|
بهبهان شهر ما
|
||
|
در باره بهبهان |

توسعه هر شهر را میتوان در دو بخش توسعه سطحی و توسعه عمقی دسته بندی کرد.منظور از توسعه سطحی ، گسترش جغرافیای شهر ، ساختمان سازی ، خیابان کشی و ایجاد امکانات و خدمات شهری و در یک کلام هر آنچه به محیط سخت افزاری یک شهر مربوط می شود ، می باشد. اما توسعه عمقی را می توان به تکامل فکر واندیشه ، برداشتها و باورها و هر آنچه به ذهنیت مردم یک شهر ارتباط دارد تعریف کرد.در صورتی که هر دو نوع توسعه در یک جامعه انسانی همراستا و هم جهت با یکدیگر روی دهد می توان مدعی شد توسعه پایدار همه جانبه در آن جامعه به وقوع پیوسته است.
شهر بهبهان نیز متاثر از تحولات اجتماعی سالیان اخیر که تقریبا همه جوامع بشری را دستخوش تغییر کرده است در مسیر هر دو نوع توسعه گام برداشته و شاهد توسعه سطحی و عمقی در جامعه مرتبط با خود بوده است. اما انچه در بهبهان مشهود است اینکه توسعه سطحی در بهبهان متناسب با توسعه عمقی صورت نگرفته است. یا به عبارت دیگر متناسب با تغییراتی که در انتظارات و روش و سبک زندگی مردم به وقوع پیوسته است توسعه ساختار شهری را شاهد نبوده ایم که این مساله به گسترش سطح نارضایتی در میان مردم انجامیده است.در این بین عملکرد نهادها و سازمانها مسوول در جهت بخشیدن به توسعه سطحی شهر بهبهان بیش از همه در مظان اتهام قرار گرفته است. عدم وجود وحدت رویه و انسجام لازم در فعالیتهای شهری و همچنین گسستگی در تصمیم گیری ها که در دوره هر مدیر نسبت به مدیر قبلی خود تفاوتهای فاحش و بعضا تضادهای غیر قابل توجیه دارد باعث شده است سرمایه های مادی شهروندان بهبهانی بدون اینکه برآیند مثبت و روشنی داشته باشد صرف اهدافی شود که صرفا برخواسته از برداشتهای ذهنی فردی مسوولان هر دوره تصدی مدیریت شهر بهبهان بوده است.
اما منظور از جهت گیری در سرمایه گذاری منابع مادی و معنوی یک شهر چیست؟
در تدوین برنامه های استراتژیک که راههای رسیدن به افق تعیین شده برای یک شهر را مشخص می کند باید یک فعالیت به عنوان فعالیت محوری تعیین شده و کلیه فعالیتهای بعدی حول این محور انجام شود. برای مثال اگر در افق شهر بهبهان این شهر یک شهر صنعتی دیده می شود تمامی فعالیتهای فعلی باید در جهت ساخت شهری با زیر ساختهای مناسب برای شهری صنعتی در نظر گرفته شود.یا اگر دورنمای شهر بهبهان این شهر را یک قطب کشاورزی می بیند باید تمامی فعالیتها حول این هدف مترکز شود. بدون تردید یکی از مشکلاتی که توسعه شهر بهبهان در نیم قرن اخیر را با مانع روبرو کرده است عدم تعیین چشم اندازی است که در آن بهبهان آینده را بتوان دید و تمامی فعالیتهای امروزمان را برای رسیدن به آن چشم انداز تهیه و تنظیم کنیم.
طی چند سال اخیر در شهر بهبهان شاهد رویکردی جدید از سوی سرمایه گذار بخش خصوصی در بهبهان بوده ایم. رویکردی که بهبهان را قطب گردشگری جنوب غرب ایران تصور کرده و با تعیین این هدف فعالیتهای خود را برای رسیدن به آن متمرکز کرده است.توسعه گردشگری با تکیه بر داشته های تاریخی و جغرافیایی و طبیعی بهبهان هدفی متعالی است که در صورت تحقق،جهش سریعی را در همه ارکان توسعه در شهر بهبهان شاهد خواهیم بود.گردشگری با توجه به گردش مالی موجود در این صنعت و سهم بالای اشتغالزایی و کمترین تاثیر در آلایندگی های زیست محیطی که نتیجه توسعه صنعتی است می تواند موتور محرک بهبهان برای رسیدن به توسعه پایدار باشد. برای نمونه ساخت مجتمع بین المللی آریاگان در بهبهان در راستای هدف متعالی فوق صورت گرفته که با استفاده از آخرین تکنولوژی روز در ساخت و معماری این بنا عنوان بین المللی را به درستی برتارک خود نشانده است. موفقیت نسبی این مجتمع در جذب گردشگران نوروزی در بهبهان به عنوان نتیجه مثبت رویکرد تعریف شده قابل بیان می باشد. در صورت موفقیت کامل مجتمع آریاگان در زمینه تجاری می توان امیدوار بود که سرمایه گذاران بهبهانی سرمایه گذاری های خود را در مسیر حرکت بهبهان به سوی تبدیل شدن به قطب گردشگری منطقه سوق داده و در این صورت در کمترین زمان ممکن شاهد تحولی بزرگ در توسعه شهر بهبهان خواهیم بود. امید است اندیشه خلاقانه و در عین حال متهورانه ساخت مجنمع بین المللی آریاگان با احداث سایر سازه های مدرن و جذاب تکمیل شده و در آینده نه چندان دور بهبهان را در جایگاه شایسته خود نظاره گر باشیم.رسیدن به افق تصویر شده با حمایت همه جانبه مسوولان متعهد شهر بهبهان و همچنین همشهریان دلسوز بسیار دستیافتنی است.
آیا کسی شهرداری و شورای شهر بهبهان را استیضاح خواهد کرد ؟

سال که به پایان خود نزدیک می شود همه به دنبال نو کردن وسایل خود و زندگی خود هستند . اگر امکان نو کردن نباشد ، حداقل خود را تميز و زيبا جلوه مي دهند . شايد كه اين تميزي و تازه گي در تمام طول سال تداوم يابد و مشمول "حول حالنا علي احسن الحال " شوند . در اين بين شهرداري ها و شوراهاي شهرها و روستاها نيز حسب وظيفه تمامي تلاش و همت خود را در نماياندن چهره هايي زيبا از شهر براي مردم و مسافران نوروزي به عمل مي آورند .
اگر در ايام عيد و قبل از عيد گذري به ساير شهر ها و روستاهاي اطراف و يا دور دست داشته ايد حتما" همچون حقير شاهد فعاليت هاي مضاعف و شبانه روزي شهرداري ها به منظور زدودن تصاوير زشت از چهره ي شهر و ديارشان و ايجاد نشاط و روحيه در مردم بوده ايد . از شستشوي مرتب و گردگيري خيابان ها گرفته تا مرمت دست اندازها ، آسفالت خیابان ها ، رنگ آميزي بلوارها ، خط كشي معابر ، تأمين روشنايي مطلوب ميادين و نقاط ديدني ، گل كاري و راه اندازي فواره ها و و و و .
در بهبهان اما ، گويا شهرداري وظيفه اي براي خود به منظور تأمين خدمات ياد شده احساس نمي كند .
در بهبهان وظيفه ي شهرداري ها منوط شده است به اخذ وجوه كلان از مردم و هزينه نمودن آن در مراكزي خارج از زندگي روزمره ي مردم !
لابد خواهيم شنيد كه شهرداري بهبهان تمام تلاش خود را به ۱۰ كيلومتر بيرون از شهر معطوف داشته و اقدام به احداث پارك كريا نموده است . پاركي كه زيبائيش نه از چشم گيري پروژه اجرا شده كه از چشم انداز زيباي سد و رودخانه مجاورش نشئت گرفته است . پاركي با حداقلي از هزينه ها ي ممكن و بدون توجه به لزوم بهسازي و تعريض مسير هاي منتهي به آن ساخته شد . پارکی که از همين حالا و با مشاهده ي عدم مديريت صحيح آن ، مي توان سرنوشتي مشابه پارك ساحلي مارون را برايش متصور بود .
ظاهرا" فعاليت شهرداري بهبهان محدود شده است به اجراي طرح هاي بي كيفيت در اطراف شهر .
شهرداري بهبهان دست اندازها و زير سازي هاي نامناسب و فضاهاي عمومي شهر را به حال خود رها ساخته است .
در عيد امسال هيچ بلواري در بهبهان رنگ آميزي نشد . هيچ خياباني گردگيري نشد . هيچ چراغ سوخته اي از چراغ هاي بي قواره اي كه شهرداري با هزينه زياد در سطح شهر و به شيوه غير كارشناسانه پراكنده است تعويض نشد . روشنايي ميدان ارجان كه در طول سال به طور ناقصي وجود داشت در روزهای عيد خاموش مطلق بود . نورپردازي واژه اي غريب براي ميادين ورودي و دروازه قرآن شهر بود . پرچم هاي آويخته در ميدان ارجان همه به پائين كشيده شده بود . ميادين شهر مملو بودند از پارچه ها و نوشته هاي نا زيبايي كه بدون مجوز آويخته مي شوند . انبوه آشغال در ميادين و خيابان هاي ورودي شهر بيداد مي كردند . خيابان هاي مركزي شهر نظافت مطلوب و شايسته نشده و چهره اي زشت از بهبهان را نمودار ساخته بود . و و و و
سئوال این است :
شهرداری هزینه های این امور انجام نشده را در کجا خرج می کند ؟ چه کسی در شهرداری وظیفه ی کنترل امور شهر و بررسی کم و کاستی ها را به عهده دارد كه اينهمه كمي و كاستي را نمي بيند ؟ چه کسی اقدام به نصب تابلوهای راهنمای درون شهری می کند که کج بودن تمام آنها را نمی بیند ؟ چه کسی مسئول جدول کاری خیابان ها و میادین است که كج و كوله گي و بی قواره گی آنها را نمی بیند ؟ چه کسی مسئول آسفالت خیابان ها و لکه گیری آنهاست که انبوه دست اندازها (حتي مقابل شهرداري ) و کنده کاری های غیر استاندارد سایر خیابان ها را نمی بیند ؟ چه کسی مسئول نظافت شهر است که انبوه آشغال در ورودی ها و سطح شهر را نمی بیند ؟ چه کسی مسئول بلوارها و فضای سبز شهر است که علفکاری را از چمن کاری تشخیص نمی دهد ؟ چه کسی مسئول نظافت ساختمان شهرداری است که خاک گرفتگی راهروها و چرک گرفتگی دستگیره ها و دیوارها و بی قواره بودن شاکله ی ساختمان شهرداری را نمی بیند ؟ مگر مسئولین شهرداری بهبهان در کجا زندگی می کنند که این وضع مطلوب حالشان است ؟ مگر شهردار بهبهان که با این همه استقبال بی سابقه و نصب پلاکاردهای متعدد شادباش بر سر کار آمد از کجا مسیر منزل تا شهرداری را طی می کند که تنزل بهبهان در حد یک روستا را نمی بیند ؟ چه کسی مسئول بهسازی خیابان ها در بهبهان است که وضعیت اسفناک اصلی ترین خیابان شهر یعنی "عدالت" را نمی بیند ؟ و چه كسي ...؟ و چه كسي ... ؟ و چه كسي ... ؟
نتیجه :
تنها نتیجه ممکن این است که همه ی اینها توسط مسئولین و دست اندرکاران شهرداری بهبهان دیده می شوند و با بی تفاوتی از کنارش می گذرند .
پیشنهاد :
اگر آرزو و هدف استان شدن را در سر می پرورانیم ، اين راهش نيست . بايستي خودخواهي را كنار گذاشت و به ضعف هاي خودمان نيز نيم نگاهي بيفكنيم . نیم نگاهی به همین اطراف خودمان بیندازیم ببینیم می شود میز ، دفتر کار و راهروهایمان در وضعيت بهتري قرار داشته باشد يا نه ؟ و تغییر لازم را از خود شروع کنیم . بايستي همت كنيم و اين وضع مديريت شهرمان را بهبود بخشيم تا از مشاهده زندگی خاک گرفته و روستاوار شهرمان خلاصی یافته و لياقت و شایستگی خود را برای مديريت محدوده ای وسيعتر به اثبات رسانیم .
هر كدام از ما بایستی فضاي زندگی و اطراف خود را به خوبی نگریسته و مديريت كند .
فكر مي كنم در این راستا و مقدم تر از همه ، لازم است شهردار محترم نگاهي منتقدانه به دفتر كار ، ساختمان و محيط تحت مديريتش بيندازد و تغييرات اساسي را در نوع نگاه و ساختار فكري خود و همكاران محترم و يقينا"دلسوزش ايجاد كند .

مجتمع بزرگ آریاگان تجلی خدمت سازندگان این بنا به شهر بهبهان و ساکنین آن می باشد.هر چند عده ای نیز به دلایل مختلف از جمله زد وبند شهردار وقت بهبهان با مالکان بنا در زمینه تخفیفات گسترده اعطایی شهرداری با ساخت این مجتمع مخالفت کردند.معتقدم این اعتراض نمبتواند مبنای منطقی داشته باشد زیرا:
امروزه همه دولتها و در بعد کوچکتر شهرداری ها برای جذب سرمایه گذاران اقدام به اعطای معافیتهای مالیاتی گسترده می کنند و آنچه در بهبهان صورت گرفته خارج از عرف نبوده و نیست.
اما در مورد مجتمع آریاگان نکات زیر را نیز باید در نظر گرفت :
۱- معمولا ساخت مجتمعهایی اینچنین در شهرهایی صورت میگیرد که دارای جمعیت قابل توجهی از طبقه متوسط شهری باشند. چرا که استفاده کنندگان از خدمات بازار و تفریح گاههای موجود در این مجتمعها معمولا از سوی این بخش از جامعه تقاضا می شود.
۲- با توجه به اینکه سرمایه گذاری انجام شده زمانی توجیه اقتصادی پیدا خواهد کرد که بازگشت سرمایه تخصیص داده شده به این طرح امکان پذیر باشد و این مهم با توجه به جمعیت شهر بهبهان و مخاطبان اصلی این مجتمع که همانا طبقه متوسط شهری هستند بعید می نماید،لذا اتخاذ سیاستهای بازاریابی مناسب جهت جذب مشتری از شهرهای همجوار باید مد نظر قرار گیرد.
۳- شهر بازی ایجاد شده در این مجتمع در زمره مجهزترین و بروز ترین شهربازی های موجود در ایران است که جای تبلیغات تلویزیونی آن در شبکه های ملی و استانی خالی است. ضمن اینکه اشتغال زایی صورت گرفته در قالب این شهر بازی بسیار ارزشمند می باشد.
در پایان ضمن ابراز خرسندی از ساخت مجتمع آریاگان با توجه به استانداردهای پیشرو آن امیدوارم شهرداری بهبهان نیز با استفاده از تجارب سازندگان این بنا فرآیند ساخت و ساز در بهبهان را بر اساس استانداردهای روز دنیا دنبال کند. امری که متاسفانه در سیاستهای فعلی شهرداری بهبهان مشاهده نمی شود.
چشم انداز زيباي جاده بهبهان - اهواز (ورودي بهبهان) حاصل تلاش چند ده ساله ايست كه اين روزها كابوس نابودي آن خواب از چشم دلسوزان ربوده است.خشك شدن تعداد زيادي از درختان و قطع بي دليل تعدادي ديگر .تداوم اين قصه پر غصه بدون شك ما را تا چند صباح ديگر از اين سرمايه ارزشمند محروم خواهد ساخت.

همواره سوالی ذهن مرا به خود مشغول ساخته است:
چرا در بهبهان که ما مدعی سابقه تاریخی چند صد ساله برای آن هستیم حتی یک ساختمان یا نشانه از دوران گذشته باقی نمانده است ،
این در حالی است که در شهر هایی به مراتب کم اهمیت تر و با سابقه تاریخی کمتر شاهد آثار ارزشمندی از گذشته هستیم؟
در جستجوی پاسخ به این سوال توجهم به وضعیت موجود پارک ساحلی مارون یا به قول خودمان خارستان جلب شد. شاید بتوانم با تعمیم وضعیت این پارک پاسخی توجیه کننده برای خود بیابم.
1-حدود 10 سال پیش در دوران شهرداری آقای ورزشی بنای احداث محوطه ای با چشم انداز و دورنمایی روشن در ساحل رودخانه مارون گذاشته شد که اتفاقا مورد توجه گسترده شهروندان بهبهانی واقع شد .
2- بعد از پایان دوره مسوولیت آقای ورزشی و روی کار آمدن آقای شریعت جعفری به عنوان شهردار توجه ایشان از بهبود شرایط فضای موجود در پارک ساحلی مارون به گسترش محوطه پارک و ایجاد فضایی زیر پل مارون معطوف شد و از بذل توجه به ساخته زمان آقای ورزشی دریغ شد.
3- آقای بهادری شهردار جدید بهبهان که پس از آقای شریعت جعفری زمام امور را در دست گرفت بر روند بی توجهی به پارک ساحلی مارون استمرار بخشید تا جایی که امروز محوطه ای که با نام پارک ساحلی مارون میشناسیم به متروکه ای تبدیل شده که که نه تنها راحت روان بازدید کنندگان آن نیست که آزار دهنده هر رو ح و روانی نیز هست.
حاشیه رودخانه مارون فارغ از هر زنده باد و مرده باد یک مکان نظیر با پتانسیلی فوق العاده جهت تبدیل شدن به پارکی بی بدیل در منطقه جنوب ایران است.
عدم تدوین اهداف روشن و ثابت درمجموعه شهرداری و شورای شهر بهبهان با رویکرد بلند مدت ، نا توانی در تدوین استراتژی های مناسب جهت رسیدن به اهداف تعیین شده ، عادت شدن اتلاف سرمایه های شهروندان و پاسخگو نبودن مسوولان و البته پرسشگر نبودن شهروندان و ....همه و همه در عملکرد سلیقه ای مسوولان شهر بهیهان تاثیر گذار میباشند.
اینگونه میشود که سرمایه گذاری های عظیم صورت گرفته در زمان یک شهردار به باد فنا می رود و در طول زمان مشاهده می کنیم که هیچ سازه ای از زمانهای گذشته برای آیندگان این سرزمین باقی نخواهد ماند............
انتظار ميرفت اين وقايع در بهبهان نيز بازتاب داشته باشد و در شهري كه بنا بر اكثر روايتها محلي است كه ماندگاري تاريخي آريو برزن را رقم زده است مباحث پيرامون اين موضوع شنيده شود. واقعيت اين است كه اين وقايع باعث شده تمركزي هر چند محدود در رسانه ها بر موضوع آريو برزن ديده شود كه ميتوان آن را فرصتي براي شناساندن بيشتر اين شخصيت تاريخي به همراه معرفي تنگ تكاب به عنوان نقطه اي كه آريو برزن را تاريخي كرده است قلمداد كرد.
مطلب زیر برگرفته از مطلبی در همین رابطه از سایت شهرستان ممسنی است:
مثلا مدتی پیش محققین ممسنی مصرا در پی اثبات محل درگیری آریوبرزن با اسکندر بودند و اعتقاد دارند مکانی را که عنوان سنگر دارد و آثار سنگر بودنش را هم یدک میکشد بجای تنگ تکاب که گویا محل بروز شهامت و مردانگی مردی به عظمت و پاکی آریوبرزن بوده محل اصلی درگیری این سردار با دشمن وطن بوده بهرحال مهم دفاع از مام وطن آنهم در بزنگاه تاریخ بوده که باعث افتخار هر ایرانی در هر کجای از کره ی خاکی میباشد.

اما نظر یازدید کننده محترم وبلاگ:
« سلام
اگر آدم با سوادی بودید (که مشخص است که نیستید)درمورد ایجاد شرکت نفت و گاز بهبهان اینگونه مطلب نمی نوشتید چرا گه بهبهان نفت کمی دارد و به این دلیل از لحاظ اقتصادی و مدیریتی ارزشی ندارد در ثانی نیروهای بومی به تعداد کافی به کارگیری شده اند و در آخر اگر خیلی ادعای مردی و با عرضگی دارید حرف نزنید و با سند و مدرک به مراجع مربوط رجوع فرمایید»
من هم با نظر آقای «احمد» ( شخص نظر دهنده محترم) در بی سواد بودن خود موافقم و از این جهت ادعای ایشان را تایید میکنم اما خوب است در عین بی سوادی نکاتی را در خصوص موضوع مطرح شده عرض کنم. اگر آقای احمد و دیگرانی که در دوره معاصر در قید حیات هستند اندکی دامنه دید خود را وسیع کرده و به هفتاد یا هشتاد سال پیش بازگردیم یعنی زمانی که هنوز منابع نفتی مناطق گچساران و آغاجاری کشف نشده بود و اصولا این دو شهر وجود خارجی نداشتند خواهند دید که وسعت جغرافیایی شهرستان بهبهان بسیار بیشتر آن بوده است که امروز می بینیم.طی هفتاد سال به بهانه های مختلف از جمله ساخت شرکت-شهرهایی مثل آغاجاری -امیدیه و گچساران از وسعت جغرافیایی بهبهان آنچنان کاسته شد که به قول این بازدید کننده محترم بهبهان اصولا دارای منابع نفتی نیست که اکنون مدعی بهره مندی از درآمدهای آن باشد.آنچه مسلم است و شکی در آن نیست این است که فلسفه وجودی شرکت - شهرهایی مثل گچساران یا امیدیه تنها نفت بوده و پس از فروکش کردن نفت طی سالهای آتی (که البته چندان هم طول نخواهد کشید ) این شهر ها به سرنوشت جد خود مسجد سلیمان دچار خواهند شد و به یکباره به شهرهایی متروک تبدیل خواهند شد. تنها شهری که وجودش مستقل از نفت بوده بهبهان است که کج دار و مریز به حیات خود ادامه خواهد داد. حال با توجه به این نکته اگر بخشی از درآمدهای نفتی این منطقه صرف توسعه و آبادانی شهر بهبهان میشد تا این شهر پس از فروکش کردن تب نفت در منطقه به شهری مرفه و بزرگ برای ساکنین جنوب ایران تبدیل میشد آیا منطقی تر از تاسیس شهرهایی چون گچساران و امیدیه نبود. البته ذکر این نکته ضروری است که بهبهانی آباد ادامه بقای شهرهایی چون گچساران و امیدیه را توجیه پذیر خواهد کرد .اما این دوست عزیز از بهره بهبهانی ها به عنوان نیروی بومی از تاسیسات نفتی منطقه هم یادی کرده اند. برای روشن شدن اذهان ذکر این نکته را خالی از لطف نمیدانم. نفت منطقه آغاجاری از طریق خط لوله به پالایشگاه تهران و اصفهان منتقل می شود. کل خوراک پالایشگاه اصفهان به عنوان دومین پالایشگاه بزرگ نفت کشور از منطقه آغاجاری تامین می شود. نزدیک به ۴۰۰۰ نفر پرسنل این پالایشگاه به اضافه هزاران نفر شاغل در بخشهای پایین دستی این پالایشگاه مثل صنایع پتروشیمی -روغنسازی و قیر سازی و .... در این صنایع مشغول به کار هستند. اکثریت مطلق شاغلان در صنایع ذکر شده ساکنین خمینی شهر اصفهان هستند. آیا بهره مندی بهبهان به عنوان بزرگترین شهر منطقه از اشتغال دائم ساکنینش بابت منابع نفتی خود بیشتر بوده است یا شهری مثل خمینی شهر صدها کیلومتر آن طرف تر؟
|
|