تبليغاتX
بهبهان شهر ما
 
بهبهان شهر ما
 
 
در باره بهبهان
 

آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
 آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
 ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
 آبهای شومی و تاریکی و بیداد
خاست فریادی ، و درد آلود فریادی
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد (
مهدی اخوان ثالث)

 

سامان عزیز چه مسئولانه مطلب سایت بهبهان رویش را در مورد آقای شجاعپوریان و آقای بهبهانیان به تصویر یا به عبارتی به چالش  کشیده اند . شاید عده ای در نگاه اول نوع نگارش مطلب سامان را بسیار تند بدانند اما با اندکی تامل در متن منتشره در سایت محترم بهبهان رویش همه منتقدان بدون شک به سامان و همه بهبهانی های دلسوز و پیگیر به خاطر هوشیاری و بیداری آنان آفرین خواهند گفت .

 سایت محترم بهبهان رویش همانگونه که بخشهایی از آن در مطلب "محمد جعفر بهبهانیان سلطنت طلب یا خیرنوشته سامان درج شده  محمد جعفر بهبهانیان را به عنوان معاون مالی دربار و کسی که شاه کلید اموال را  بدست شاه سپرد نام برده و خلاصه کلام اینکه چون آقای بهبهانیان به عنوان امین دربار در رتق و فتق امور مالی بوده از دید نویسنده سایت بهبهان رویش ایشان صاحب اختیار بلا منازع خزانه سلطنتی بوده و شاه برای مخارج خود از آقای بهبهانیان پول توجیبی میگرفته است .....و صدالبته چه تحلیل ناقص و بی منطقی .نویسنده سایت محترم بهبهان رویش در ادامه مینویسد :

در زمانی که ملت ایران سینه های خویش را جلو گلوله سربازان طاغوت قرار داده بودند و در خون خویش می غلتیدند درباریان و اطرافیان شاه خائن با خارج کردن میلیاردها دلار پول و هم چنین طلا و جواهرات بیشمار ضربه مهلکی به اقتصاد کشور زدند و این حادثه در زمانی رخ داد که بسیاری از مردم بر اثر چپاول شاهان با فقر که بهتر بگوییم با مرگ دست و پنچه نرم می کردند ....

نویسنده محترم که احتمالا همشهری خوب ما هم هستید، ضمن احترام به نظرات شما ذکر یک نکته را لازم میدانم . میلیاردها دلار پول (آنگونه که شما گفته اید ) حاصل فروش نفتی بوده که بیش از یک سوم آن در قبل از انقلاب از منابع نفتی بهبهان استخراج و به دلار تبدیل شده حال شما خود وضعیت بهبهان  چه  قبل و چه بعد از انقلاب را با روند توسعه دیگر شهرهای ایران مقایسه کنید تا به عمق ستمی که در طول تاریخ به خصوص صد سال گذشته  بر مردم بهبهان رفته پی ببرید و بعید میدانم اگر بهبهانی بوده باشید از وضعیت زندگی امروز خود در بهبهان راضی باشید . حال اگر پولی هم بدین صورت که شما عنوان نموده اید از مملکت  خارج شده  به همت همین عنصر خائن ( آقای بهبهانیان ) در اولین فرصت درصد کمی از آن به محل و مکان اصلی خود یعنی بهبهان برای سرمایه گذاری برگشت داده شد ( خود شما هم حتما معترفید که اگر سرمایه گذاریهای  خیرین بهبهانی در چند سال گذشته نبود امروز حتی خشتی با بودجه های دولتی در شهر بهبهان بر روی هم گذاشته نشده بود و همین بیمارستانهای نیم بند بهبهان و مدارس بهبهان و حتی معابر شهری بهبهان با همین پولهای به یغما رفته از دید شما درست شده اند ).

ضمنا صرف حضور در دربار و حکومت  پهلوی منتج به خائن بودن نیست و چه بسا کسانی که با حضور در همین حکومت خائن پهلوی مسبب بسیاری امور خیر در کشورمان بوده اند و امروزه نام آنها به نیکی یاد میشود .

نویسنده محترم در بخشی دیگر عنوان میدارند : درزمانی که مردم ایران با ابرقدرتهای دنیا در 8 سال جنگ تحمیلی درگیر بودند و به هر کوه و بیابانی پناهنده می شدند و رزمندگان با دستهای خالی با لشکریان اهرمن صفت صدام مشغول نبرد بودند آقای بهبهانیان کوچکترین همکاری و همدردی را انجام نداده و از مال خویش که بهتر بگوییم از مال ملت ایران برای کمک دریغ نمود.

نویسنده محترم من نیز چون شما بابت بی اعتنایی بسیاری از هم وطنان در دوران سختی که بر ملت ایران گذشت از آنها دلگیرم اما آیا این گناه مختص به اشخاصی چون آقای بهبهانیان است ؟ آیا فرزندان بسیاری از سران جمهوری اسلامی در دوران جنگ با استفاده از بیت المال یا همان بورسهای دولتی در دیار فرنگ ادامه تحصیل ندادند ؟

 

اما در ادامه مطلب نویسنده محترم سایت بهبهان رویش با مقایسه دو نامه نگاشته شده  از سوی آقای شجاعپوریان که مخاطب یکی از نامه ها رهبر انقلاب و دیگری آقای بهبهانیان هستند به روشی کاملا ژورنالیستی قصد تخریب چهره آقای شجاعپوریان و موجه جلوه دادن عدم تایید صلاحیت ایشان در انتخابات مجلس هشتم را داشته اند . ایشان با فرافکنی موضوع دو نامه که هریک از جایگاه کاملا متفاوت و در باب موضوعاتی کاملا متفاوت تر  نوشته شده و ارتباط این دو نامه به هم نوعی قیاس مع الفارق انجام داده اند که شدیدا جای بحث دارند .

در یکی از این نامه ها که به رهبر انقلاب نوشته شده  آقای شجاعپوریان از جایگاه نماینده ملت ایران نسبت به خطرات و مسایلی که کشورمان را تهدید میکند مطالبی را عنوان کرده که با توجه به درک خود از مسایل (این درک غلط باشد یا درست ) آنها را مطرح نموده است اما در نامه دوم از جایگاه نماینده مردم بهبهان از یکی از خیرین بهبهانی ( حال این فرد یکی از عاملان حکومت منقرض شده پهلوی باشد ) به دلیل مساعدتی که وی در عمران و آبادی  بهبهان داشته و به نمایندگی از مردم بهبهان تشکر نموده است . حال قضاوت با شما آیا اصلا این دو نامه و نوع و جایگاه مخاطبان هر دو نامه هیچ گونه مشابهتی با هم داشته اند که اینگونه  با ارتباط دادن آنها با هم بتوان فردی را محکوم نمود .

 

 

 

شیخ مصلح الدین ، شیخ اجل ، افصح المتکلمین .......... سعدی شیرازی  در زوال خلافت  غاصب عباسی  شعری دارد با این مطلع :

آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین                    بر زوال ملک مستعصم امیر المومنین

ای محمد گر قیامت می برآری سر ز خاک                    سر بر آور وین قیامت در میان خلق بین

و الی آخر

 از نویسنده محترم سایت بهبهان رویش خواهش میکنم حکم خود را در باره خدای سخنوری ادب فارسی  یعنی کسی که بسیاری از بزرگان مذهب رفیع تشیع نسبت به وی ادای دین و احترام نموده اند به دلیل طرفداری از خاندان بنی عباس که در حقیقت غاصب خلافت اولیای خدا بوده اند اعلام بفرمایند .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:41  توسط پیمان  | 

گرد و غبار شدید ماهها ست که فضای خوزستان را در برگرفته و نسبت به این پدیده غیر متعارف شاهد کمترین موضع گیریها و اقدامات احتمالی جهت کم کردن شدت این آلودگی از سوی مراجع رسمی بوده ایم .

در این بین که شاهد بی میلی پایتخت نشینان نسبت به سلامتی میلیونها نفر از ساکنین مناطق غربی و جنوبی کشورمان هستیم متاسفانه غفلت رسانه ها و ارباب جراید در استانهای مبتلا به این پدیده هم تعجب برانگیز است . به عنوان نویسنده این متن معتقدم که فشار افکار عمومی در صورت تمرکز بر یک موضوع توان حل پیچیده ترین مشکلات را خواهد داشت و صد البته جهت دهی و هدف دار کردن و هماهنگ نمودن افکار عمومی از راه تمرکز رسانه ها و پایگاههای اطلاع رسانی  بر موضوعی خاص و حساس کردن افکار عمومی نسبت به آن موضوع حاصل خواهد شد . متاسفانه در استان خوزستان شاهد کمترین توجه و فشار از سوی مطبوعات و رسانه های این استان نسبت به مساله ای که به سلامتی تمامی ساکنین این منطقه بستگی دارد بوده ایم . مشهور است که سیاستمداران هیچ گاه  به خودی خود اقدامی را جهت رفاه حال مردم انجام نخواهند داد مگر اینکه افکار عمومی نسبت به موضوعی حساس باشد پس انتظار اقدام از سوی نمایندگان مان در مجلس تا زمانی که  مردم نخواهند موضوعی بعید خواهد بود و نقش رسانه ها در هدفمند کردن خواسته های مردم امری ست لازم .

 

تصویر زیر از گرد و غبار امروز بهبهان ( چهارشنبه 26/4/87) میباشد . شاید این تصویر عمق فاجعه ای که در حال روی دادن است را نشان ندهد اما تصور کنید گرمای نزدیک به 50 درجه حرارت و گرد و غبار شدید که با هر نفس  در اعماق وجود خود غلظت غبار را احساس خواهید کرد و افزون بر اینها بی برقی .

 

 

در مطلبی که قبلا نوشته بودم سوالی پرسیده بودم با این مضمون: اگر گرد و غبار به تهران میرسید شاهد چه اقداماتی از سوی مسوولین امر بودیم ؟ و حال پاسخ به این سوال البته از سوی خودم : اگر شرایط ما را تهران نشینان داشتند بدون شک تاکنون تمامی بیابان های عراق آسفالت شده بود !!!!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 22:56  توسط پیمان  | 
با سلام خدمت همه دوستان و بازدیدکنندگان محترم این وبلاگ .

به علت مسافرت حدودا ۱۰ روزی این وبلاگ بروز نخواهد شد .

با آرزوی اوقاتی سرشار از شادی برای همه دوستان عزیز و گرامی .

norooz rudehen

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 3:57  توسط پیمان  | 
كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد. استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاهها ببيند. در طول شش ماه استاد فقط روي بدنسازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از شش ماه خبر رسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار ميشود. استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روي آن تك فن كار كرد. سرانجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان، با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد. سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاهها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود. وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد راز پيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: دليل پيروزي تو اين بود كه اولا به همان يك فن به خوبي مسلط بودي. ثانيا تنها اميدت همان يك فن بود و سوم اينكه تنها راه شناخته شده براي مقابله با اين فن، گرفتن دست چپ حريف بود، كه تو چنين دستي نداشتي. ياد بگير كه در زندگي، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده كني. راز موفقيت در زندگي، داشتن امكانات نيست، بلكه استفاده از "بي امكاني" به عنوان نقطه قوت است.

 

بیایید با شناخت صحیح و دقیق نقاط ضعف و قدرتمان تهدیدهای محیطی را به فرصت تبدیل کنیم .

 

 

حاشیه : آیا میتوان تهدید تغییر قومیتی در بهبهان را به فرصت تبدیل کرد ؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:29  توسط پیمان  | 

اگر گرد و خاک به تهران میرسید .......

چندین ماه است که هوای غبار گرفته خوزستان زندگی را بر ساکنان صبورش بسیار سخت کرده است . گرد و غبار بی سابقه ای که از ابتدای امسال دست از سر مردم خوزستان و دیگر استانهای غربی و جنوبی ایران برنداشته و هم اکنون با فرا رسیدن اوج گرما در تیر و مرداد به نحوی غیر قابل تحمل در آمده است .

گذشته از عوارض و عواقب بسیار خطرناک این وضعیت نوسانات برق و بی برقی نیز مزید بر همه عوامل فوق شده و نزدیک به چهار میلیون نفر از ساکنین خوزستان و تعداد بیشتری از ساکنین استانهای غربی و جنوبی کشورمان را با شرایط بسیار وخیمی روبرو ساخته است .

سوال این است اگر این شرایط برای تهران به وقوع می پیوست آیا مسوولین امر این چنین بی تفاوت از کنار آن میگذشتند ؟مسلما خیر

مگر نه این است چند روزی که در سال آلودگی هوای تهران فقط چند درصد از حد استاندارد بالاتر میرود صدای همه مسوولین و غیر مسوولین بابت آلودگی هوای تهران در آمده و به دنبال راهکاری برای کم کردن شدت آلودگی میگردند .

شاید عده ای بگویند خشکسالی و شرایط خاص کشور همسایه ( عراق ) دلیل این شرایط میباشد، که در صحت این مساله  شکی نیست اما آنچه جای تامل دارد این است که تا کنون هیچ مرجع رسمی حتی به خود زحمت نداده است که دلایل علمی و منطقی این قضیه را به طور شفاف بررسی کند و تا شاید راهکاری برای کم کردن شدت آن یافت شود . مساله این است که این شرایط اصلا موضوع مهمی برای پایتخت نشینان محسوب نمیشود که فکر خود را درگیر آن کنند .

آیا اگر این اتفاق برای تهران می افتاد اینچنین نسبت به آن بی تفاوت بودند

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 16:9  توسط پیمان  | 

بهترین بهترین ها

 

 از زمان کودکی تا کنون در معنی نام بهبهان هر وقت به این عبارت می رسیدم " بهبهان یعنی بهتر از بهو  و بهو به معنی سیاه چادر و ...( ادامه داستان را حتما همه همشهریان عزیز میدانند)" نوعی عدم پذیرش و باور به این افسانه در من پدیدار میشد و آن را داستانسرایی بیش نمیدانستم در عین اینکه از بیان آن در کتابهای درسی و عنوان شدن آن در مراجع رسمی نیز به نوعی دچار یاس میشدم .

در عصر حاضر و در زمانی که ما زندگی میکنیم همه جوامع زنده و پویا سعی در ایجاد نماد و سمبلی برای خود هستند تا علاوه بر اینکه با آن نماد شناخته شوند ، ماهیت آن نماد ( که گاهی در یک شعار متجلی میشود " مانند  اصفهان نصف جهان " ) نیز به عنوان محرک آن جامعه به سوی رشد و تعالی باشد . در اینکه بهبهان را با چه عنوان یا شعاری به جهانیان معرفی کنیم هیچ کلمه ای زیباتر و شیوا تر از خود بهبهان نمیتوان یافت که بیانگر ویژگیهای ذاتی بهبهان باشد . اگر به کلمه بهبهان اندکی با دقت بیشتر توجه کنیم از ترکیب کلمات به+بهان که بهترین بهترین ها معنی میدهد به شعاری میرسیم که اگر آنرا هدف واقعی و شعار شهرمان قرار دهیم و در راه رسیدن به آن هدف متعالی گام برداریم  بسیاری از مشکلات امروز شهرمان را حل شده خواهیم یافت .

آیا بهتر نیست به جای اینکه بهبهان را بهتر از بهو معنی کنیم آنرا بهترین بهترین ها معنی کنیم .

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 19:54  توسط پیمان  | 
معماری مانند آداب و رسوم و موسیقی و اشعار و پوشش و زبان و بسیاری موارد دیگر جزیی از فرهنگ یک جامعه به شمار میرود .  

در بافت قدیمی شهر بهبهان خانه های بسیاری وجود دارند یا داشته اند که ارزش ماندگاری و نگاهداشت به عنوان نمادهای فرهنگی بخشی از تاریخ بهبهان را داشته اند که متاسفانه مثل دیگر نمادهای فرهنگی مان به این بخش نیز بی توجه بوده ایم و هم اکنون شاهد ازبین رفتن بافت قدیم شهر بهبهان به سرعت هر چه تمام تر هستیم تا جایی که مسوولین شهرداری از وجود بافت قدیم بهبهان به عنوان معضل نام میبرند و بیشتر خانه های این قسمت شهر بهبهان یا به مخروبه تبدیل شده یا محل و مامن اقشار ضعیف جامعه شده است .

 با معضل بافتهای فرسوده که شاید معضل بیشتر شهرهای قدیمی ایران باشد کاری ندارم  اما آنچه برای من مهم است این مساله است که در همین بافت قدیمی و فرسوده شهر بهبهان هستند خانه هایی که ارزش تاریخی دارند و برای حفظ آنها باید کاری کرد . در وبلاگ عسل شهریار ضمن اینکه به توصیف کامل شهر بهبهان و شاخصهای آماری و تاریخی آن اشاره شده لیستی از خانه های قدیمی  شهر بهبهان نیز درج شده که شخصا نسبت به تخریب یا عدم تخریب این خانه ها اطلاعی ندارم اما برای اینکه فتح بابی جهت توجه به این امر مهم شده باشد جدول مذکور را در این پست قرار میدهم.

 

رديف

نام اثر

قدمت

آدرس

1

بناي بشير و نذير

صفوي

واقع در بلوار بشير و نذير

2

خانه بهادر ديوان

قاجاريه

واقع در بافت قديم بهبهان ـ‌خيابان عدالت ـ محله كارونسرا

3

خانه دهدشتي

قاجاريه

واقع در ميدان آزادي ـ خيابان جوانمردي ـ‌ مسجد امام صادق

4

خانه علوي ها

قاجاريه

واقع بهبهان ـ‌ ميدان عدالت ـ خيابان جوانمردي جنوبي

5

عبدل خدرموسي خاني

قاجار و پهلوي

واقع در خيابان پيروز ـ كوچه مقدم ـ پلاك 5

6

كتايون صفار

قاجار و اوايل پهلوي

واقع در محله لب آب ـ كوچه روبروي مسجد جامع پلاك 28

7

منزل ابول پور

قاجار

واقع در گود بقال ـ كوچه محبان حسين (ع) پلاك 35

8

منزل اخوان

قاجار

واقع در خيابان امام حسين ـ گود بقال ـ روبروي مسجد آيت اله معصومي ـ جنب فضاي سبز

9

منزل ارشرف مدرس 2

قاجار

واقع در خيابان عدالت ـ محله سادات ـ پشت پاساژ احترامي

10

منزل اشرف مدرس 1

قاجار

واقع در خيابان عدالت ـ محله سادات ـ پشت پاساژ احترامي

11

منزل اقبالي

اواخر قاجار ـ اوايل پهلوي

واقع در خيابان منتظري ـ محله بي بي زبيده خاتون ـ كوچه اقبال پلاك 13

12

منزل بلادي

پهلوي

واقع در خيابان امام حسين ـ كوچه بين الحرمين ـ روبروي مدرسه امير كبير

13

منزل حجازي

قاجار

واقع در خيابان عدالت ـ محله كارونسرا ـ كوچه خواب صفوي

14

منزل حكيم

قاجاريه

واقع در خيابان شهيد نيك پور ـ كوچه شهيد بخرديان

15

منزل رحماني

قاجار

واقع در خيابان پيروز ـ محله پر ـ كوچه شهيد گنج آور پلاك 35

16

منزل رضايي زارع

اواخر قاجار

واقع در محله شاه فضل ـ كوچه پيروزي ـ پلاك 35

17

منزل ركابي

قاجار و اوايل پهلوي

واقع در گود بقال ـ محله گچ پزان ـ كوچه ركابي پلاك 80

18

منزل رهيده

اواخر قاجار

واقع در محله بين الحرمين ـ كوچه معصومي ـ درب اول پلاك 67

19

منزل سكوري

قاجار

واقع در محله گودچهك ـ كوچه مجتهدي

20

منزل شيرشمسايي 2

اواخر قاجار ـ اوايل پهلوي

واقع در محله گود چهك ـ كوچه پوشمسايي پلاك 40

21

منزل صفار

قاجار

واقع در ميدان پر ـ محله پر

22

منزل طالبي بهبهاني

قاجار

واقع در خيابان امام حسين ـ محله پر ـ كوچه شهد گنج آور پلاك 35

23

منزل علي بهبهاني

قاجاريه

واقع در خيابان عدالت ـ پشت پاساژ احترامي

24

منزل عيسي طلعتي

قاجار و پهلوي

واقع در خيابان پيروز ـ محله پر ـ جنب مسجد آل محمد

25

منزل فضيلت

قاجار ـ پهلوي اول

واقع در خيابان سلطان مهراب ـ محله بديه ـ كوچه شرعي پلاك 1+12

26

منزل فقيهي

پهلوي

واقع در خيابان شهيدان نيك پور ـ گودچهك ـ كوچه سيد جماالدين اسد آبادي پلاك 28

27

منزل قنواتي

قاجاريه

واقع در بهبهان

28

منزل كتوپور اسماعيل

قاجار و پهلوي

واقع در خيابان شهيدان نيك پور (سلطان مهراب) كوچه سيد جماالدين اسد آبادي پلاك 28

29

منزل محسني

پلوي

واقع در خيابان گرايمي ـ محله محسني پلاك 8

30

منزل محمد تاك

قاجار

واقع در خيابان امام حسين ـ كوچه صمدي پلاك 26

31

منزل محمد تقي پيروز

پهلوي اول

واقع در خيابان گرايمي ـ محله محسني 4 پلاك 4

32

منزل مسموع

قاجار

واقع در خيابان پيروز ـ محله ملايان ـ گوچه صفايي پلاك 160

33

منزل موسوي نسب

دوره پهلوي

واقع در خيابان گرايمي ـ محله محسني پلاك 9

34

منزل وحيد بهبهاني

قاجاريه

واقع در بهبهان

35

منزل هاجر زكي زاده

اواخر قاجاريه

واقع در خيابان شهيدان نيك پور ـ محله گودچهك ـ كوچه مجتهدي ـ پلاك هاي 7و8

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 18:58  توسط پیمان  | 
شهرداری بهبهان در اقدامی در خور تحسین روز ۲۲ مرداد را به عنوان روز بهبهان نامگذاری کرده است . از این روز در تقویم به عنوان روز دفاع آریو برزن در مقابل سپاه اسکندر مقدونی در تنگ تکاب یاد شده است . ضمن ارج گذاشتن به این انتخاب نکته ای که به ذهن متبادر میشود این است که آیا شهرداری بهبهان و همچنین سازمان میراث فرهنگی بهبهان برای هویت فعلی بهبهان هم ارزش قایل هستند یا خیر . بهبهان امروز فارغ از اتفاقات بزرگ تاریخی که در گذشته بر آن رفته دارای هویتی امروزین نیز میباشد که در صورت غفلت از آن باید آن را از دست رفته بدانیم . یکی از نشانه های هویت تاریخی و فرهنگی یک شهر بافت تاریخی و سنتی آن شهر میباشد که به هر شهر با توجه به موقعیت اقلیمی و جغرافیایی آن موقعیتی منحصر به فرد عطا میکند . در بهبهان نیز مثل همه شهر های تاریخی ایران شاهد معماری خاصی بوده ایم که تا این اواخر نشانه های آن در کوچه پس کوچه های تنگ شهر بهبهان ( تنگاره ها ) میتوان نشانی از آنها یافت . محلات قدیم بهبهان که امروزه اکثر آنها به مخروبه ای می مانند همه دارای هویت و تاریخ مخصوص خود میباشند و تا شمای کلی این محلات از بین نرفته باید فکری اساسی برای حفظ آنها به عمل آید . شاید نه از لحاظ اقتصادی و نه از لحاظ فرهنگی و اجتماعی ساختن دوباره محلات قدیم بهبهان صرفه نداشته باشد اما میتوان با ساخت ماکتی مثلا با مقیاس یک دهم از شهر قدیم بهبهان برای همیشه تصویر بهبهان قدیم را در خاطره ها تثبیت کرد یا با انتخاب یکی از محلات قدیمی مثلا با محوریت خانه نجف خان منصوری ( در وبلاگ فریاد بهبهان به مدیریت غلامحسین عزیز گزارشی کامل و جامع از این بنای تاریخی درج شده است ) به صورت الگو چندین خانه را بازسازی کرده و بهبهان قدیم را در مقیاسی واقعی زنده نگه داشت . مورد دیگری که به نظرم بسیار مهم و حیاتی است حفظ نام محلات قدیم بهبهان است که باید در نامگذاری معابر و به خصوص خیابانهایی که از میان این محلات میگذرد توجه بیشتری صورت گیرد . براستی چرا خیابانی که از میان گود چهک گذشته به نام همین محله نباشد یا گود بقال به همین صورت .زنده نگه داشتن نامها و نمادهای تاریخی شهرمان نشان از هویت تاریخی آن است حال که قرار شده وقایع ۲۵۰۰ سال پیش را ارزش نهیم به هویت چند ده ساله مان نیز اعتباری دوباره دهیم .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 5:32  توسط پیمان  | 

حضور هوشنگ نصير زاده در برنامه هاي كارشناسي داوري فوتبال در تلوزيون مدتها بود كه كم شده بود اما در مدت انجام مسابقات يورو 2008 مجددا شاهد حضور اين كارشناس خوب شهرمان در صحنه تلويزيون بوديم . آقاي نصير زاده متولد سال 1336 شهر بهبهان و كارشناس مديريت دولتي و كارمند شركت ملي نفت جنوب ميباشد . آقاي نصير زاده جداي از بيان صريح و شيوا كه كمتر كارشناس داوري در كشور ما داراي اين خصوصيات است يكي از كارشناسان حقوقي قوي و مطلع فدراسيون فوتبال نيز ميباشد كه اتفاقا تسلط ايشان بر مسايل حقوقي فوتبال يكي از امتيازات ويژه ايشان نيز ميباشد .

آقاي نصيرزاده بازيكن سابق تيم راه آهن بهبهان و داور مسابقات ليگ خوزستان و ليگ قدس ( مسابقات سراسري دهه 60 كشور ) ميباشند .

براي ايشان از درگاه خدا موفقيت و سلامتي آرزومندم .

 

 www.alborz100.blogfa.com

 

بخشي از گفتگوي سايت البرز با آقاي نصيرزاده(البته یه مصاحبه قدیمیه)

بدون شك هوشنك نصيرزاده مطلع ترين و جذاب ترين كارشناس داوري فوتبال است. اين را حتي منتقدانش نيز قبول دارند. منتقداني به قول خودش – دشمنانش –كه كم هم نيستند.كسي كه اظهار نظرش در مورد يك پنالتي مي تواند يك شهر را به هم بريزد. چنين كسي نمي تواند يك انسان معمولي باشد. اطلاعات كامل او در زمينه حقوق ورزشي، آيين نامه هاي انضباطي فيفاو نقل و انتقالات از او يك جنتلمن واقعي ساخته . اوتنها كارشناس داوري است كه مديريت فوتبال تدريس مي كند. گفتگوي اختصاصي وبلاگ مقالات و نقد داوري فوتبال با هوشنگ نصيرزاده را در زير مي خوانيد

 

متن مصاحبه را در این لینک بخوانید

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 10:21  توسط پیمان  | 
 
  بالا