تبليغاتX
بهبهان شهر ما
 
بهبهان شهر ما
 
 
در باره بهبهان
 

سایت شهرداری بهبهان پس از دوسال وقفه در فعالیت از روز ۳۰ اردیبهشت مجددا با ارایه یک مطلب در مورد طرح توسعه محوطه تفریحی مارون فعال شد ( به امید اینکه فعالیت این سایت مستمر باشد )

تنها مطلب این سایت با عنوان گزارشی بر مجتمع تفریحی - تفرجگاهی مارون

در این سایت درج شده است .

۱-در مورد طرح ها و پروژه های شهرداری بهبهان نکات قابل ذکر فراوان است اما ذکر این نکته را لازم میدانم که متاسفانه طرحهای شهرداری بهبهان هرچند برروی کاغذ بسیار زیبا و شکیلند اما در مرحله اجرا و عمل تفاوت فراوانی با آنچه باید میشد دارند ( از این دست نمونه بسیار است ) . برای این طرح فرجام خوبی آرزومندیم

۲-شهرداری بهبهان در حفظ و نگهداری فضای فعلی محوطه به خصوص فضای سبز و نظافت آن با مشکل روبروست حال چه ترتیبی برای نگهداشت محوطه ای بسیار وسیعتر تدارک دیده سوالی است که مسوولین شهرداری باید پاسخگو باشند .

۳- جنگلها و بیشه های حاشیه مارون قرنهاست که از گزند ما انسانها به دور بوده اند حال با انجام این طرح و امکان دسترسی به مکانهایی که تا کنون کمتر کسی پای به آنجا گذاشته تکلیف حیات وحش منطقه و گونه های گیاهی آن چه میشود ؟؟؟؟

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:23  توسط پیمان  | 
در پست قبل در مورد اینکه چرا پالایشگاهی که در محدوده شهر بهبهان ساخته میشود به نام بهبهان نامیده نشده نوشتم . در همین مورد دوست خوب و عزیز آقای بهرام مهتابی در زمینه تاثیر نام و نامگذاری و اثرات متعاقب نامگذاری بر یک محل یا شخص مطلبی را در قسمت نظرات وبلاگ نوشتند که بهتر دیدم عین نظر ایشان را در این قسمت وارد کنم . ( بسیار خلاصه و مفید اصل مطلب را توضیح داده اند . )

"اصولا نام و نامگذاری در واقع نوعی ایجاد شناسنامه و هویت پردازی برای هر چیزی محسوب میگردد:من، تو، شهرمان،خودروی ما،فرزند ما.....همگی دارای نامی هستند که به موجب آن دارای هویت می شوند و می پذیرم که همین نامها می تواند حق یک شهر را ضایع و یا شهری را به ناحق دارای بهره نماید.فراموش نکنیم تلاش و پیگیری های منطقی و شدید مردم سیرجان در استان کرمان را که در طی کمتر از یک سال کوشش و مرارت شبانه روزی و صحیح،موفق گردیدند تا معدن غنی گل و گوهر را که به ناحق به شهرستان رفسنجان داده شده بود به صاحبین واقعی آن یعنی سیرجانی ها بازگردانند.پالایشگاه آبادان اگر به پالایشگاه خرمشهر تغییر نام دهد، دیگر مال آبادانی ها نیست،حتی اگر از نظر جغرافیایی در آبادان واقع شده باشد.....دوست عزیز تو خود بخوان حدیث مفصل..."

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:40  توسط پیمان  | 
آیا تا کنون با خود اندیشیده ایم چرا پالایشگاه گازی که قرار است در کنار شهر بهبهان ( در کیلومتر ۱۵ جاده بهبهان - اهواز ) احداث شود به نام بید بلند ۲ شناخته میشود . آیا به تاثیر نام و نامگذاری تا کنون اندیشیده ایم ؟ 

آیا نباید نام این پالایشگاه ، پالایشگاه گاز بهبهان باشد ؟

آیا پالایشگاه قدیمی بیدبلند که در محدوده جغرافیایی بهبهان ساخته شد ( به عنوان اولین پالایشگاه گاز خاورمیانه ) و حتی کد تلفنهای آن ۰۶۷۱ بود به نام امیدیه شناخته نمیشود ؟

بر تغییر نام پالایشگاه گاز بیدبلند ۲ به پالایشگاه گاز بهبهان اصرار کنیم .....

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:34  توسط پیمان  | 

میدان نفتی جوانمردی گچساران به نفت رسید ( قسمت دوم )

همانگونه که ذکر شد در طی 80 سال گذشته دو شرکت بزرگ نفتی در شرق و غرب بهبهان پای به عرصه نهادند . امروزه از هر کدام از این حوزه ها روزانه بالغ بر 750 هزار بشکه نفت استخراج میشود یعنی مجموعا،000 1500 هزار بشکه در روز . به این عدد توجه فرمایید 1،500،000بشکه در روز یعنی نزدیک به نیمی از نفت تولیدی ایران در روز .

بهبهان تنها مرکز شهری منطقه در طی این 80 سال به هیچ انگاشته شد و در عوض شهر های جدیدی در منطقه ایجاد شدند که امروز هرکدام جهت ربودن اعتبارات و طرحهای ملی و غیره از بهبهان پیشی گرفته اند .

عیب کار را در کجا باید یافت . بهبهان از زمان اولین مجلس شورای ملی در زمان مشروطیت در مجلس نماینده داشته اما هیچ کدام از این نمایندگان چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب هیچ توجهی به این مساله مهم نداشته اند . جالب تر اینکه در مطالبات مردم بهبهان نیز که هر از چند گاهی چون صدای نق زدن یک .... به گوش میرسد ( یا نمی رسد ) هیچ گاه از حق بهبهان در استفاده از امکانات شرکت نفت بحثی به میان نیامده است .

شرکت نفت نیز در تمام این مدت نا جوانمردانه باعث زوال و نابودی بهبهان گشته به گونه ای که در مستندات این شرکت واژه ای به نام بهبهان وجود ندارد .

سالهای سال است که منطقه نفتی پازنان که هنوز هم در حوزه جغرافیایی بهبهان است تحت مدیریت شرکت نفت و گاز گچساران قرار دارد . مناطق نفتی پرنج که سال گذشته به بهره برداری رسید نیز تحت مدیریت و شرکت نفت و گاز آقاجری و در حوزه جغرافیایی بهبهان و این رشته را بگیرید تا به حوزه های نفتی زیدون  و رگ سفید و .... برسید . و البته پالایشگاه گاز بید بلند

اما اکنون دکل های حفاری شرکت نفت به منصوریه رسیده اند و نام جعلی منصور آباد را بر آن نهاده اند . آیا میدانید منصوریه روستایی جدا از بهبهان نیست و اتفاقا با نام برزن  یکی از محلات شهر بهبهان محسوب میشود ؟؟

بهبهان میتوانست به مرکز مناطق نفتخیز ایران بدل شود ( هم اکنون نیز قلب مناطق نفت خیز ایران بدون اغراق شهر بهبهان است ) هم استعداد آن را داشت و هم شرایط مطلوب جهت رشد و توسعه  اما چرا دولتهای ملی و به خصوص شرکت نفت که در برهه ای از زمان از دولتهای مرکزی ایران نیز قدرت مند تر بود بهبهان را ندیدند بسی جای سوال دارد .

اما اکنون وظیفه ما چیست ؟ وظیفه ما بدون شک مطالبه حقوق از دست رفته شهرمان طی قرن اخیر میباشد و در این راستا توجه دادن مسوولین محترم جمهوری اسلامی به این حقوق بی تاثیر نخواهد بود . هرچند مدتی است که منطقه گرایی و محله گرایی از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس به شیوه ای افراطی دنبال میشود ( نمونه آن تلاش نماینده امیدیه و رییس کمیسیون انرژی مجلس هفتم آقای دانشیار در انتقال پالایشگاه دوم گاز بید بلند به امیدیه بود که تلاشهای وی باعث وقفه چند ساله در اجرای این پروژه و ضرر و زیان ملی گردید . ) اما مسوولین بلند پایه نظام مطمئنا کل نگر بوده و کمتر به این بازیهای منطقه ای توجه میکنند .

تاسیس شرکت نفت و گاز بهبهان ( هرچند با تاخیر 80 ساله ) جهت هزینه شدن بخشی از در آمد های این شرکت در بهبهان حق طبیعی ماست .

در حاشیه این مطلب به این نکات توجه فرمایید : تیم هندبال بهبهان از لیگ برتر کشور به دسته یک سقوط کرد . نبود منابع مالی دلیل اصلی این اتفاق تلخ اعلام شد . در همان حال تیم هندبال پارس جنوبی به یکی از مقتدر ترین تیمهای هندبال کشور تبدیل شد .

تیم واتر پلوی نفت و گاز  گچساران یکی از قوی ترین تیمهای کشور است

تیم پتروشیمی ماهشهر جز برترینهای خود در رشته بسکتبال است .

بهبهان فرودگاه ندارد اما ماهشهر و گچساران دارند .

از عوارض و مالیات شرکتهای نفتی سالانه میلیاردها تومان به شهرداری شهر های نفت خیز کمک میشود اما شهرداری بهبهان همیشه از کمبود اعتبارات مینالد چون بهبها شهر نفت خیز نیست .

..................

................

...............

متاسفانه وزارت نفت همه ساله در آمار های خود خبر از اختصاص منابع دو در هزار فروش نفت جهت آبادانی مناطق نفت خیز میدهد و در این آمار ها نام بهبهان هم می آید اما سوال اساسی اینجاست که شهری که از حوزه های نفتی آن روزانه بالغ بر 1500000 هزار بشکه نفت استخراج میشود چرا باید زیر منت نمایندگان شهرهایی که نه بویی از نفت برده اند و نه  سایتهای تاریخیشان به خاطر فعالیت شرکت نفت تخریب شده و نه آلودگیهای حاصل از سوختن گاز های همراه نفت محیط زندگی شان را آلوده کرده باشد.  ما فقط اندکی از حقمان را میخواهیم . تاسیس شرکت نفت و گاز بهبهان

 

 

متن زیر از سایت استانداری کهگیلویه و بویر احمد گرفته شده است :

 

در سال 1258 هجری قمری ، رامهرمز ، شادگان ، هندیجان ، بندر معشور ، لیراوی و زیدون جزء کهگیلویه و بهبهان بوده اند ( بهبهان و کهگیلویه دارای سرزمین و محدوده مشترک بوده اند ) و از آن تاریخ به بعد مناطق نامبرده از آن جدا شدند . از سال 1324 هـ . ش به جهات سیاسی ، بویراحمد از کهگیلویه مجزا و ضمیمه استان فارس گردید . در دهه 1330 در قلمرو ایل بابویی شهر دوگنبدان شکل گرفت . در پانزدهم آبان ماه 1338 ، کهگیلویه نیز از بهبهان جدا گردید و شهرستان کهگیلویه با مرکزیت دهدشت شکل گرفت اما هچنان جزء استان خوزستان بود

 

 

و متن زیر از روزنامه مشعل ( نشریه رسمی وزارت نفت ) برگرفته شده است . دقت کنید نامی از بهبهان در این مطلب نخواهید یافت .

 

 

پس از گذشت چند هفته از افتتاح میدان نفتی منصور آباد ، در مراسمی بهره برداری از میدان نفتی منصوریه رسما آغاز شد .در این مراسم که به مناسبت راه اندازی مجموعه تفکیک و تقویت فشار منصوریه و آغاز بهره برداری از فاز یک میدان مذکور برگذار شد، ویژگیهای این میدان و روند اجرایی پروژه تشریح شد. مهندس جشن ساز ، مدیر عامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در این باره گفت : " شعله ای که امروز از این کارخانه در حال افروختن است ، نشانه غرور ملی است . " او توسعه میادین نفتی را دلیل بر در اختیار داشتن علم ، تکنولوژی و نرم افزار دانست و افزود " انجام این قبیل پروژه ها در معاد لات بین المللی نقش بسیار بارزی دارد." جشن ساز ساخت و بهره برداری از دستگاه تفکیک گر سیار نفت را که در سال جاری از سوی شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران انجام شد پر اهمیت دانست و افزود " اهمیت انجام چنین پروژه هایی زمانی آشکار تر و ملموس تر می شود که شرایط صنعت نفت  را که در تحریم شرکتهای آمریکایی و اروپایی است دریابیم " او تولید روزانه 3میلیون و 330 هزار بشکه نفت از حوزه مناطق نفت خیز جنوب را بدست توانای متخصصان ، مهندسان و کارکنان شرکت ، معادل تولید 5 شرکت بزرگ بین المللی نظیر EXON,SHELL,MOBILو BPدانست و افزود :"توجه به تفاوت امکانات و شرایط تولید در این شرکت ها و موقعیت جغرافیایی و امکانات شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب ما را به خدمتی که این شرکت به صنعت نفت کشور میکند ، رهنمون میسازد." مدیر عامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب اظهار امیدواری کرد که در آینده نزدیک شاهد راه اندازی فازهای 2 و 3 این میدان و رسیدن به مرز تولید روزانه 30 هزار بشکه از آن باشیم . دریس معاون مدیر امور فنی – مهندسی نفت نیز در این مراسم گفت " لزوم انجام مطالعات دقیق و کارشناسانه روی این میدان موجب شد که بهره برداری از آن با شناخت کافی از وضعیت مخزن انجام شود. "

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:43  توسط پیمان  | 

این مطلب به دلیل اهمیت آن همزمان در سایت بشیر نذیر ،  سایت بهبهان وب و وبلاگ بهبهان شهر منتشر میشود .



خبر راه اندازی دستگاههای تفکیک گر نفت در میدان نفتی منصور آباد گچساران در روزنامه دنیای اقتصاد و دیگر رسانه های نوشتاری کشورمان باعث واکنشهایی در وبلاگ ها و سایتهای بهبهانی شده  و این مطلب نیز در ادامه همین واکنشها میباشد .

 



همه ما بهبهانی ها به اتفاق میدان جوانمردی را به عنوان میدان مرکزی شهرمان میشناسیم ، حال اگر روزی شاهد علم شدن دکلهای حفاری شرکت نفت در این میدان بودیم حتما با خود فکر میکنیم ( په یها اینجه چه مه کنن = اینها اینجا چکار میکنند ) . اما تیتر روزنامه ها و عنوان مهمترین خبرهای بخشهای خبری رادیو و تلویزیون جالب تر خواهد بود :

میدان نفتی جوانمردی گچساران به نفت رسید !

به همین سادگی و به همین راحتی همانطور که در طول 80 سال گذشته اتفاق افتاد و ما حتی در مورد آن فکر هم نکردیم .

80 سال پیش بهبهان بود و بهبهان ، نه خبری از امیدیه بود و نه گچساران ، مسجد سلیمان حدود بیست سال بود که اولین چاه نفت آن به نفت رسیده بود و کم کم داشت شکل شهر به خود میگرفت و البته آبادان نیز چنین بود . خوزستان بود و دز فول و شوشتر و شوش و بهبهان و با کمی اغماض اهواز و رامهرمز بقیه مناطق هرچند وجود داشتند ( مثل ماهشهر یا بندر معشور و خرمشهر و اندیمشک و ...) اما هنوز هویت یک شهر را به خود نگرفته بودند .

اولین چاه در مسجد سلیمان در سال 1287 به نفت رسید و پیرو آن انگلیسیها برای انتقال منابع نفتی ایران به مقصدهای صادراتی خود در منطقه عبادان تصمیم به احداث پالایشگاه و بندر صادراتی گرفتند و بدین طریق آبادان پای به عرصه نهاد و طی 70 سال بعد به یکی از پر رونق ترین و پویا ترین شهر های ایران بدل شد .

اما سال 1317 و 1318 دو منطقه دیگر در خوزستان به نفت رسید . منطقه نفتی آقاجاری( در 50 کیلومتری غرب بهبهان )   که از مدنیت و اجتماع انسانی فقط روستای میدان جعفر را در خود جای داده بود و همواره بخشی از خاک بهبهان محسوب میشد . کشف نفت در این منطقه باعث ایجاد تاسیسات نفتی و به تبع آن امکانات رفاهی برای استعمار گران در این منطقه شد . هجوم طبقه کارگر ایرانی به این منطقه برای کار باعث رشد جمعیت فزاینده در این منطقه شد ، شهر آقاجاری اندک اندک پای به عرصه نهاد و ظرف مدت کوتاهی به یکی از با امکانات ترین شهر های ایران پس از آبادان و مسجد سلیمان تبدیل شد ( اما شرایط جغرافیایی و اقلیمی به زودی این تب فرو کش کرد و هیچگاه به عظمت مسجد سلیمان نرسید هرچند که نفت استخراجی این منطقه بسیار بیشتر و مرغوب تر از نفت مسجد سلیمان بود ). شهر امیدیه نیز که منطقه ای بود که مهاجرینی که برای کار به آقاجاری و استخدام در شرکت نفت به آنجا می آمدند و احیانا موفق به پیدا کردن شغل نمیشدند در آنجا سکنی میگزیدند و یواش یواش به شهری بزرگتر از آقاجاری تبدیل شد . شهر میانکوه هم در این میان برای سکونت کارکنان رسمی شرکت نفت ساخته شد و این سه شهر یا بهتر است بگوییم شهرک همه به برکت وجود نفت در این منطقه احداث شدند و مساحت زیادی از منطقه جغرافیایی بهبهان را به خود اختصاص دادند ( امروز وسعت شهرستان امیدیه از وسعت شهرستان بهبهان بیشتر است ) . در طی این سالها از نظر شرکت نفت بهبهان وجود نداشت .

سال 1318 منطقه نفتی گچساران( در 70 کیلومتری شرق بهبهان )  به نفت رسید . شهرک نفتی گچساران برای استقرار کارکنان انگلیسی ساخته شد . مانند امیدیه که در کنار شهر نفتی آقاجاری تاسیس شد شهر دو گنبدان نیز در کنار شهر گچساران برای سکونت کارگران ایرانی در نظر گرفته شد . با خروج کارکنان انگلیسی از مناطق عملیاتی نفت پس از ملی شدن نفت در سال 1332  شهر گچساران توسط خود آنان ویران شد اما ساکنان دوگنبدان که در حسرت گچساران میسوختند نام گچساران را بر شهرستان تازه تاسیس خود نهادند و امروزه شهرستان گچساران به مرکز شهر دوگنبدان در کنار بهبهان ادعای همطرازی با بهبهان را دارد . شهر گچساران تاسیس شد و مناطق پیرامونی آن تا رودخانه خیر آباد در 20 کیلومتری بهبهان به این شهر اختصاص داده شد و مناطق با ارزش تاریخی از دوره عظمت ارجان در حوزه این شهر قرار گرفت و شهری تازه تاسیس دارای تاریخی چند هزار ساله شد . ( از مهمترین آثار تاریخی میتوان به آتشکده خیر آباد در کنار رودخانه خیر آباد یا پل زیبای خیری مح خان بر روی رودخانه خیر آباد نام برد که در منطقه گچساران قرار گرفته است ) . .......

پایان قسمت اول

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:17  توسط پیمان  | 

در یک بررسی اجمالی بر نحوه تفکرات مردم بهبهان یک نکته آشکار میشود و آن مخالفت تاریخی مردم بهبهان با حکومت های مرکزی که ریشه آن چندان برای من روشن نیست . امروز نیز ردی از این میل به مخالفت را در نحوه انتخاب نمایندگان مجلس در بهبهان شاهد هستیم . البته این رویه در طول تاریخ باعث ضرر و زیانهای جبران ناپذیری برای ساکنین بهبهان شده است . در کتب تاریخی از حمله شاه صفوی به بهبهان و آتش زدن بهبهان یاد شده و در روز نوشته های زمان قاجاریه فراوان از مخالفت حاکمان بهبهان با حکومت مرکزی و به تبع آن سختی هایی که بر مردم بهبهان رفته اشاره شده است . اما یکی از معروفترین تضادهای حاکمان بهبهان با حکومت مرکزی به مخالفت میرزا قوما حاکم وقت بهبهان با کریم خان زند برمیگردد که سر آغاز تباهی و زوال بهبهان در طی قرون اخیر بوده است و بر طبق نوشته های ( تایید نشده ) آغاز درگیریهای   بهبهانی ها و قنواتی ها که همه ساکنین این شهر بوده اند همین حمله کریم خان زند به بهبهان بوده که حدود 300 سال به طول انجامیده و در طی این قرنها که این اختلافات با شدت و ضعف پی گیری میشده فرصت رشد و توسعه از بهبهان گرفته شده است .

اما داستان حمله کریمخان زند به بهبهان بر گرفته از کتاب رستم التواریخ:

ظاهرا در این سالها یعنی در سالهای حکومت کریم خان زند ، حاکم بهبهان ،" میرزا قوما "سر به طغیان برداشته و علم مخالفت برافراشته است . لذا کریم خان به محض اطلاع از این موضوع به طرف بهبهان حرکت نموده ، شهر را به محاصره کامل خود در می آورد . محاصره بهبهان حدود نه ماه به درازا میکشد تا اینکه سر انجام شهر تسلیم میشود و دروازه های شهر برای ورود قشون زندیه باز میگردد .

در این زمینه محمد هاشم آصف معروف به رستم الحکما در کتاب رستم التواریخ مینویسد : مقارن این احوال خبر رسید که حاکم بهبهان طبل طغیان کوفته و سرکش و یاغی گردیده   و تمرّد ورزیده و کار و بار آن حدود را در هم آشفته ، فی الفور حسب الامر مالک الرقاب وکیل الدوله جم اقتدار خیمه و خر گاه پادشاهی را از شهر بیرون و به جانب بهبهان بر پا نمودند و با توپهای بزرگ جثه بسیار ، دهان اژدر ، افعی مانند ، برق شراره رعد آواز با دبدبه کیخسروی به جانب شهر بهبهان روان گردید و پس از مرحله پیمایی حصار شهر بهبهان را که در متانت و استحکام و سختی مانند آن در هفت کشور کس ندیده و نشنیده مانند نگین انگشتری لشکرش در میان گرفتند و تا مدت 9 ماه از بیرون و درون به اقسام حیله ها و خدعه ها و نیرنگها در باب قلعه گیری به کار بردند و زیر برجها مارپیچ ها تهی کردند و پر از خروارها باروت کردند و آتش زدند و فایده نبخشید . آخر الامر از قحط غلات و کمی آذوقه و بی قوتی ، عنان اختیار از دست عالیجاه سلاله السادات و النجبا نتیجه الامر " میرزا قوما " حاکم بهبهان بیرون رفته ، مخالفینش در حصار به روی والا جاه رشک ملوک نیکو سلوک ، کریم خان جم اقتدار زند وکیل الدوله گشودند و خدیوانه او را با ساز و آواز و طرب  و شادکامی داخل شهر بهبهان نمودند و شهر را با زینت و آیین چراغان کردند .....

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:47  توسط پیمان  | 

بهبهان و  نفت

با کشف نفت در منطقه آقاجاری در حدود 70 سال پیش این منطقه نفتی که در حوزه جغرافیایی بهبهان قرار داشت روند رشد و توسعه خود را آغاز کرد و در حدود دهه چهل بعد از آبادان و مسجد سلیمان یکی از با امکانات ترین مناطق ایران به شمار میرفت . میدان جعفر که نام قدیم این منطقه بود اینک با نام آقاجاری شناخته میشد . طی سالها بعد شهر کوچک امیدیه در کنار آقاجاری تاسیس شد . اما در تمام این سالها شرکت نفت  ،بهبهان را که مرکز منطقه بود به هیچ انگاشت و دریغ از حتی یک ریال نفتی که در بهبهان خرج شود .

با کشف میادین نفتی حوزه گچساران از حدود 50 سال پیش نیز شهر دوگنبدان در حاشیه این میادین نفتی در 70 کیلومتری بهبهان پای به عرصه نهاد وبرای تعریف حوزه جغرافیایی این شهر جدید بسیاری از مناطق مربوط به حوزه جغرافیایی بهبهان به این شهر جدیدالتاسیس الحاق شد که در این بین بسیاری از سایتها و مناطق تاریخی ارجان نیز به این شهر ملحق شد . شرکت مناطق نفت خیز جنوب که سابقه ای حدود نود ساله دارد در تمام این سالها بهبهان را ندید و ندید . در سال 1378 شرکت مناطق نفت خیز جنوب به 5 شرکت فرعی تقسیم شد که در این بین شرکت نفت و گاز آقاجاری و شرکت نفت و گاز گچساران نیز دو شرکت از مجموعه شرکتهای تابعه مناطق نفت خیز جنوب شدند . با تاسیس شرکت نفت و گاز آقاجاری تمامی تاسیسات مربوط به این شرکت به امیدیه انتقال یافت و  منطقه مسکونی میانکوه ( منطقه مسکونی شرکت نفت در این منطقه ) از بهبهان منفک و به شهرستان جدید التاسیس امیدیه ملحق شد . شهر آقاجاری هم در این بین به ویرانه ای تبدیل شد و کماکان در حوزه جغرافیایی بهبهان باقی ماند . حوزه های نفتی پازنان و منصوریه و زیدون که در حوزه جغرافیایی بهبهان قرار دارند به شرکت نفت و گاز گچساران مربوط شد و حوزه های نفتی کرنج و  پرنج به شرکت نفت و گاز آقاجاری واگذار شد .در طول این 70 سال هر روزه وجود نفت در دشت بهبهان دلیلی بوده بر تحقیر و تنزل شهر بهبهان و با پای گرفتن شهر های جدید در منطقه این بهبهان بوده که به ثمن بخس بین شهر های جدید تقسیم شده است . نفت هرچند در طول صد سال گذشته مایه آبادانی بسیاری مناطق کشورمان بوده اما به جرات میتوان گفت برای بهبهان جز پس رفت و نزول هیچ نبوده است . در بهبهان هیچ دلار نفتی خرج نشده و آنچه هم در طی این سالها در این شهر هزینه شده است از جیب خیرین و دلسوزان بهبهانی بوده و بس . امروزه شاهد هستیم منطقه تاریخی ارجان در شمال منصوریه محل جولان اتومبیلهای شرکت نفت ( شرکت نفت و گاز گچساران ) شده و در کنار حوزه تاریخی ارجان مته های حفاری شرکت نفت با نادیده گرفتن تاریخ 6000 ساله این منطقه نفت را برای آبادانی بیشتر اصفهان و تهران و تبریز و .... استخراج میکنند . انگار شهری به نام بهبهان در کنار این حوزه های نفتی وجود ندارد و نکته جالب اینجاست که نمایندگان شهرهای عاری از منابع نفتی بر سر مردم صبور مناطق نفت خیز منت گذاشته و میگویند ما قانون دو در هزار برای سرمایه گذاری در مناطق نفت خیز را تصویب کردیم . خلاصه کلام اینکه بیش از هفتاد سال است منابع نفتی بهبهان خرج گذران امور مملکت میشود و حوزه جغرافیایی بهبهان به بهانه تاسیس شهرهای جدید روز به روز کوچکتر شده و مناطق تاریخی بهبهان عرصه ای برای جولان شرکت نفت گشته و آلودگی هوای منطقه  و مسایلی از این دست هم بماند ، اما بهبهان در منابع و مستندات شرکت نفت هیچ جایی ندارد .

روزانه صدها هزار بشکه نفت از حوزه جغرافیایی بهبهان استخراج میشود و به همین دلیل تاسیس شرکت نفت و گاز بهبهان را حق مردم صبور بهبهان میدانم بلکه با تاسیس این شرکت اندکی از در آمد های نفتی به نام عوارض  به شهرداری همیشه فقیر بهبهان اختصاص یابد و زمینه اشتغال صدها تن از جوانان بهبهانی فراهم آید . 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:15  توسط پیمان  | 
لینکهای زیر را ببینید و بخوانید و خود قضاوت کنید :

 

جاده شركت‌نفت از دل لايه‌هاي پيش‌از تاريخ دشت‌ارجان گذشت

شركت نفت در مقابل 7 هزار سال تاريخ دشت بهبهان كوتاه نمي‌آيد

قنات هاي ارجان هم در دام شركت مناطق نفت خيز جنوب گرفتار شدند

شركت نفت تخريب تپه ايلامي "سبز" را نتيجه يك اشتباه خواند

آتش شركت نفت به تاريخ ارجان رسيد

ژئوفيزيك‌ دان ها امواج لايه‌هاي تاريخي دشت بهبهان را اندازه‌ مي ‌گيرند

ميراث فرهنگي از اكتشاف نفت در ارجان جلوگيري مي كند

........

........

.........

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:20  توسط پیمان  | 

امروزه شهرداری ها در کشورهای توسعه یافته  نقش حکومت محلی را ایفا میکنند و شهردار یک شهر در قبال تمامی مسایل مربوط به آن شهر مسؤولیت دارد . در حقیقت تامین امنیت و بهداشت شهری یا مسایل فرهنگی و شهروندی و ترافیک شهری یا مبلمان شهری و مسایلی از این قبیل همه در حوزه اختیارات یک شهردار قرار میگیرد . به دلیل همین وظایف و اختیارات خطیر نیز انتخاب اعضای شورای یک شهر برای مردم ساکن در هر شهر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است . اما در ایران حکایت چیز دیگری است و شهردار از اختیارات بالقوه خود محروم شده و مسئولیت بخشهای مختلف به دست ارگانهای مختلف که مدیریت آنها از خارج یک شهر بر آن تحمیل میشوند میباشد یعنی مدیریت واحد شهری تقریبا واژه ای بیگانه در مدیریت شهری ماست . اما با همه این محدودیتها که شهرداری های ایران در قبال وظایف خود با آنها روبرو هستند بعضی از شهرهای ایران به دلیل داشتن مدیران قوی و انتخاب اعضای شورای شهر از بین افراد متعهد و کاردان و به تبع آن انتخاب شهرداران کار آمد توانسته اند به اوضاع شهر خود سر و سامان بدهند و به عبارتی شهر خود را سر آمد دیگر شهر ها کنند که نمونه بارز آن شهر اصفهان میباشد .

اما از اصفهان گریزی به شهر خود یعنی بهبهان میزنم و اوضاع شورای شهر و شهرداری آن را از دید خود بررسی میکنم.

در انتخابات شورای شهر بهبهان که معمولا با اقبال کم مردم انجام میشود شاهد انتخاب افرادی هستیم که در هیچ تعریف مدیریتی و فرهنگی و اقتصادی و حزبی  و.... جای نمیگیرند و فقط به خاطر وجود تعدادی رای ثابت  موفق به حضور در شورای شهر بهبهان میشوند . انتخاب بعضی از این افراد که در هر سه دوره شورای شهر بهبهان تواسته اند به این شورا راه پیدا کنند واقعیت تلخی را پیش روی ما خواهد نهاد که آیا بهبهان بهتر و لایق تر از این افراد که حتی صلاحیت اخلاقی آنان نیز زیر سوال است کسی را ندارد . در این دوره از شورا حضور افرادی چون  آقای کورش مودت و دکتر دهملایی در بین اعضای شورای شهر بهبهان نوید تحولی فرهنگی را شهر بهبهان میداد که متاسفانه تا کنون این رویا را بر باد رفته میبینم . انتخاب شهردار که شاید مهمترین بخش کار یک شورای شهری در ایران باشد متاسفانه با گزینه ای نه چندان مناسب صورت گرفت و اوضاع شهرمان را رقت بار تر آنچه بود کرد . وظیفه شورای یک شهر تنها در تعیین عوارض ساختمان یا تخفیف عوارض ساختمان خلاصه نمیشود . یک شهرداری قوی در رونق بخشیدن به فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی و هنری و اجتماعی و به خصوص زیبا سازی شهر نقش اصلی را ایفا میکند . در نشاط بخشیدن به جامعه  و امیدوار کردن ساکنین یک شهر به زندگی در آن شهر و شور و شادی بخشیدن به زندگی مردم شهرداری یک شهر نقش اساسی را دارد و اینها همه مواردی است که در شهرداری بهبهان به فراموشی سپرده شده یا اینکه اصولا جایی در ذهن اعضای شورای شهر بهبهان و به خصوص شهردار آن ندارند .

در حالی که بهبهان دارای متخصصان و کارشناسان بسیار خبره ایست که بعضا دارای مسئولیتهای بزرگ و حساس کشوری نیز هستند و بعضی از آنها در شهرداری های تهران و اصفهان جز ارکان تصمیم گیری این کلان شهر ها هستند آیا جای تاسف نیست که شهرداری بهبهان تحت مدیریت کسانی قرار دارد که با الفبای مدیریت فرسنگها فاصله دارند . برای ساختن شهری آباد باید وسعت دید خود را گسترش دهیم و با تکیه بر داشته های غنی فرهنگی و تاریخی ،جهانی بیندیشیم  . خوشبختانه مردم  بهبهان را میتوان  از نظر فرهنگی در رده های بالا قرار داد اما متاسفانه عدم علاقه به انتقاد و بی توجهی به خواسته های برحقمان مدیریت را بر ما و شهرمان از دید افراد کوچک از نظر مدیریتی آسان جلوه داده است  باید این جو را شکسته و مدیریت بر شهر بهبهان و مردم با فرهنگ آنرا مختص افرادی قوی و توانا در عرصه مدیریت نماییم . ان شاالله

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:23  توسط پیمان  | 

اولین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در ایران در سال 1335 انجام شد .

در این سرشماری بهبهان دارای 29886 نفر جمعیت بوده که  در ترتیب

شهرهای پر جمعیت ایران رتبه 30 ام را داشته است . در سرشماری

 سال 85 بهبهان با 101178 نفر جمعیت در رتبه 78 شهر های ایران

 قرار گرفته است . جدول زیر جمعیت بهبهان در طی دوره های دهساله

 سرشماری و مقایسه آن با چند شهر دیگر را نشان میدهد .

 


سال 1335

سال 1345

سال 1355

سال 1365

سال

1370

سال

1375

سال

1385

نام

شهر

29886

39874

49378

78694

85864

88213

10178

بهبهان

34

931

4524

29991

48975

69133

100544

یاسوج

226083

272962

294068

6

84774

206073

219772

آبادان

254708

 

661510

 

 

 

1602110

اصفهان

120098

 

334399

 

 

 

985614

اهواز

17710

 

 

 

 

 

379301

بندر عباس

1983

 

 

 

 

 

104364

ایذه

15694

 

 

 

 

 

111448

ماهشهر

 

18412

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

169966

بوشهر

 

14526

 

 

 

 

 

1386030

کرج

 

با نگاهی اجمالی به این جدول در خواهیم یافت که شهر هایی مثل بندر عباس

 و بوشهر و ماهشهر و ایذه و حتی کرج در 50 سال پیش کمتر از بهبهان

جمعیت داشته اند ( رشد شتابان جمعیت کرج که امروز چهارمین شهر

 پر جمعیت ایران میباشد خبر از  تجمع و تراکم تمامی امکانات در

مرکز ایران دارد پدیده ای که توسعه نا متوازن ایران را طی نیم قرن

 اخیر رقم زده است )

اما حکایت آبادان از همه اسف ناک تر است شهری که در سال 35

هم طراز اصفهان بوده امروز جمعیت آن کمتر از 50 سال پیش است .

اما بد نیست جمعیت شهرهای مجاور بهبهان در سال ۸۵ که بدلیل

 داشتن جمعیت کمتر از 100هزار نفر در این لیست نیامده اند را

 نیز نظری بیندازیم.

گناوه : 59291      ---    امیدیه: 57970      ------  

 دهدشت : 49995   ------   رامهرمز : 49822

 

دوگنبدان : 81902

 

هدف از بررسی این آمار توجه به این نکته است که امروزه پدیده

مهاجرت به خصوص مهاجرت تحصیلکردگان و صاحبان سرمایه

 از یک شهر به شهرهای مرفه تر بسیار نگران کننده شده است و

 باعث ایجاد وضعیت کاملا دو قطبی در کشور ما شده است که از

 این امر نتایج خوبی برداشت نمیشود. تجمع امکانات و شرایط بهت

ر زیستی  بعضی از شهرهای کشور ما ( تهران – کرج –

 اصفهان – مشهد ) را به کلان شهرهایی تبدیل کرده که مشغول

 بلعیدن تمامی سرمایه های مادی و انسانی شهرهای کوچکتر

هستند و در این بین توسعه متوازن و منطقه ای کاملا فراموش

شده است .

 بهبهان با توجه به موقعیت جغرافیایی ( نزدیکی به بنادر صادراتی )

موقعیت کشاورزی ( وجود دشتهای حاصلخیز و وفور آبهای شیرین

در دشت بهبهان ) موقعیت صنعتی ( قرار گرفتن در قلب مناطق

 نفت خیز ایران ) و مرکزیت تاریخی منطقه ارجان ( منطقه ای که

 از سواحل خلیج فارس یعنی بندر دیلم شروع شده و با در بر  گرفتن

 استان کهگیلویه و بویر احمد تا بخشهایی از استان چهار محال

 و بختیاری کشیده میشود ) قابلیت تیدیل شدن به قطب اقتصادی

 و صنعتی و علمی منطقه جنوب ایران را داشت و این فرصتی

 بود که متاسفانه در اثر بی تدبیری ما در طی نیم قرن گذشته

از بین رفت .

یادمان باشد رشد و توسعه بهبهان یعنی رشد و توسعه تمامی

 مناطق همجوار بهبهان و رفع محرومیت از غنی ترین منطقه ایران .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:1  توسط پیمان  | 
 
  بالا