اركان حكومتي و تقسيمات كشوري را ناديده گرفته و در آگهي استخدامي خود محل اين پالايشگاه را شهرستان اميديه اعلام كرده است . ضمن اينكه اعتراض به اين امر وظيفه همه ماست بايد بر تغيير نام اين پالايشگاه به پالايشگاه گاز بهبهان تاكيد نماييم .

در حاشيه : دوستي دارم كه براي تعيين محل استخدام خود از من به نوعي راهنمايي خواست . او از من خواست با توجه به شناختي كه از مناطق عملياتي شركت نفت دارم ايشان را در انتخاب يكي از شهر هاي ايلام و اميديه و شهر مهر ( نزديك لامرد ) كمك كنم . از ايشان پرسيدم چرا اميديه و ايلام و مهر گفتند پالايشگاه هاي جديد گاز در اين سه شهر قرار دارند كه طبق اعلام شركت گاز براي استخدام نيروهاي مورد نياز خود آگهي داده اند . به ايشان گفتم پالايشگاه بيدبلند 2 كه نام آن در اين آگهي آمده هيچ ربطي به اميديه ندارد و در شهر بهبهان واقع شده اما ايشان به آنچه در آگهي قيد شده بود اطمينان داشت و به آن استناد ميكرد و البته هزاران چون اين دوست خوب من .....
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:58  توسط پیمان  | 
در آستانه روز خبرنگار هستیم . بعد از درگذشت شهادت گونه استاد محمد جعفر گله دار زاده و انعکاس نسبتا مناسب وقایع مرتبط توسط سایتها و وبلاگهای بهبهانی متاسفانه در چند روز اخیر شاهد قطع قریب به اتفاق سایتهای فعال شهر بهبهان هستیم که علت آن هم اشکال در سرور مربوط اعلام شده است . تقريبا عرصه اطلاع رساني از طريق شبكه جهاني در چند روز اخير به حالت فريز درآمده و به جز معدودي وبلاگ و سايت كه در حال حاضر فعال هستند بقيه سايتها در مرخصي اجباري به سر ميبرند . وضعيت پيش آمده از هر لحاظ وضعيت مناسبي نيست و بهتر است براي جلوگيري از پيش آمدن چنين شرايطي راهكارهاي مناسبي اختيار شوند. شايد استفاده از سرور هاي متعدد( به جاي يك سرور مشترك ) راهي براي پيشگيري از شرايط  مذكور باشد .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:54  توسط پیمان  | 
 

.

سال 1380 با تبليغات فراوان و  چاپ ويژه نامه هاي فراوان خبري در شهر پيچيد . پالايشگاه گاز در شهر بهبهان احداث ميشود و نزديك به 3500 نفر از جوانان بهبهاني در مجتمع صنعتي جديد به كار گرفته خواهند شد و رونقي دوباره به شهر بهبهان داده خواهد شد . نماينده محترم وقت در بيلان كاري خود همه ساله امتياز پالايشگاه گاز را كه در رقابت با آقاي دانشيار نماينده اميديه و ماهشهر به بهبهان اختصاص داده شده بود جزء افتخارات خود عنوان مينمود و خوشحالي مردم بهبهان از اين اتفاق وصف ناشدني بود . اما نام پالايشگاه هزاران حرف در وراي خود داشت . بيد بلند 2

فرآيند انتخاب نام براي يك مورد ( حال اين مورد انسان باشد يا يك كالا و يا يك طرح صنعتي) فرآيندي است كه طي آن بسياري مسايل تاريخي – فرهنگي و جغرافيايي و ....در نظر گرفته ميشود و براساس اجماعي كه بر سر همه مسايل فوق الذكر بوجود مي آيد نام انتخاب ميشود . حال براي يك طرح صنعتي كه پس از گذشت 30 سال از انقلاب اولين از نوع خود در محدوده شهر بهبهان ميباشد نام بيدبلند 2 انتخاب شده است . بيدبلند روستا و پالايشگاهي  است كه در فاصله 15 كيلومتري محل احداث پالايشگاه جديد قرار دارد. محل احداث پالايشگاه جديد واقع در بخش تشان بهبهان ( دهستان تشان در دوره نمايندگي آقاي شجاعپوريان به بخش تيديل شد ) ودر فاصله 15 كيلومتري بهبهان قرار دارد . با اين اوصاف نام بيدبلند 2 نشانگر ادامه روندي است كه طي 70 سال گذشته عزم بر نابودي بهبهان گرفته است . بيدبلند 2 يعني امتداد همان پالايشگاه قديم بيدبلند كه با وجود اينكه در محدوده جغرافيايي شهرستان بهبهان واقع شده است اما به نام اميديه ميباشد بنابراين پالايشگاه بيدبلند 2 نيز با مركزيت اميديه خواهد بود حتي اگر محل احداث آن چسبيده به منطقه شهري بهبهان باشد . ( اگر غير از اين بود نام پالايشگاه گاز بهبهان نام بسيار با مسما تر بود ) اصلا قرار نيست در فرايند سرمايه گذاري هاي شركت نفت بهبهان به حساب بيابد چرا كه اگر اينگونه بود امروز نه گچساراني موجود بود و نه اميديه .

 دوستان و همشهريان عزيز در اگهي استخدامي شركت گاز كه نام پالايشگاه گاز بيدبلند 2 نيز جهت استخدام نيروي مورد نياز به ميان آمده محل اين پالايشگاه شهرستان اميديه ذكر شده است و اگر نسبت به اين مساله واكنش جدي نشان ندهيم ساخت اين پالايشگاه در منطقه ما نه تنها سودي عايد شهر ما نخواهد كرد كه فرآيند تجزيه شهرستان بهبهان را با سرعت هر چه تمامتر به پيش خواهد برد . احداث اين پالايشگاه با اين شرايط تنها به سود بخش تشان ( روستاي محل تولد آقاي شجاعپوريان) خواهد بود .

از همه بهبهاني هاي فعال در عرصه اينترنت به عنوان بخش بيدار جامعه خفته بهبهان تقاضا ميشود نسبت به اين مساله واكنش هماهنگ و شايسته اي نشان دهند شايد باعث اقدام به موقع مسولان !!!! شهر بهبهان شود .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 9:42  توسط پیمان  | 
اطلاعیه شرکت گاز در مورد استخدام برای شرکتهای تابعه آن روز ۱۲مرداد انتشار یافت . از همه همشهریان عزیز خواهشمندم این اطلاعیه را دقیق مطالعه فرمایند . آنچه از آن میترسیدم و بار ها در پستهای گوناگون نسبت به آن هشدار داده بودم اتفاق افتاد. پالایشگاه گاز بیدبلند ۲ نیز استخدام میکند . اما به یکی از بندهای این آگهی دقت فرمایید :

موقعیت جغرافیایی شرکتهای پالایش گاز : شرکت پالایش گاز بید بلند و بیدبلند ۲ واقع در استان خوزستان و شهرستان امیدیه .

نام پالایشگاه بیدبلند ۲ باید به نام پالایشگاه بهبهان تغییر کند .

لینک آگهی استخدام:استخدام در شرکت گاز

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:58  توسط پیمان  | 

پیکر مرحوم حاج محمد جعفر گله دار زاده در خاک آرام گرفت و روح  نا آرام او به آرامش رسید . تشییع و به خاک سپاری و همچنین عزاداری های چند روز گذشته در بهبهان بدون شک تاریخی ترین در نوع خود بوده و تا کنون چنین حزن همگانی شهر بهبهان را فرا نگرفته بود . امید که خون گله دار زاده همچون خون مولایش حسین (ع) پایه گذار حرکتی نوین در شهر بهبهان شود و خون به ناحق ریخته شده او پایمال نگردد.

طبیعت ما انسانها نسیان و فراموشی است و از این پس حاج محمد جعفر گله دار زاده به خاطرات ما پیوسته است . برای همیشه زنده نگه داشتن روح حماسی که در چند روز اخیر گوشه هایی از آن را در شهرمان شاهد بودیم و همچنین زنده نگاه داشتن نام بزرگمرد شهرمان حاج محمد جعفر گله دارزاده باید به فکر اقدامات لازم بود . مرحوم گله دار زاده میراث معنوی شهر ما بود و سبک مدّاحی و اشعار حماسی منتخب او باید در شهر ما ماندگار شود و این مهم وظیفه همه انجمنهای فرهنگی و هیاتهای مذهبی شهر بهبهان است .

یادمان باشد به همین زودی حتی نام این مرد بزرگ نیز ممکن است از یاد همه ما برود . برای حفظ و پاسداشت میراث معنوی حاج محمد جعفر چکار باید کرد ؟؟؟؟؟

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:43  توسط پیمان  | 
در گذشت ذاکر حسین و معلم اخلاق حاج محمد جعفر گله دار زاده را به همه دوستداران خاندان مطهر اهل بیت تسلیت عرض میکنم .

نمیدانم از کجا شروع کنم و چگونه شروع کنم دفتر اشعار شاعران بسیاری را برای پیدا کردن بیتی مناسب حال خود و همه دوستداران حاج محمد جعفر ورق زده ام و به احمد شاملو رسیده ام که میگوید :

به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
***
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است.-

و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد.

گله دار زاده برای ما جاودانه شد و نام او بر تارک شهر بی دفاعمان خواهد درخشید .

و باز هم شاملو :دریا به جرعه یی که تواز چاه خورده ای حسادت می کند.

سالهاست محرم را فرسنگها دورتر از سرزمین مادری سپری کرده ام و در غربتی که خود برای خود ساخته ام روزها را به شب رسانده ام . محرم در شهری که اکنون ساکن آن هستم بسیار پر زرق و برق است اما هیچ گاه دهه اول محرم را در اینجا احساس نکردم . همه ساله به انتظار نشستم تا سی دی مراسم شهر خوبم چند روزی بعد از عاشورا به دستم برسد و محرم را با صدای گله دار زاده درک کنم و اینک......

روزگاری در صحن شاه فضل با نوای " یا ابوفاضل آقایی کن " مهدی حق پرست کربلایی شدم و در این چند سال با نوحه "مرا دامن گرفته یتیم داغداری  تنش گردیده پر خون ز کعب نیزه داری" گله دار زاده سیل اشکم روان .

واویلا از این دلواپسی که این چند روز داشتیم و واویلا از این بی  کسی که الان آنرا احساس میکنیم .

گله دار زاده را بردند چه آسان اما سرزمین بهبهان سرزمین مداحان و ذاکران گمنام اهل بیت پیامبر باز هم چونان گله دار زاده را به خود خواهد دید

و اکنون یکصدا از انفعال بیرون آمده و دستگیری و مجازات سریع عاملان این جنایت را از دستگاههای مسوول مطالبه کنیم .

بخواهیم که چرا قاتل قوام صحراگرد هنوز به مجازات خود نرسیده است و چرا قاتل فاضل رییس پور که دیوانه وار او را به رگبار بست هنوز آزاد میچرخد و چرا متعرضان به مال و ناموس مردم بهبهان   جزای عمل ننگین  خود را پس نداده اند .

و اینبار فروغ فرخزاد میگوید :

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 4:44  توسط پیمان  | 

گله دار زاده فراتر از یک مداح

 

تقريبا از 40 بازديدي كه روز گذشته از وبلاگ "بهبهان شهر ما " صورت گرفته همگي با جستجوي كلمه گله دار زاده وارد اين وبلاگ شده اند و اگر اين  40 نفر را يك جامعه نمونه آماري در نظر بگيريم با تعميم آن به كل جامعه كه تمامي موارد جستجوي بهبهاني ها در اينترنت را شامل ميشود به نتيجه اي خواهيم رسيد كه بسيار حرف در پي آن نهفته است . پيام اين آمار براي همه ما و به خصوص عاملان اين ضايعه دردناك كه از خداي بزرگ خواهان رسوايي آنان هستم يك چيز است . گله دار زاده آنقدر محبوب همه ما بهبهاني ها بوده كه سلامتي او و پيگيري حال او به اولويت اول ما بهبهاني ها در كسب خبر تبديل شده است . با شناختي كه از روحيات همشهريان خوبمان دارم و ذكر اين نكته كه اجماع آنان بر يك نكته از موارد نادري است كه اتفاق افتاده ميتوان  انتخاب عاملان حادثه مبني بر حذف گله دار زاده از جامعه بهبهان را انتخابي كاملا هدفمند تصور كرد هرچند اميدوارم در عمل چنين نباشد .

براي سلامتي مداح محبوب شهرمان دعا كنيم و رسوايي عاملان اين اتفاق را از خدا بخواهيم .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 3:39  توسط پیمان  | 
مداح خوب و محبوب شهرمان هنوز در كما بسر ميبرند و هرچند اميدهايمان كم رنگ شده اما به لطف خدا  اميد واريم و  به آنچه او مقدر فرمايد خشنود  .

با توجه به پي گيري احوال آقاي محمد جعفر گله دار زاده و توجه افكار عمومي مردم بهبهان به اين موضوع طرح موضوع ديگري غير از اين  چندان به مصلحت نيست اما با توجه به ادامه پروسه نا بودي بهبهان توسط اقدامات شركت نفت طرح اتيلن غرب و كلاهي كه از اين باب بر سر مردم بهبهان رفته را در مركز توجه قرار داده ام كه بزودي جهت توجه افكار عمومي مردم بهبهان منتشر خواهم نمود .

آيا از طرح اتيلن غرب چيزي ميدانيد ؟

 

آيا ميدانيد در اين طرح شهرهاي  گچساران و دهدشت و

۸ شهر دیگر  صاحب واحدهاي پتروشيمي خواهند شد ؟

 

 

آيا به اين مساله فكر كرده ايد كه چرا پالايشگاه گاز بيد

 بلند ۲ كه در ۱۵ كيلومتري بهبهان ساخته ميشود به نام

 بهبهان نيست ؟

 

آيا به دومينوي نابودي بهبهان توسط شركت نفت اعتقاد

 داريد ؟

يافته هاي خود از اين مسايل را بزودي منتشر خواهم نمود .

 

در پايان بار ديگر از درگاه خداي مهربان سلامتي مداح خوب شهرمان را خواستارم . آمين يا ربالعالمين

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 4:52  توسط پیمان  | 

حدود 11سال پيش مهدي حق پرست مداح تواناي شهرمان كه سالها صداي حزين و نوحه هاي حماسي او صحن امامزاده فضل و ساير امامزاده هاي شهرمان را كربلايي كرده بود در اثر حادثه تصادف به كما رفت و پس از مدتي ناباورانه از ميان ما رخت بربست . ( خدايش رحمت كند )

و اينك حادثه اي مشابه اما بنا بر نقل قولها مشكوك براي ديگر مداح خوب و محبوب شهرمان " محمد جعفر گله دار زاده " اتفاق افتاده است .و اين خبر آنقدر تكان دهنده بود و گله دار زاده آنقدر محبوب بود كه بهبهان را متاثر كند .

چگونه باور كنيم ديگر صداي گرم و نوحه هاي حماسي كسي كه متعصبانه از سبك مداحي بهبهاني دفاع ميكرد را نخواهيم شنيد . هنوز نواي نوحه خيز اي سردار لشكرمن      با وفا عباس برادر من   يا  شد كشته عباس جوان   يا   مرا دامن گرفته يتيم داغداري .....  و ای واویلا ز داغ بی کسی          كه ما را نا خودآگاه به فضاي كربلا ميبرد با صداي گله دار زاده در گوشمان است  و محرم امسال مثل هرسال منتظر براي شنيدن نوايي نو از اين مداح توانا

محل ميدان و محل پهلوانان و صحن امامزاده فضل و كل بهبهان شايد ديگر صداي محمد جعفر را نشنود و چه سخت است اينچنين ديدن  كسي كه در اوج پختگي و كمال شايد ديگر نتوان او را ديد .

هنوز سخنان مسوولانه گله دارزاده در جمع عزاداران حسيني در محرم سال گذشته كه نسبت به وقايع پيش رو در انتخابات مجلس هشدار ميداد در گوشمان است و چه مسوولانه انجام وظيفه مي نمود .

 

هرچند از شنيدن دوباره صداي محمد جعفر نا اميدمان كرده اند اما اميدوار به رحمت خدا ميمانيم و يكصدا ميخوانيم : امن يجيب مظطر اذا دعا و يكشف السوء

 

باران پاييزي ببار   خاموش كن خاكسترم

 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 5:37  توسط پیمان  | 

در خبرها آمده که قرار است در محل تنگ تکاب پارکی ساخته شود و تندیس آریو برزن که نماد دفاع ملی ایرانیان در مقابل بیگانگان است در این محل ساخته شود . در نوع خود خبری خوب و امیدوار کننده برای همه ما بهبهانی هاست و همینطور همه ایرانی ها چون قرار شده از یکی از بزرگان تاریخی این سرزمین بدین گونه تقدیر شود و نام او و دفاع قهرمانانه او اینگونه زنده شود .

 

اما در این زمینه نگرانی هایی چند وجود دارد که امیدوار هستیم در مرحله اجرای این پروژه رفع شوند .

1-     ساخت تندیس یک قهرمان ملی با توجه به جو موجود در کشور و به خصوص شورای فرهنگی حاکم در بهبهان در شرایط فعلی و احتمال مخالفتهایی که با آن خواهد شد اندکی دور از ذهن مینماید مگر اینکه با فعال سازی افکار عمومی و آگاه سازی مردم از شدت مخالفتهای مستقیمی که با انجام این پروژه خواهد شد کاسته شود که این امر ( حساس نمودن افکار عمومی نسبت به یک مساله خاص ) در شرایطی که دغدغه اصلی مردم مسایل اقتصادی و بعد از آن جریانات سیاسی است و ما از یک مساله فرهنگی صحبت میکنیم امری است بعید  .

پیش از این با برگزاری مراسم روز بهبهان در تاریخ 22 مرداد از طرف شورای فرهنگی بهبهان مخالفت شده بود.

 

2-     اگر از مرحله اول پروژه یعنی مخالفت نهادهای تصمیم گیر به سلامت عبور کنیم وارد مرحله ساخت تندیسی در خور نام و واقعه دفاع تاریخی ایرانیان در این نقطه که با نام آریو برزن گره خورده خواهیم شد . سوابق امر نشان میدهد در بهبهان برای ساخت تندیسها و نمادهای تاریخی نوعی سهل گیری و ارزان خواهی  در بین  مسوولان اجرای پروژه وجود دارد . میدان یادمان شهدای مدرسه پیروز ( فلکه استیل ) و تندیس های نصب شده در فلکه معلم و فلکه شیراز حتی حلقه قدرت  نصب شده در میدان ارجان همگی دچار ضعفهایی در طراحی و ساخت هستند . نماد فلکه استیل قرار بوده یادمانی از شهدای مدرسه پیروز بهبهان باشد حال با دیدن این سازه استیل رنگ ( که خود این نام که در بین مردم عامه بهبهان جا افتاده است نشان از کج سلیقگی سازندگان آن از تعریف نماد دارد ) چه ارتباطی بین شهدای عمدتا نوجوان مدرسه پیروز و نوع شکل و رنگ و ترکیب و حتی تفکر پشت این نماد وجود دارد، باید از سازندگان و طراحان آن پرسید .

e9eveyuwlwposrkc6af3.jpgتندیس نیم تنه استاد مطهری در فلکه معلم بهبهان

 

 

3-     در مورد نماد حلقه قدرت هم اگر چه فکر ساخت چنین نمادی بسیار خوب و ارزشمند بود و جای آن است در این باب از شهردار وقت بهبهان آقای ورزشی هم یادی شود اما فاقد اصولی است که یک نماد فاخر باید داشته باشد . صرف بزرگنمایی یک  نشان تاریخی نمیتواند تاثیر لازم را بر بیننده برجای گذارد عوامل متعددی چون هارمونی فضای اطراف سازه و نورپردازی و جنس سازه و طراحی مناسب که تاثیر آن ابتدا چشم و سپس ذهن بیننده را درگیر خود کند و عوامل بسیار دیگر که در این نماد ارزشمند رعایت نشده است .

4-     حال ساخت تندیس برای یک قهرمان ملی در محلی تاریخی  در برنامه فعالان فرهنگی بهبهان قرار دارد . چه خوب خواهد شد این اقدام را محدود به جغرافیای شهر بهبهان نکنیم و از آن به عنوان برنامه ای ملی یاد کنیم و همه ایرانیان علاقه مند را برای همکاری دعوت نماییم . برای ساخت یک تندیس شایسته، از بهترین متخصصان این فن در جهان دعوت کنیم و برای تامین هزینه های آن همه علاقه مندان خاک ایران زمین را به کمک بطلبیم . یادمان باشد بیشتر آنچه ما در مورد آریو برزن میدانیم برگرفته از آثار یونانی و غربی است ، دعوت از مورخین غربی و بازدید آنها از منطقه تنگ تکاب میتواند کمک شایانی به طراحان فضایی تاریخی جهت ساخت محوطه ای فاخر باشد

5-     پس از ذکر موارد فوق لازم میدانم یاد آوری نمایم رهبر انقلاب چند سال پیش در سخنرانی سال نو در منطقه شلمچه  تخت جمشید را یادگار جباران نامیدند حال با این پیش زمینه که به اصلی فراگیر در نوع نگاه مسوولین فرهنگی  کشور به موضوعات اینچنین تبدیل شده ، توجیه عوامل اصلی تصمیم گیر در این رابطه کاری بسیار مشکل خواهد بود .

6-     مشتاقانه تبدیل منطقه تاریخی تنگ تکاب به فضایی بین المللی را به انتظار می نشینیم .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 11:35  توسط پیمان  | 
 
  بالا