بهبهان شهر ما

در باره بهبهان

آخر خلاقیت در طراحی و نصب المانهای شهری-بهبهان فلکه نحوی(دختر)-مرداد ۹۳

 

عمران و آبادانی:

مسوول عمران و آبادانی که مشخص شد. کاش مسوول نابسامانی و شهرسازی شدیدا فجیع بخصوص در منطقه ذوالفقاری هم مشخص می شد.

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 20:2 توسط پیمان|

شهردار جدید بهبهان ، گزینه ای برای عبور از بحران یا مردی آینده ساز

شهرداری بهبهان چند سالی است حال خوشی ندارد. شاید بتوان سیاه ترین روزهای تاریخ 90 ساله شهرداری بهبهان را همین روزها دانست. تعویض پیاپی شهرداران راهکار شورای شهر این شهر برای خریدن زمان یا گذار از بحران ( هر چه که باشد ) تا کنون نتیجه نداشته و بهبهان امروز زیر کوهی از مسائل  و مشکلات انباشته شده در حال خفه شدن می باشد.

پس از عزل یا استعفای شهردار قبلی که مدت زمانی کمتر از یک سال از انتخاب او توسط شورای جدید شهر می گذشت شاهد انتشار اسامی فراوانی بودیم که از آنها به عنوان گزینه های شهردار آینده نام برده می شد. از بین همه آن اسامی تنها چهار نفر حاضر شدند به جمع شورائیان بیایند و برای خروج بهبهان از بحران برنامه های خود را ارائه دهند.این چهار نفر عبارت بودند از :

1-      آقای برزن : تقریبا می توان عنوان کاملترین و علمی ترین برنامه برای مدیریت شهرداری بحران زده بهبهان را به آقای برزن نسبت داد. برنامه ای که ظاهرا مبتنی بر تحقیقات میدانی و شرایط محلی بهبهان انجام شده بود.

2-      آقای ورزشی : با پشتوانه ای از دوران مدیریت قبلی و حمایت کارکنان شهرداری و نظر مثبت افکار عمومی که تقریبا از دوره شهرداری ایشان خاطرات خوبی داشتند پای به جلسه مصاحبه شورا نهاد.

3-      آقای کشت زر: مردی عملگرا که سابقه مدیریت موفق خود در شهرداری شهرهای کهگیلویه و سردشت زیدون را به عنوان مهمترین ابزار خود برای خروج شهرداری بهبهان از بحران عنوان نمود.

4-      آقای پیدایش: مهندس عمران با سابقه مدیریت چندین پروژه عمرانی در بهبهان و تهران و ....شخصی که از ابتدا نظر مثبت اعضای شورای شهر را به خود جلب کرده بود.

در هر حال آقای پیدایش با 7 رای موافق از مجموع 11 رای به عنوان شهردار جدید بهبهان انتخاب شد. که امید است اعضای شورای شهر بهبهان  به دور از حاشیه های معمول کمال همکاری را با ایشان برای پیاده کردن برنامه های خود جهت بهتر کردن وضعیت شهر بهبهان و مدیریت سازمان شهرداری  داشته باشند.

گذار از بحران یا سودای ساخت شهری  نمونه

وضعیت امروز شهر بهبهان به بیماری  می ماند که بر اثر خون ریزی شدید هر لحظه احتمال مرگ او می رود بنابراین پزشکان حاذق قبل از هر اقدام دیگر باید چاره ای برای رفع خون ریزی بیابند و پس از آن به فکر درمان شکستگی ها یا نهایتا زیبایی سرو روی بیمار باشند.

شهرداری بهبهان امروز با فقدان درآمد پایدار روبروست که ریشه بسیاری از مشکلات امروز این سازمان است.ضمن اینکه فساد ورانت خواری و عدم وجود کارشناسان خبره فنی ، مالی و حقوقی را باید از دلایل و علتهای اصلی مشکل درامدی شهرداری بهبهان بیان کرد.

با توجه به وضعیت امروز شهرداری بهبهان به نظر می رسد اولین اقدام جهت خارج کردن این شهر از وضعیت اظطراری یافتن منابع مالی است که در حکم مممانعت از ادامه خونریزی در یک بیمار با شرایط حاد و اورژانسی می باشد.امید است شهردار جدید توانایی چنین اقدام حیات بخشی را در حوزه مدیریتی خود داشته باشد.

اهم برنامه های آقای پیدایش برای خروج بهبهان از وضعیت فعلی در کوتاه مدت به شرح زیر می باشد:

جمع آوری و ساماندهی زباله ها و مصالح مازاد ساختمانی در پیاده رو ها
•    
پاکسازی کامل جداول سطح شهر ( محلات و خیابانها) بصورت ضربتی و بر اساس یک برنامه زمان بندی شده
•    
پاکسازی کامل علفهای خشک در پارکها ، بلوارها و فضاهای سبز و پیاده روها و اصلاح درختان در سطح شهر
•    
بهسازی پارکها خصوصا فضای سبز ، روشنایی و سرویسهای بهداشتی
•    
رنگ آمیزی و خط کشی خیابانها و محل عبور عابرین پیاده و سرعت گیرها
•    
جمع آوری پارچه ها و تابلوهای تبلیغاتی مزاحم و نام ناسب
•    
تهیه لباس و اونیفرم یا کاور جهت استفاده کارگران تنظیف ، فضای سبز و عمرانی مطابق با استانداردهای رایج
•    
لکه گیری و آسفالت چاله ها و دست اندازهای سطح شهر بصورت ضربتی و در یک برنامه ریزی کوتاه مدت
•    
پرداخت حقوق معوقه کارگران روز مزد پیمانکار
•    
تکمیل بلوار خیابان عدالت از جوانمردی تا مراحل

آقای شهردار برنامه های خود را به صورت بسیار جزئی شده و در مواردی تکراری در قالب برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ارائه داده است که در صورتی که این برنامه ها در قابل یک شاکله کلی که برآیند آن ایجاد امنیت ، آسایش و آرامش برای شهروندان بهبهانی نباشد  جز به هدر دادن منابع و موازی کاری و کوتاه نگری به جای آینده نگری نتیجه ای نخواهد داشت. ایجاد فضاهای سبز امن و آرام وبا امکانات رفاهی مناسب همه در قالب برنامه امنیت ، آسایش و آرامش شهری قابل بیان است و تکرار موارد جزئئی شده آن ( مثلا ایجاد دستشویی جهت مراکز تفریحی بهبهان ) که مکررا در برنامه های اقای شهردار بیان گردیده نشان دهنده نگاه جامع به آبادانی شهر بهبهان نیست.

موارد مهمی نیز بوده که در برنامه های آقای پیدایش جایی نداشته که امید است ایشان حال که از مرحله گزینش شهردار عبور کرده با فراغ بال با همکاری و همفکری متخصصان نسبت به آنها اقدام مناسب نمایند.

این موارد عبارتند از :

·         حفظ هویت باستانی و تاریخی بهبهان که  در قالب برنامه های بلند مدت باید نسبت به احیای محلات قدیمی بهبهان که تشکیل دهنده هویت این شهر هستند اقدام گردد.

·         تلاش برای ساخت شهری نمونه که هر بهبهانی با افتخار از آن یاد کند با ارائه تصویری شفاف و روشن از آینده بهبهان با داشتن بازارهایی پر رونق ، تفریحگاههایی دلنشین و شهری مدرن با حفظ هویت تاریخی و ...

در پایان برای آقای شهردار آرزوی موفقیت داشته و امید است با درایت ایشان بهبهان را در بهترین وضعیت ممکن ببینیم.

 

نوشته شده در جمعه بیستم تیر 1393ساعت 10:22 توسط پیمان|

تماشای افول ادامه دار بهبهان برای کسانی که گذشته این شهر باستانی و تاریخ گرانقدر آن را می شناسند و همچنین به پتانسیل های بی نظیر آن را جهت رشد و ترقی و توسعه واقف هستند در کنار عشق و علاقه به موطن و زادگاه دوست گرامی آقای پیله ور را به نگاشتن متن زیر واداشته است. باشد که همفکرانی چند با خواندن این متن تاثیر گذار با همفکری هم راه کار خروج بهبهان از سراشیبی سقوط را ترسیم نمایند.

لینک وبلاک استان آریاگان:بهبهان فراموش شده (گفتری ای شهره نبکارن)

به نام خدا

زمانی که شعر "گفتری ای شهره نبکارن" سروده شاعر بزرگ معاصر بهبهان-مرحوم سید محمد سید-را برای اولین بار شنیدم،کودکی بیش نبودم وبرداشت عمیقی از آن نداشتم اما روزبه روز معانی ومفاهیم آن بر بنده روشن تر شد وجالب این که این شعر هیچ وقت کهنه نشد وهمیشه به روز بود!

این سطور را می نویسم تا شاید یکی هم پیدا شود وجامه ی عمل به "توزیع عادلانه ثروت در مملکت "بپوشاند!تاکنون که هر وقت به یاد این چند کلمه می افتم ،نیشخندی دردناک بر لبانم می نشیند!

با نوشتن این سطور به سبیل وکلاه هر کسی هم که برخورد ،مهم نیست چون حرف حق است وپاسخی منطقی ندارد !...

تجربه چند ین ساله ی عمر حقیر در این مملکت این بوده که هر قومی که نسبت به شرایط موجودشان معترض باشند،جهت جلب رضایت مندی شان توسط دولتمردان ومجلسیان چه کار ها که نمی کنند وحتی بیش از حق قانونی هم به آنان بذل وبخشش می کنند.نوش جانشان؟!...:

  1. شهر طبس طبق سرشماری سال 1390 دارای جمعیت 35150نفر بوده و وقتی در شهر گشت می زنید،به یاد روستائی بزرگ وباستانی می افتید اما درهمین شهر مزبور مردم ومسئولینش ادعای "مرکز استان شدن"را داشتند که بالاخره توسط دولتمردان ومجلسیان محترم به "معاونت استانداری وفرمانداری ویژه شهرستان طبس"ارتقا یافتندوچندین اداره ی آن به "اداره ی کل"ارتقا یافتندوبعد چند سال صاحب فرودگاه ،رادیوشهری ،پارک علم وفن آوری و.....شدند؟!آقایان قانون گذار طبق چه قانونی؟! نوش جانشان؟!....
  2. شهر تنکابن طبق سرشماری سال 1390 دارای جمعیت45338نفر بوده که به "معاونت استانداری وفرمانداری ویژه"ارتقا یافته وبعضی از ادارات آن هم به "اداره ی کل"ارتقا یافته اند وجالب تر اینکه فرمانداری ویژه ی آن از تمامی فرمانداری ویژه ها ی کشور هم بالاتر است چون که استانداری مازندران از تمامی فرمانداری های غرب استان خواسته که تابع فرمانداری ویژه تنکابن باشند. فکر می کنید به چه علت؟به دلیل اعتراضات مردم ومسئولین شهری مبنی بر درخواست "مرکز استان شدن بدلیل فاصله ی زیاد از ساری با وجودی که به شهرقزوین مرکز استان قزوین چسبیده اند"وهنوز هم همایش ها می گذارندکه امامان جمعه تنکابن وهمسایگان ،نمایندگان مجلس وفرمانداران در آن شرکت دارند وبه همراه مسئولین شهرستان های همسایه ادعای استانی به مرکز یت تنکابن را دارندو می گویند گستره تنکابن قدیم شرق گیلان وغرب مازندران بوده که همان را خواهانیم.حتی پا را فراتر گذاشته ومستقیما به رهبر انقلاب نامه ی مرکز استان شدن را نوشته اند.آقایان دولتی هافرمانداری ویژه تنکابن طبق چه قانونی؟!!! نوش جانشان؟!....
  3. بم ،فسا ،ایرانشهر ،کازرون ،چابهار ،لار و میناب  شهرهای دیگری با جمعیتی از 63229نفر(میناب) تا 107131نفر(بم)بوده وهمگی کوچک تر از بهبهان بوده که به فرمانداری ویژه ارتقا یافته اند(طبق سرشماری سال 1390) درمورد لار مخالفت مردمی وپشتیبانی مسئولین شهری درباره ی "ارتقا بخش گراش به شهرستان "باعث دادن امتیازفرمانداری ویژه به لار و پس از آن موافقت لاری هابه شهرستان شدن بخش گراش ،عامل فرمانداری ویژه شدن لار شده. آقایان دولتی ومجلسی طبق چه قانونی؟!نوش جانشان؟!....
  4. امروزه تمامی شهرستان هائی که زمانی بخش بهبهان بوده اند وزیر نظر فرمانداری کل بهبهان بوده اند ،صاحب فرودگاه شده اندمثل گچساران ،امیدیه ،ماهشهر.  وبهبهان با وجود فاصله 210 کیلومتری از اهواز فاقد فرودگاه است ؟!مسئولین به چه مجوزی وقانونی؟!
  5. یاسیج یکی از روستاهای تابعه ی فرمانداری کل بهبهان ،خود مرکز استانی شده وهویت تاریخی ما را می دزددوبه نام خود ثبت می کند آریوبرزن را می گویم که اهل روستای تنگ تکاب بهبهان (واقع در ده کیلومتری شهربهبهان) بوده والان یاسوجی شده؟!!!!!
  6. هم وطنان تهرانی را نگاه کنید:همیشه از وضعیت موجودشان آن هم با آن همه امکانات "رفاهی ،آموزشی ،دانشگاهی ،اشتغال ،بهداشت ودرمان ،ورزشی ،مترو وبی آر تی "معترضند وناراضی وهمیشه هم دهانشان را پر می کنند تا فرصت اعتراض بعدی را پیدا نکنند!!!!!!
  7. طبق آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران ،شهر بهبهان در سال 1335با 30000نفر جمعیت،سی امین شهر پرجمعیت کشورودر سال1385با101100نفر جمعیت هفتاد وهشتمین شهر پرجمعیت کشورودر سال 1390 با 107412 نفر هشتادمین شهر پرجمعیت کشورکه متاسفانه نشان عدم توجه وفراموشی بهبهان مظلوم ومردم نجیبش توسط مسئولین کشوری از نظرامکانات رفاهی زندگی،اشتغال زدائی(20000نفر بیکار داریم)،راه ،صنعت وعمران شهری وخلاصه عدم توجه به زیر ساخت های توسعه ونیز کوچ مردم به دیگر شهرها به خصوص کلانشهرها وبلعیدن تمامی سرمایه های مادی وانسانی بهبهان توسط کلانشهرها والبته عدم توجه به عدالت محوری شامل عدم توزیع عادلانه ی ثروت کشور وعدم توجه به توسعه ی متوازن منطقه ای بهبهان دارد.
  8. ماهشهر ،بخش قبلی بهبهان،علاوه بر فرودگاه ،اخیرا هم بنا بر راه اندازی رادیو شهری در آن است والان هم با شهرستان شدن بندر امام با حدود 70000نفر جمعیت مخالفت کرده تا امتیاز فرمانداری ویژه را بگیرد.
  9. وصد ها نمونه ی کوچک وبزرگ دیگر که در صورت نوشتن آنها خود دفتری قطور می شود.

فرماندار بهبهان هم برای طرح های عمرانی امسال آب پاکی روی دستمان ریخت:با اعمال محدودیت درجابجایی اعتبارات، امسال هیچ پروژه ای در شهرستان بهبهان به بهره برداری نخواهد رسید!؟

نمی دانم این تحریم ها وکمبود بودجه ها فقط برای بهبهان است ،شهرهائی مثل دزفول،ماهشهر،مسجد سلیمان که طرح های در دست احداث زیادی دارند!!؟؟ مراکز استان ها وشهرهای بزرگ هم همین طور .

راست ورک وپوست کنده بگویم بنده نسبت به امکانات دیگر شهر ها بخیل شده ام وخودمم هم از این بابت از خود ناراحتم اما ریشه ی این بخل وحسد من در همان "عدم توزیع عادلانه ی ثروت مملکت!!!!!"است:

سر وصاحب بهبهان کیست؟نماینده ؟فرماندار غیر بومی؟استاندار خوزستان؟

دلسوز ما کدام مسئول قابل دسترسی است تا ما دردمان را مطرح کنیم؟

کی مشکل احداث فرودگاه ،راه آهن ،بیمارستان ولی عصر(عج)،ورزشگاه ،کارخانه سیمان 2،پالایشگاه بیدبلند 2،کشتارگاه صنعتی دام،شهرک صنعتی شماره 2،کارخانه بازیافت زباله ،جاده های بزرگراهی ،دانشگاه علوم پزشکی ،مصلای نماز جمعه و....در بهبهان حل می شود؟

کی زباله های کوچه پس کوچه ها بطور منظم جمع آوری شده وجوی ها ی روبازمرتبا لایروبی می شوند؟

کی بوی گند کانال آبخروار دیگر در شهر باستانی ده هزار ساله ی بهبهان نمی پیچد؟

اگر بودجه ی مملکت کم است فقط برای ما کم است ؟برای دیگر شهر ها چه؟چرا بقیه هر روز زیباتر وخوش رنگ ولعاب تر ومرفه تر می شوند؟آنوقت مائی که دهه 70 فرودگاه فعال داشتیم ،آن را هم نداریم؟

 هم وطنان وهمشهریان عزیز ،شما را به خدا قسم می دهم که اگر روزی دستتان به مسئولی(شهری ،استانی ، کشوری)رسید،این درد دل ها را مطرح کنید شاید که اندکی هم به بهبهان ومردم نجیب وصبورش  ارزش وبها دادند وگوشه ای از این مشکلات را حل کردند.

مردمی که قبل از انقلاب ،موقع تظاهرات علیه ی رژیم پهلوی وبعد ازانقلاب در جنگ وبعد از جنگ پابه پای بقیه ی شهر ها بوده اند:رزمندگان ما در جبهه در گیر بودندو 1200 شهید برای شهر بهبهان عددو رقم کمی نیست که اوج نمود آن 90 شهید شیمیائی در یک آن ولحظه بودوپشت جبهه هم موشک های عراق بر سر ما بود که اوج نمود آن مدرسه ی راهنمائی پیروز بود که هفتاد وسه چهار نفر دانش آموز معصوم 13 تا 16 ساله در یک لحظه جان دادند.

بهبهان وطن من است ویک وجب خاک آن را با تمام پایتخت عوض نمی کنم وخدا می داند که امکان زندگی در شهرهائی مثل تهران ،مشهد،اصفهان ،شیراز و....برایم فراهم بوده وهست اما اگر دو ماه خارج از بهبهان زندگی کنم ،باور کنید دچار فشار روحی ، روانی برای زادگاهم می شوم ونمی توانم از کنار این مصائب بزرگ بی خیال وبی تفاوت بگذرم.

هر روز انتظار آن روزی را می کشم تا با همت شما همشهریان نجیب وصبور بهبهان مظلوم را به جایگاه واقعی تاریخی آن برسانیم.

به امید آن روز.

 

 

نوشته شده در سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 20:14 توسط پیمان|

پاپی: زیر ساخت لازم برای راه اندازی گمرک دزفول آماده است
 
  

نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی از آماده بودن زیر ساخت لازم برای راه اندازی گمرک این شهرستان خبر داد.
 
ˈعباس پاپی زادهˈ روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود:در دیدار با رییس کل گمرک جمهوری اسلامی ایران ضمن تشریح ظرفیت های شهرستان دزفول در بخش کشاورزی و صادرات محصولات موضوع راه اندازی هر چه سریعتر اداره گمرک دزفول مطرح شد.

وی افزود:با راه اندازی گمرک دزفول ، این شهرستان می تواند سهم بسزایی در صادرات محصولات به کشورهای همسایه از جمله کشور های حوزه خلیج فارس ، عراق ،ترکیه و بخصوص روسیه داشته باشد.

عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه محصولات کشاورزی دزفول عمدتا از طریق گمرک مازندران به روسیه صادر می شود افزود:بعد مسافت و وجود واسطه ها ضرر و زیان زیادی متحمل کشاورزان این شهرستان کرده است.

وی اظهار داشت: وجود گمرک مستقل در دزفول باعث کاهش زمان انجام امور گمرکی ، افزایش حجم صادرات ، رونق کسب و کار در منطقه شده ضمن اینکه ارز آوری قابل توجهی نیز برای کشور به دنبال دارد.

پاپی زاده افزود: ساختمان مورد نیاز گمرک دزفول آماده شده و به محض صدور مجوز لازم برای انجام امور گمرکی در اختیار گمرکات کشور قرار خواهد گرفت.

ˈمسعود کرباسیانˈ رییس کل گمرک ایران نیز در این دیدار با استقبال از توجه و پیگیری نماینده مردم دزفول به منظور راه اندازی هر چه سریعتر گمرک این شهرستان ، حمایت خود را در این رابطه اعلام کرد.

وی افزود:با توجه به آماده بودن ساختمان این اداره و اختصاص کد ارزیابی مستقل ، نیرو و امکانات مورد نیاز این اداره به گمرک دزفول واگذار می شود.

سالانه دو میلیون تن انواع محصولات زراعی و باغی در دزفول تولید می شود که امکان صادرات بسیاری از این محصولات به کشورهای همسایه وجود دارد.

نوشته شده در جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 22:5 توسط پیمان|

دوست عزیز آقای بامداد ممتازان در بخش نظرات ذیل پست قبلی این وبلاگ نوشته اند :

بارها و بارها در تائید نوشته شما به انواع و انحا’ مختلف کارکردهای حضور مردم و صد البته آثار مفید آن را بر شمرده ام. لیکن نوع مصلحت اندیشی خاص تفکر شهروندان و شهرنشینان بهبهان موجب شده هیچ حرکتی مشاهده نکنیم گرچه شکایات به هزار زبان در پیاده روها و بین عابران و مردم نقل می شود. 
عدم وجود نهادهای مدنی نیز به این مشکل دامن بیشتری میزند. در بهبهان هیچ ان جی او اجتماعی و فرهنگی و یا سیاسی وجود ندارد و اگر وجود دارد فعال نیست.

در ادامه نظر ایشان :

درود بر بامداد عزیز. در تایید نظر شما و تنها با هدف بحث و گفتگویی دو نفره نکات زیر را عرض می نمایم. سازمانهای غیر دولتی یا همان ان جی او از جمله ملزومات جوامع امروز بشری است که متاسفانه در شهر ما اثری از فعالیت آنها مشاهده نمی شود.در گذشته شاید وظیفه ان جی او ها را هیاتهای محلی، وابستگی های محلی و مساجد با توجه به نیازهای آن روزها به خوبی پوشش می دادند و لی امروزه با توجه به کم اثر شدن هویت محلات و شبکه های مذهبی مساجد و همچنین تغییرات گسترده در سطح انتظارات جوامع شهر نشین ضرورت وجود آنها برای پیگیری نیازهای شهروندان بیش از پیش احساس می شود. اما لازمه فعالیت یک ان جی او چیست؟ آیا صرفا دور هم جمع شدن چند نفر با دغدغه مشترک و اخذ مجوز فعالیت از سوی مراجع دولتی به معنی شروع فعالیت یک ان جی اوست؟ آیا امروز و با نقش بی بدیلی که شبکه های مجازی در شکل دادن افکار و دغدغه های مردم ایفا می کنند تعریف سنتی ان جی او ها را نباید تغییر یافته قلمداد کنیم؟ هدف من از نوشتن پست قبلی شروع راهی تازه برای فعالیت ان جی او هایی بود که به ایجاد کمپینی برای تلاش برای آبادی بهبهان منتهی شود. فعالیت این ان جی او ها و کمپینها تنها یک لازمه دارد ، دغدغه مشترک و همت انجام کار عملی. خوشبختانه شبکه های اجتماعی امکان بیان دلنگرانی ها و اشتراک آن با افراد همفکر در مدت زمانی اندک را بسیار تسهیل کرده و آثار وجودی این شبکه ها را در تشکیل زنجیره های انسانی جهت حفظ آثار طبیعی و تاریخی به وضوح مشاهده می کنیم. در بهبهان نیز انتظار می رود اثر وجودی این شبکه ها حد اقل دغدغه روز و شب همه بهبهانی های ساکن و غیر ساکن این شهر یعنی پسرفت بهبهان را به موضوعی مشترک برای حضور میدانی مردم جهت مطالبه حق زندگی بهتر از کسانی که با وعده فراوان رای مردم بهبهان را به خود اختصاص داده اند شود. اما مشکل بهبهان به نظر من نه در عدم تشکیل ان جی او که ریشه در فرهنگ نا میمون مردم این شهر دارد . همه روزه شاهد هستیم مطالب ارزشمندی  با زحمت زیاد توسط جمعی از دلسوختگان بهبهانی در وبلاگهایی که تنها با عشق و علاقه نویسندگان ان ایجاد شده درج می شود و البته معمولا باهیچ گونه واکنشمثبت یا منفی  از سوی همشهریان ما روبرو نمی شود. مثلا همین پست اخیر که به دعوت از جوانان بهبهانی برای حضور در محل شهرداری و جلسات شورای شهر برای مطالبه حقوق مسلم شهروندان اختصاص داشت با هیچ بازخوردی مواجه نشد . در حالی که اگر موضوع انتقال آب کارون که البته آن هم موضوع مهمی است در همین وبلاگ درج می شد بسیاری از همشهریان ما در مورد مخالفت با اقدامات صورت گرفته با این اقدام قلمفرسایی می کردند. عدم رغبت بهبهانی ها و خصوصا جوانان این شهر به پیگیری موضوعات محلی که اتفاقا به مسائل روزمره زندگی آنها اختصاص دارد موضوعی است که به نظر من ریشه همه عقب ماندگی های این شهر است. چند سال پیش دوست عزیزی که اتفاقا همین وب نویسی زمینه آشنایی ما را فراهم نموده بود و به قول خود تباری بهبهانی داشت و البته هیچگاه در بهبهان زندگی نکرده بود ولی به نظر من از بسیاری بهبهانی ها بهبهانی تر بود و دغدغه هایش نسبت بهبهان از بسیاری همشهریان ما بیشتر بود در ریشه یابی دلایل فرهنگی عقب ماندگی بهبهان مطلبی را به تفصیل برای من ارسال کرد که بخشی از آن به شرح زیر می باشد:

پیمان عزیزم،دوست نکته سنج و دلسوزم،همتبار خوبم،به یاد داری که 11 ماه پیش زمانی که جامعهء مجازی بهبهانی ها و بههبانی تباران را تاسیس نمودم،چه تفکراتی در سر داشتیم؟؟؟پس از بیش از 330 روز فعالیت فقط قادر به جذب 70 نفر از همتباران گشته ایم،که از این 70 نفر کمتر از 5 نفرشان عضو فعال بوده یعنی در هر 4 هفته حداقل یک بار به سایت سری زده اند ولی همین سایت در بین آبادانی ها پس از 11 ماه به 13000 نفر عضو رسید که 3000 نفرشان بسیار هم فعال هستند.دوستی از دوستان بختیاری بنده از من تقاضای ایجاد همین سایت را برای بختیاری ها نمود و بنده هم اجابت نمودم،الان در کمتر از 60 روز آن سایت بیش از 900 نفر عضو ثابت و فعال دارد.....این موضوع شاید بی ربط به اصل کلام را چگونه تفسیر می کنی؟آیا تفسیر این موضوع نمی تواند این باشد که باز هم در عرصهء فضای مجازی وب نیز بسیاری از همتباران عزیز،از بهبهانی بودن خود نادم و گریزانند؟همین ماه گذشته یکی از دوستان بهبهانی و زاده و پروردهء بهبهان را به همراه همسرشان که ایشان نیز بهبهانی هستند دعوت به عضویت در سایت نمودم،ایشان که فقط 14 ماه قبل از من به شیراز مهاجرت نموده اند(یعنی دقیقاً سه سال سابقهء سکونت در شیراز) و قبل از این نیز در بهبهان سکونت داشته اند،خیلی راحت و علنی به بنده اظهار داشتند که:ما دیگه چیکار داریم به بهبهان؟؟؟.....

متن کامل نوشته این دوست گرامی که در تیرماه ۱۳۸۹ نوشته شده را در لینک زیر مطالعه بفرمایید: 

تاملی بر بهبهان و بهبهانی

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 10:57 توسط پیمان|

 

رسانه، افکار عمومی و شایعه

همت عالی جمعی از جوانان بهبهانی با عنوان رفتگران طبیعت در سال گذشته توانست تعدادی از دردمندان نسبت به آلودگی محیط زیست را هفته های متوالی در تفریحگاههای اطراف بهبهان گرد هم آورد و حرکتی نو را در زندگی جمعی شهروندان بهبهانی نوید دهد. اما امروز شهر بهبهان همانگونه که درد محیط زیست تفریحگاههای برون شهری خود را داراست با درد بسیار بزرگتر محیط شهری خود دست و پنجه نرم می کند. بهبهان امروز به جمعی همچون رفتگران طبیعت نیاز دارد تا درون این شهر و فکر و ذهنیت مسوولان این شهر را از آلودگی ها بپالایند و این شهر را از بیراهه ای که منزل نهایی آن سقوط حتمی به دره نیستی و عدم است به شاه راه ترقی و تمدن بازگردانند. واقعیت شرایط امروز این است که به بزرگان و بزرگسالان این شهر امیدی نیست چرا که وضعیت امروز بهبهان نتیجه ذهنیت و افکار و اعمال این عزیزان است.به مسوولان این شهر امیدی نیست چرا که مسوولیت در شهر ما یعنی آسه برو آسه بیا و البته ناگفتنی های دیگر . به انجمن بهبهانی های مقیم این شهر و آن شهر امیدی نیست چرا که دغدغه های آنان از جنس دغدغه های ساکنان شهر بهبهان نیست. تنها راه چاره همت عالی جوانان بهبهانی است . آنچه بهبهان در تاریخ خود کم داشته یا شاید نداشته حضور میدانی مردم جهت مطالبه خواسته های خود میباشد. باید از پشت کامپیوتر ها و اسمارت فون های خود خارج شد و حضور اعتراضی خود به شیوه تصمیم گیری در بهبهان را در محل شهرداری و جلسات شورای شهر به گوش مسوولان محترم رساند. ساختار فشل شهرداری بهبهان متناسب با نیازهای امروز بهبهان نیست .اعضای شورای شهر بهبهان توانایی اتخاذ تصمیمات مهم و اثر گذار جهت تغییر در ساختار مدیریت شهری بهبهان را ندارد .شهردار بهبهان فاقد هر گونه ایده و فکر نو جهت خارج ساختن بهبهان از وضعیت تاسف بار این روزهای این شهر است.شهرداری بهبهان فاقد کارشناسان خبره و نیروهای لایق جهت ساختن شهری آباد و شایسته شهروندان بهبهانی است .تنها راه چاره برای برون رفت از این وضعیت تکیه بر نیروی بسیار تاثیر گذار افکار عمومی است. افکار عمومی این شهر جز با همت جوانان دردمند آن در مسیر درست هدایت نخواهد شد. بیایید یک بار هم که شده نیروی افکار عمومی را تجربه کنیم. با متمركز كردن خواسته ها و انتظارات در فضاي مجازي بر فعاليتهاي شوراي شهر و شهرداري و انتقال مطالب منتشر شده در شبكه هاي اجتماعي و ... به متن جامعه روشي نوين را جهت تحرك بخشيدن به سيستم پوسيده شهرداري بهبهان آزمون كنيم

یادمان باشد:

 افكار عمومی قدرتی ناپیداست كه بی‌گنج و بی‌محافظ و بی‌ارتش برای شهر، برای دولت، و حتی برای دربار و قصر پادشاهان قانون وضع می‌كند. افكار عمومی دادگاهی است كه در آن، همه آنهایی كه نگاه‌ها را به سوی خود برمی‌گردانند، الزام دارند حضور یابند و پاسخگو باشند. افكار عمومی مانند آن كسی است كه بر تخت نشسته است، جایزه می‌دهد؛ تاج بر سر می‌گذارد و برمی‌دارد؛ و شهرت‌ها را افزایش یا كاهش می‌دهد.

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 6:27 توسط پیمان|

به نقل از  پایگاه خبری تحلیلی زیتون رئیس محترم شورای شهر بهبهان طی پیامکی از آغاز فرآیند سوال و استیضاح شهردار بهبهان خبر داده است. در این خصوص نکاتی را لازم به بیان دیدم که امیدوارم به هر نحو ممکن به استحضار اعضای محترم شورای شهر بهبهان رسانده شود.

۱- با توجه به اینکه کمتر از یکسال از شروع به کار شورای شهر جدید می گذرد انتظار می رود اعضای محترم این شورا معیارهای خود برای انتخاب شهردار را به روشنی بیان کنند و در صورتی که شهردار انتخابی در این مدت زمان اندک موفق به برآورده ساختن انتظارات شورای شهر که به نوعی انتظارات شهروندان نیز می باشد نشده بهتر است در معیارهای انتخاب شهردار توسط اعضای شورا تجدید نظر اساسی صورت پذیرد.

۲- در صورتی که شهردار فعلی به راستی توانایی عبوردادن شهرداری بهبهان از شرایط بحرانی فعلی را ندارد اعضای شورا هیچ دلیلی برای استمرار حضور شهردار در سمت فعلی را ندارند و سخن گفتن از آغاز فرآیند سوال و استیضاح نشانگر اتلاف زمان جهت به سرانجام رساندن فرآیند استیضاح و آغاز فرآیند انتخاب شهردار بعدی است که پر واضح است از دست دادن زمان اینچنین جز به زیان شهروندان بهبهانی و مجموعه کارکنان شهرداری نخواهد بود.

۳- ملاحظه تاریخچه شورای شهر بهبهان و فرآیند انتخاب شهردار طی این مدت نشان می دهد مدیریت بهبهانی در شهرداری بهبهان با شکست مواجه شده و تداوم این روند جز افزایش ناامیدی نسبت به بهبود شرایط شهر بهبهان اثری نخواهد داشت. منظور از مدیریت بهبهانی در این متن نحوه انتخاب شهردار بهبهان از مجموعه کارکنان شهرداری بهبهان یا شورای شهر است که منتهی به انتخاب افرادی گردیده که اگرچه شاید در سوابق کاری خود به سازمان شهرداری آشنا بوده اند اما فاقد تبحر لازم جهت مدیریت شهری بوده اند. به نظر می رسد سیکل معیوب انتخاب شهردار از مجموعه کارکنان شهرداری و استیضاح آنها به دلیل بروز اختلافات باید شکسته شده و معیارهای انتخاب شهردار به نحو مقتضی اصلاح گردد.

پیشنهاد می شود در انتخاب شهردار از افراد حرفه ای و دارای سابقه مدیریت شهری استفاده شود که این افراد لزوما هم نباید بهبهانی باشند . داشتن تخصص و پیشینه مدیریت موفق شهری در کنار شجاعت و انگیزه لازم برای ایجاد تحول در شهرداری بهبهان از مهمترین معیارهای انتخاب شهردار می باشد که امید می رود اعضای شورای شهر با حسن نیت و فارغ از دسته بندی های سیاسی به آن اهتمام ورزد.

در پایان پیشنهاد می شود شورای شهر بهبهان در راستای پی ریزی مدیریت اثر بخش شهری اقدام به ارائه برنامه استراتژیک شهر بهبهان نماید  و با جامع نگری آینده شهر بهبهان در فواصل زمانی ۵ سال تا ۲۰ سال آینده را به روشنی تببین نماید.

نوشته شده در شنبه سوم خرداد 1393ساعت 21:15 توسط پیمان|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت