تبليغاتX
بهبهان شهر ما
 
بهبهان شهر ما
 
 
در باره بهبهان
 

به در خواست اشکان عزیز برای دستیابی به اطلاعات آماری شهر بهبهان و پی گیری این موضوع به اطلاعات آماری شهر بهبهان حاصل از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 85 که از سوی سازمان ملی
آمار ارایه شده هدایت شدم که پس از بررسی اجمالی نتایجی را که از این آمار استخراج کرده ام در چند قسمت در این وبلاگ و سایت بشیر نذیر قرار خواهم داد . به این امید که مفید واقع شود .

شهرستان بهبهان مشتمل بر شهر بهبهان ( مرکز شهرستان ) و شهرهای آغاجاری و سردشت زیدون  و بخش تشان میباشد که تعداد جمعیت آن 175373 نفر در سال 85 بوده است . از این تعداد 99204 نفر در شهر بهبهان ساکن هستند ( البته در جایی دیگر جمعیت شهر بهبهان را 101178نفر اعلام کرده اند و بهبهان را در رده شهرهای  بالای یکصد هزار نفر قرار داده اند. ). در رده بندی جمعیتی شهر بهبهان هفتاد و هشتمین شهر پر جمعیت ایران و نهمین از این لحاظ در استان خوزستان میباشد . ( اهواز – دزفول – آبادان – خرمشهر – اندیمشک – ماهشهر – مسجد سلیمان – ایذه   به ترتیب شهر های پرجمعیت استان خوزستان میباشند ) در طی ده سال منتهی به سال 85 ( از سال 75 تا 85 ) 25560 نفر به عنوان مهاجر وارد شهر بهبهان شده و. در این شهر سکنی گزیده اند . رشد متوسط جمعیت بهبهان در طی این ده سال 47/1 درصد میباشد که اندکی از متوسط کشوری پایین تر میباشد . رشد کمتر جمعیت  شهر بهبهان نسبت به متوسط رشد کشور را هم میتوان به مسایل فرهنگی و هم به مهاجرت بی رویه بهبهانی ها از بهبهان نسبت داد.

یکی از شاخصهای رشد در هر منطقه درصد دانش آموختگان آموزش عالی هر منطقه میباشد که از این حیث بهبهان را با شاخصهای کشوری مقایسه نموده ام .

تعداد دانش آموختگان آموزش عالی بهبهان ( از فوق دیپلم به بالا ) در سال 85 برابر 11620 نفر میباشد که 6/6درصد از جمعیت کل شهرستان  بهبهان را تشکیل میدهند . این نسبت برای کل کشور 01/6 درصد میباشد که حاکی از بالا بودن این نسبت در شهر بهبهان نسبت به کل کشور دارد. ضمنا 59 درصد از این افراد مرد و 41 درصد زن میباشند . این نسبت برای کل کشور 58.2 درصد مردان و 41.8 درصد زنان میباشد .

تعداد افراد دارای مدرک فوق لیسانس در بهبهان 412 نفر و دکترا و بالاتر 64 نفر میباشد که نسبت به کل دارندگان مدرک آموزش عالی 3.5 در صد برای فوق لیسانس و 55/0 درصد برای دکترا میباشد . این نسبتها برای کل کشور 7.77 درصد برای فوق لیسانس و 1.45 درصد برای دکترا و بالاتر میباشد که کمتر بودن این نسبتها در بهبهان نسبت به متوسط کشوری نشان از عدم امکان کار و اشتغال برای این افراد در شهر بهبهان و خصوصا مهاجرت بهبهانی های دارای مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر از بهبهان میباشد .

 البته در آمار های ارایه شده وضعیت سواد و اشتغال به صورت استانی ارایه شده و به شهرهای تابعه هر استان تفکیک نشده است . اما با شناختی که از شهر خود داریم آمار سواد آموزی شهر بهبهان مطمئنا  بالاتر از متوسط کشوری و آمار بیکاری آن اگر بالاتر از متوسط کشور نباشد حتما در حدود همان آمار کشوری خواهد بود .

با نگاهی اجمالی به این آمار میتوان دریافت که شرایط بهبهان نسبت به کل کشور  تقریبا مناسب و لی نسبت به مناطق برخوردار بسیار پایین تر میباشد و برای رساندن شهرمان به شاخص شهرهای توسعه یافته کشورمان تلاشی مضاعف  مورد نیاز است .

ادامه دارد ...................................................

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:18  توسط پیمان  | 
از ارجان ناصرخسرو تا بهبهان ما( برگرفته از همشهری آنلاین )
 
ايرانگردی- اسدالله افلاكي:
آنچه از همين چند سطر در باب اين شهر قابل برداشت است اين كه «ارجان» در آن دوره شهري مدرن، پرجمعيت و پرتكاپو بوده است.

اگر به ابتداي متن ناصرخسرو در اين‌باره دقت كنيم در نكته‌اي ظريف به اشاره او به جمعيت پي مي‌بريم. او از وجود 20 هزار مرد در اين شهر ياد كرده است. اگر هر مرد را نماينده يك خانواده 5 نفري به حساب آوريم جمعيت ارجان به تخمين ناصر خسرو بالغ بر 200 هزار نفر بوده است كه در قرن چهارم و پنجم قمري جمعيتي ويژه براي يك شهر محسوب مي‌شود.

نكته ديگر قابل برداشت از متن توصيفي ناصرخسرو، معماري منحصر‌به‌فرد ارجاني‌ها بوده كه توانسته بودند در جغرافياي گرم خوزستان از آب چنان بهره ببرند كه تابستان‌ها در آسايش روزگار بگذرانند. اگر اينك از بهبهان بگذريد خواهيد ديد اين شهر مذهبي نيز به همان بيماري مبتلا شده كه كلان‌شهرهاي ما به آن مبتلا هستند.

در نوسازي بهبهان ديگر از آن خانه‌هاي قديمي خبري نيست چه رسد به معماري‌اي كه ارجاني‌ها از آن تبعيت مي‌كردند.

شايد يك دليل اين موضوع به زير آب رفتن ارجان در پي زلزله‌‌اي بوده كه منجر به ساخته‌شدن بهبهان شده است. متأسفانه گرچه سابقه تاريخي- فرهنگي بهبهان كاملاً مشهود است اما هيچ تلاشي تاكنون براي بهره‌برداري از آن نشده است.

حتي اين شهر توانمندي‌ تبديل شدن به مبداء يا بخشي از مسيري را دارد كه امام‌رضا(ع) آن را طي كرده تا به مشهد برسد و آن مسير مي‌تواند جاذبه‌هاي گردشگري مذهبي در كشور را به‌وجود آورد. اين جداي از جاذبه‌هاي مذهبي موجود در بهبهان اعم از آرامگاه‌هاي امامزاده‌هاي معصومين است.

نكته جالب‌تر اينكه بهبهان در سال 1361 تجربه منحصر‌به فردي را در تاريخ ايران رقم زد. ساخت سد تنظيمي شهداء در مسير رودخانه مارون سبب شد تا هنگام خاكبرداري تيغه لودر به جسمي آهني برخورد كند و تابوتي كشف شود كه تاريخ ايران را به  7 هزار سال قبل به يكي از پادشاهان عيلامي مستند كند.

 اين تابوت به تهران منتقل شده است ولي از آن زمان تاكنون در بهبهان هيچ تغييري روي نداده تا بر جاذبه‌هايش بيفزايد. شايد «رامهرمز» در نزديكي بهبهان اينك چنين تجربه‌اي را با عمليات مشابه گودبرداري در پرونده خود ثبت مي‌كند اما باز هم كسي رغبتي به ساماندهي چنين پتانسيل‌هايي از خود نشان نداده است.

به هر حال شناسايي ارجاني كه ناصرخسرو وصف مي‌كرده و اينك به زير آب رفته چه بسا بتواند فصل نويني در رونق اين خطه بگشايد.

اما اگر باز هم به وصف ناصرخسرو در اين‌باره دقت كنيم خواهيم ديد كه اين منطقه تا چه اندازه فرصت‌هاي كشاورزي داشته و اينك كمتر به آن بها داده شده است. ناصرخسرو به درختان  و بستان‌هاي نخل، نارنج و ترنج و زيتون اشاره كرده است. گرچه اينك بهبهان خرماي مرغوبي به بازار عرضه مي‌كند.

 خرماي كبكاك بهبهان حتي كام حاشيه‌نشين‌هاي خليج‌فارس را هم شيرين كرده  و مي‌كند و نرگس‌زارهاي آن، شهره عام و خاص شده است. با اين وصف اما از ويژگي‌ طبيعي و جغرافيايي بهبهان و حومه‌اش براي سرمايه‌گذاري در زمينه زيتون‌كاري و صنايع جانبي آن غفلت شده است.

جالب است بدانيد كه بهبهاني‌ها از وضع مالي نسبتاً خوبي هم برخوردارند و خود سرمايه‌گذاران خوبي به‌شمار مي‌آيند ولي به‌نظر مي‌رسد كمتر با چنين طرحي كه بيايند و در يك پروسه  5 تا  10 ساله زيتون بكارند و در كنار كارخانه توليد روغن ‌زيتون راه بيندازند آشنا شده باشند.

مزيت ديگري كه ارجان زمان ناصرخسرو داشته و به آن پويايي كمك كرده و هنوز هم اين مزيت قابل بهره‌برداري است فاصله اندكي است كه اين شهر با خليج‌فارس دارد. از بهبهان تا «بندر ديلم» يك‌ساعت بيشتر راه نيست.

اما اينك همين جاده نيز نياز به توجه ويژه دارد.به هر حال يك هزاره بعداز ناصرخسرو هنوز هم مي‌توان به شهري چون ارجان انديشيد.

فقط كافي  است اشتباهاتي كه در ساير شهرها و محوطه‌هاي تاريخي به نام توسعه اقتصادي مرتكب شده‌ايم را در اين شهر تكرار نكنيم. بهبهان آن‌قدر بكر هست كه چنين دقت و به‌كارگيري ظرافتي را به خوبي پذيرا باشد.

كافي است همين پاييز بعداز بارش اولين باران سري به اين خطه بزنيد. آن وقت از نزديك خواهيد ديد كه اين دشت در چه موقعيت ويژه‌اي قرار گرفته است.

تاریخ درج: 21 شهریور 1386 ساعت 14:30 تاریخ تایید: 22 شهریور 1386 ساعت 10:10 تاریخ به روز رسانی: 22 شهریور 1386 ساعت 10:09  
     
  
 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:35  توسط پیمان  | 

مدیریت را هنر استفاده بهینه از منابع جهت رسیدن به اهداف تعیین شده نامیده اند . در تعاریف جدید مدیریت را تلفیق همزمان منافع مشتریان ، کارکنان سازمان و دستیابی به اهداف سازمان یا بهره وری میدانند. هدف از پیش کشیدن این بحث بررسی نحوه فعالیت شورای شهر و شهرداری بهبهان در طول دوره جدید فعالیت آن میباشد .

شهرداری بهبهان بر اساس منابع موجود در سال 1305 هجری شمسی تاسیس شده یعنی همزمان با آغاز فعالیت شهرداری ها در دوره رضا شاه ، بهبهان نیز در زمره اولین شهرهای ایران بوده که صاحب شهرداری شده است . حال با گذشت بیش از 80 سال از فعالیت شهرداری بهبهان آیا میتوان آنرا به عنوان یک سازمان مجرب و موفق به شمار آورد ؟ پاسخ به این سوال با نگاهی اجمالی به وضعیت موجود شهر بهبهان به راحتی به دست می آید . شهرداری بهبهان در طول دوره فعالیت خود اصولا با نوآوری و استفاده از افراد صاحب اندیشه و قابل اتکا در زمینه شهری و شهر سازی بیگانه بوده است و این معضلی است که از گذشته تا به امروز بهبهان با آن دست به گریبان بوده است . شاید اگر بخواهیم از زبان مسوولین شهرداری به این قضایا نظر بیفکنیم کمبود منابع مالی و مسایل فرهنگی را بزرگترین مشکل در راه ایجاد شهری شایسته ذکر کنیم . اما همانگونه که در ابتدا ذکر شد مدیریت هنر استفاده از منابع است منابعی که عموما کمیاب نیز میباشند و در این زمینه البته نه تنها شهرداری بهبهان که مدیریت کشورمان دارای نقایص فراوان میباشد اما در همین مدیریت پر نقص بوده اند مدیرانی که استثنا شده اند و نامی پر افتخار از خود به جای گذاشته اند . در شهرداری بهبهان شاید تنها نامی که بتوان  اندکی بر دیگر شهرداران80 ساله  بهبهان برتری داد نام مهندس ورزشی است که در دوره فعالیت 4 ساله خود بهبهان را از حالت مرده و ساکن رقت بار خود اندکی تکان داد و او همان کسی است که در تعاریف امروزی مدیریت میتوان جایگاهی برایش در نظر گرفت زیرا هم رضایت کارکنان سازمان شهرداری و هم رضایت نسبی ساکنین بهبهان به عنوان مشتریان سازمان شهرداری و هم رسیدن به اهداف تعیین شده ( تا حدودی ) در پایان دوره مدیریت وی قابل لمس میباشد .

با آغاز به کار شورای شهر جدید و انتخاب شهردار جدید اولین قدمها در عقب گرد مدیریت شهری بهبهان برداشته شد . شهردار انتخاب شده هر چند دارای ویژگیهای شخصیتی بسیار خوبی است اما از لحاظ مدیریتی در این یک سال کارنامه موفقی از خود نشان نداده است . شاید بتوان درخشان ترین نقطه کاری آقای ورزشی را ایجاد پارک ساحلی حاشیه رودخانه مارون دانست که با جدیت و تلاش وصف ناپذیر ایشان به ثمر نشست اما متاسفانه در دوره مدیریت جدید شهرداری این محل تفریحی که سرمایه بزرگی برای همه ما بهبهانی هاست نه تنها تکمیل نشد که همه ساخته های پیش از ان نیز در حال تخریب میباشد . فضای سبز محوطه به محل رویش علفهای خود رو تبدیل شده و سطلهای زباله که زباله های سرریز شده از آنها تا شعاع چند متری فضای پارک را آلوده کرده روح هر بیننده ای را به سختی می آزارد.

در مقام مقایسه برای عملکرد شهرداری بهبهان فقط در همین یک مورد توجه همشهریان عزیز را به  دیدن پارک ساحلی سردشت زیدون ( در جوار امامزاده ابوذر)  جلب میکنم . لازم به ذکر است که زیدون تابعه بهبهان محسوب میشود و احداث پارک ساحلی آن تقریبا همزمان با احداث پارک ساحلی خارستان بهبهان بوده اما امروز با نظری به هر دو مکان تفریحی اولین چیزی که به ذهن میرسد عملکرد شهرداران شهر سردشت با حدود 6 سال سابقه داشتن شهرداری و بهبهان ( مرکز شهرستان ) با بیش از 80 سال سابقه در داشتن سازمانی به نام شهرداری.

یک نکته دیگر که ذکر آن را لازم میدانم این است که با آغاز به کار شورای شهر و شهردار جدید سایت شهرداری بهبهان که مرکز اطلاع رسانی این سازمان به شمار میرفت تعطیل شد .......

پارک ساحلی زیدون

خارستان

خارستان

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:25  توسط پیمان  | 

سرزمین ما ایران از دیرباز با پدیده خشکسالی و کم آبی روبرو بوده به گونه ای که بر سنگ نوشته طاق بستان کرمانشاه بر اساس کتیبه ای که حاوی دعای داریوش بزرگ است چنین آمده است که " خدایا سرزمین مرا از دشمن ، دروغ و خشکسالی محفوظ بدار "  همچنین وجود معابد آناهیتا یا خدای آب در گوشه گوشه سرزمین ما ( در بهبهان هم آثاری از معبد آناهیتا موجود است ) حاکی از معضل تاریخی کم آبی در سرزمین ماست . با ورود اسلام تقاضا از خدا برای نزول رحمت  هرچند شکل دیگری یافت اما کماکان به عنوان آخرین راه برای رهایی از پدیده خشکسالی مورد توجه قرار گرفت و نماز باران وارد فرهنگ مذهبی عموم کشورهای مسلمان شد. یکی از معروفترین نمازهای درخواست باران منسوب به نمازی است که توسط حضرت امام رضا و با حضور هزاران نفر از مردم توس در بیابان های  اطراف توس خوانده شد و موجب نزول رحمت شد .

امسال نیز با توجه به خشکسالی پیش رو ( هرچند عده ای این پدیده ها را بر اثر اتفاقات مربوط به گرم شدن زمین و وجود گازهای گلخانه ای میدانند ) روزانه شاهد اقامه نماز باران در نقاط مختلف کشورمان هستیم . اما در شهر ما بهبهان نیز از قدیم الایام مثل همه شهرهای سرزمینمان برای رهایی از این فاجعه که داریوش بزرگ آنرا در ردیف دشمن و دروغ قرار داده مراسم و آیین های خاصی برگزار میشده که امروزه به جز نماز باران که جنبه رسمی و دولتی نیز پیدا کرده بقیه آیین ها به فراموشی سپرده شده است که جهت یاد آوری به یکی دو مورد از این مراسم که در گذشته انجام میشده اشاره میکنم .

مزار آخوند ملا علی ( آمو خوند) همراه مورد احترام مردم بهبهان بوده به گونه ای که در همه مسایل اجتماعی و رویدادها و بلایای طبیعی مورد عنایت خاص مردم بهبهان واقع میشود ( بحث در باره این بزرگوار مجال ویژه ای میطلبد ) در ایام خشکسالی نیز مردم بهبهان برای انجام مراسم دعای باران در کنار مزار ملا علی حضور میرساندند و با بیان الفاظ خاصی از خدای بزرگ درخواست باران میکردند . یکی از این مراسم بدین گونه انجام میشده که اطفال دو عدد سنگ را بر میداشته  و به هم میزدند و همزمان این بیت را میخواندند " الله برو او بیو کره یکا شو تشنن"( به معنی : خدای باران آب بفرست  گوسفندان تشنه اند )

یا اینکه " یا الله  توبه سی خاطر قبر آخوند او به " ( به معنی : ای خدا توبه ، به خاطر قبر آخوند آب بیار )

از این قبیل مراسم انواع دیگری نیز در شهر بهبهان انجام میشده است .

( هدف از طرح این مطلب بیان گوشه ای از فرهنگ عامیانه مردم بهبهان بود که در گذشته بر اساس اعتقادشان انجام میداده اند و در رد یا قبول انجام اینگونه مراسم شخصا نظری ندارم )

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:23  توسط پیمان  | 

براساس آمارهای منتشره رکورد مسافرت خانواده های ایرانی در نوروز امسال شکسته شد . آمار تعداد مسافرانی که امسال به نقاط مختلف کشور سفر کردند رشد قابل توجهی را نشان میدهد . اصفهان بیش از چهار میلیون نفر ، مشهد نزدیک 6 میلیون نفر ، خوزستان حدود سه میلیون نفر . نقاط دیدنی ایران از طرف سازمان ایران گردی و جهانگردی از طریق پوستر ها و نشریه ها و برنامه های تلویزیونی به اطلاع علاقه مندان رسانده میشد . اما سهم بهبهان از این رویداد اجتماعی و فرهنگی چه بود ؟ متاسفانه بهبهان و جاذبه های گردشگری آن کاملا ناشناخته مانده و حتی اگر مسافری علاقه مند نیز یافت شود که بهبهان را به عنوان یک مقصد گردشگری انتخاب کند با ورود به بهبهان از انتخاب خود پشیمان خواهد شد. جذب گردشگر دارای پیش زمینه هایی است که شهر ما کاملا فاقد این پیش زمینه هاست . تسهیلات رفاهی برای مسافران در شهر ما تقریبا وجود ندارد . به جز دو یا سه مسافر خانه درجه 3 هیچ گونه مکان اقامتی وجود ندارد  . از اینها که بگذریم و بالفرض خود را جای یک مسافر علاقه مند به دیدن مکانهای تفریحی و تاریخی قرار دهیم که رنج سفر را بر خود خریده و قصد دیدن تنگ تکاب زیبای ما که محل دفاع قهرمانانه سردار آریو برزن  است را کرده ( به فرض اینکه اصلا مسافران محترم از وجود چنین مکانی با این پیشینه تاریخی آگاهی یابند ) حال پس از رسیدن به این منطقه کوهستانی و دیدن منظره زیبای رودخانه مارون در دل دره و   نخل های زیبای منطقه و طبیعت کوهستانی آن ، آیا جایی مناسب برای استراحت و لذت بردن از مناظر بدیع آن وجود دارد ؟ آیا راهنمایی که توضیحات مربوط به این مکان تاریخی را برای علاقه مندان ارایه دهد وجود دارد ؟ پاسخ متاسفانه منفی است . تنگه زیبای خوییز ما هم که با ورود به آن تاریخ و طبیعت را در کنار هم خواهیم دید و یکی از مناسب ترین مکانها برای تفریح و کوهنوردی خانوادگی است وضعی مشابه تنگ تکاب دارد. یکی دیگر از جاذبه های تاریخی ما محوطه باستانی ارجان است که تابلوی کوچکی ما را به سمت این محوطه تاریخی رهنمون میشود . اما با رسیدن به این منطقه هیچ اثری از تاریخ نخواهیم دید جز خط شخم تراکتور ها و زمینهای زراعی که بر شهر مدفون در دل خاک ارجان خود نمایی میکند .

آیا هیچ با خود فکر کرده ایم از این هم مسافر که روزانه از دروازه شرقی بهبهان وارد و از دروازه غربی آن خارج میشوند ( یا بالعکس ) چند نفر آنها قصد اقامت در بهبهان را خواهند کرد .

متاسفانه سهم ما از جذب گردشگر نزدیک صفر است . ما نتوانسته ایم جاذبه های گردشگری شهرمان را به هموطنان مان بشناسانیم . ما نتوانسته ایم امکانات و اقدامات لازم را جهت جذب گردشگر فراهم کنیم . و ما همه کاهلی و کاستی هستیم. .....( با کمال تاسف )

بهبهان زمینه این که به یک قطب گردشگری در منطقه تبدیل شود را دارد این ما هستیم که باید از این امکانات بالقوه به نحو احسن استفاده کنیم .

تنگ تکاب

 

شهر باستانی ارجان

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 23:1  توسط پیمان  | 
شجاعپوریان

دکتر شجاعپوریان نماینده مردم بهبهان در مجلس ششم و هفتم

استاد الهیات دانشگاه شهید چمران اهواز و عضو هیات علمی این دانشگاه

سال 79 و همزمان با انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی نام این استاد دانشگاه به عنوان کاندید حزب مشارکت در بهبهان بر سر زبانها افتاد و مورد توجه مردم بهبهان و خصوصا قشر دانشجوی بهبهان قرار گرفت . مهمترین رقبای انتخاباتی آقای دکتر را در آن دوره میتوان آقایان شاهرخ بهادر قنواتی و مرحوم زارعی نامید. در دوره ای که اکثر کرسی های مجلس به نمایندگان حزب مشارکت رسید بهبهان نیز نماینده ای موافق با جریان اکثریت مجلس را راهی بهارستان نمود تا شاید بهبهان رو به قهقرا رفته را دوباره در مسیر رشد و توسعه قرار دهد. آقای شجاعپوریان در این دوره نماینده مردم صبور بهبهان شد و در حالی که دولت و مجلس در این زمان هم رای و هم نظر بودند بهترین فرصت برای احقاق حقوق از دست رفته بهبهان بود که به سادگی از دست رفت . اصولا آقای شجاعپوریان دارای نفوذ و قدرت سهم خواهی در دولت خاتمی نبود و مهمترین دلیل برای این سخن هم این است که در بیش از سه سفر آقای خاتمی ( رییس جمهور ) در این دوره به استان خوزستان پای ایشان حتی برای یک بار به بهبهان نرسید .

دوره دوم نمایندگی آقای دکتر از سال 83 شروع میشود . دکتر انتخابات دوره هفتم را به دلیل اصلاح طلب بودن مجددا در بهبهان از آن خود کرده بود ( البته وجود رقیب ضعیفی به نام مرحوم زارعی که اصولا از هیچگونه محبوبیتی در بهبهان برخوردار نبود به عنوان کاندید جریان اصولگرا در انتخاب دوباره دکتر بی تاثیر نبود) . دکتر در این دوره با توجه به ترکیب اکثرا اصول گرای مجلس هفتم در موضع اقلیت قرار گرفت و به عنوان نایب رییس جریان اقلیت در مجلس تمام هم خود را در پیش برد منافع حزب مشارکت در مجلس قرار داد و سخنان او در مجلس به خصوص ماههای منتهی به انتخابات مجلس هشتم که صرفا در کوبیدن دولت و به چالش کشیدن برنامه های آن بود دلیلی بر این گفته هاست. در دوره دوم نمایندگی آقای شجاعپوریان به دلایل فوق الذکر اصولا منافع شهر بهبهان قربانی بازیهای سیاسی شد و حتی طرح پالایشگاه بیدبلند 2 ( پالایشگاه گاز بهبهان) که در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی به تصویب رسیده بود با خطر انتقال از بهبهان مواجه شد.

اما با آغاز اقدامات اجرایی مجلس هشتم احتمال رد صلاحیت آقای شجاعپوریان داده میشد و این حدس و گمان نیز به واقعیت پیوست و با وجود چانه زنی های فراوان ایشان رد صلاحیت شدند . نتایج نهایی شکایات به نحوه بررسی صلاحیت ها در تاریخ 14 اسفند اعلام شد و نامی از دکتر ما در بین تایید صلاحیت شدگان نبود و بر اساس میثاق نامه امضا شده بین اصلاح طلبان شهر بهبهان و هم چنین تعهد حزبی ایشان باید از هم حزبی خود آقای فقهی زاده حمایت میکردند و از روز 16 اسفند که آغاز رسمی فعالیتهای تبلیغی انتخابات بود به حمایت از آقای فقهی زاده وارد عمل میشدند اما ایشان تا روز 21 اسفند در تهران ماندند و ضمن فرصت سوزی هر از گاهی نیز شایعه تایید صلاحیت خود را در بین مردم بهبهان پخش کردند و بهبهانی های مضطرب و علاقه مند به سرنوشت خود را در حالت بیم و امید نگه داشتند تا اینکه پس از ورود به بهبهان در تاریخ 22 اسفند و در شب چهارشنبه ( یعنی فقط چند ساعت مانده به پایان وقت قانونی تبلیغات ) در جمع دهها هزار نفری مردم بهبهان که در فرصت باقیمانده تمام امید خود را در تصمیمات آقای دکتر می یافتند بی تدبیری و نادانی خود را به همگان نشان دادند. آقای دکتر ظرف چند روز مانده به انتخابات به محبوبترین چهره سیاسی تاریخ بهبهان تبدیل شده بود ( به خاطر شرایط خاص بهبهان در این دوره از انتخابات) و با بهره گیری از این فرصت تاریخی میتوانست نام خود را به عنوان یک ابر مرد در تاریخ بهبهان ثبت کند . دهها هزار نفر فقط منتظر شنیدن نام یکی از کاندیداهای موجود از زبان ایشان به عنوان نامزد ائتلاف بودند تا همه یک دل به یک نفر رای دهند اما آقای شجاعپوریان نشان داد که ظرفیت او در حد رهبری یک شهر نیست . تمایلات قومی ایشان ( در بدترین شکل ممکن ) بر همه میثاق نامه ها . تعهدات حزبی ایشان ارجح شد و ایشان مردم بهبهان را دو باره به بازی گرفتند به این امید که نامزد هم زبان و فامیل وی که کاندیدای حزبی دیگر بود رای بیاورد ( که خوشبختانه اینگونه نشد) و بدین گونه ظرف کمتر از 24 ساعت آقای دکتر ما از اوج محبوبیت به خضیض نفرت و انزجار رسید. قوم گرایی شجاعپوریان همه دریچه های عقل و منطق وی را کور کرد و بی سیاستی این سیاست ندار این چنین آینده شهر ما را رقم زد. 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 15:41  توسط پیمان  | 

سالی جدید را با هزار امید و آرزو آغاز کردیم در حالی که حوادث تلخ و شیرین سال گذشته چراغ راه آینده ما خواهد بود. شاید بتوان مهمترین رویداد سال گذشته بهبهان را انتخابات مجلس هشتم برشمرد که تحلیل و تفسیر مفصلی را می طلبد . انتخاب نماینده ای غیر بهبهانی و حوادث بعد از آن را شاید تا کنون در شهرمان ندیده بودیم . اینکه انتخاب آقای موحد به نفع شهر ما خواهد بود یا به ضرر شهرمان را باید در حوادث پیش رو جستجو کرد. اما سوالی که شاید ذهن بسیاری از ما را به خود مشغول کند این است که انتخاب آقای موحد آیا خود معلول شرایطی بود که خود ما باعث آن بوده ایم یا علت شرایطی خواهد شد در آینده بوجود خواهد آمد .پاسخ به این سوال از دید من اینگونه است که انتخاب آقای موحد معلول شرایطی بوده است که همه ما در ایجاد آن نقش داشته ایم . اگر آقای موحد در انتخابات شرکت نمیکرد آقای ضرغامی نماینده بهبهان میشد و این را آرای منتشره میگوید. نتیجه ای که میتوان از این انتخابات گرفت و به خصوص حوادث شبهای بعد از قرائت آرا این است که بهبهان فاقد مرجع و ملجأ مورد وثوقی بود که مورد اطمینان همه مردم باشد و این را در پریشانی عمومی حاکم در بهبهان میشد حس کرد . در مورد کاندیداهای بهبهانی که در این انتخابات حضور داشتند نیز حرف و حدیث فراوان است . اینکه اگر ائتلاف میکردند چه میشد و اگر های فراوان دیگر نیز از دید من خود معلول شرایط حاکم بر بهبهان است و رفتار تک تک ما در این انتخابات چه رای دهندگان و چه مدعیان نمایندگی مردم بهبهان خود دلیلی است بر پریشانی و سردرگمی ما بهبهانی ها در انتخاب راه صحیح.

با بررسی شرایط مدعیان نمایندگی مردم بهبهان میتوان به آسانی دریافت که در صورت انتخاب هریک از این افراد نیز هیچ تغییری در شرایط رو به افول بهبهان داده نمیشد همانگونه که تا کنون نشده است. آیا افرادی که سالها و بلکه دهها سال پیش بهبهان را ترک کرده و بعضا ملیت بهبهانی خود را نیز فراموش کرده اند به صرف داشتن شناسنامه بهبهانی  میتوانند عنوان نمایندگی مردم بهبهان را یدک بکشند ؟ آیا هیچ یک از این عزیزان که قریب به اتفاق آنان ( به جز یکی دو نفر ) سالها خارج از بهبهان زندگی کرده اند در تالار افتخارات خود نامی هم از فعالیتهای خود در سالهای فراق برای بهبهان برده بودند .( من که ندیدم)

انتخاب آقای موحد اگر تماما بدی باشد این حسن را داشت که اندکی به موقعیت خود بیندیشیم و اینکه هم اکنون ما به عنوان بهبهانی فاقد اشخاصی هستیم که در عین تاثیر گذاری دلشان نیز برای بهبهان و بهبهانی ها بتپد. با این امید که با تحلیل واقع بینانه شرایطمان  برای آینده ای روشنتر تلاش کنیم .

در پست بعد در مورد سقوط یک سیاستمدار بی تدبیر( آقای شجاعپوریان) خواهم نوشت .
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 21:58  توسط پیمان  | 
 
  بالا